زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
#آیینہدوازدهم 〔در انتظار نرگس🌻〕 آقای من! انگار غربت شده ارث خاندان شما یک روز مدینه، یک روز کرب
#آیینہسیزدهم
〔در انتظار نرگس🌻〕
آقای من!
ای خورشید پشت ابرها،
کی شود ابر سیاه گناهان ما
اجازه بدهد که ببینیم چهره دلربای شما
بیا که من زنده ام به امید این رویا .
قلبم بدجوری بی تاب است ارباب، امشب هم گذشت و نیامدی و من در انتظار فردا می مانم که شاید این جمعه روز ظهور باشد . در توشه دنیایم جز غم شما و انتظار فرجتان چیزی نیست ، خودت دستم را بگیر در روز محشر طلعته الرشیده من.
ای منجی دل ها !
بیمارم زیرا خالی ام از شما
و بی تابم چون نمی بینم روی شما
ولی می دانم که تویی طبیب دوار بطبه ما
چه زیبا گفت سعدی حال دل مرا که :
گر طبیبانه بیایی به سر بالینم
به دو عالم ندهم لذت بیماری را
آقا جان ! می دانم که تکیه گاه خوبی برایت نیستم ولی تمام تلاشم را می کنم تا بتوانم یاورت باشم ، تا نوکرت باشم، تا زمینه ساز ظهورت باشم ، شما هم دعایم کن تا بتوانم شیعه واقعی باشم
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید شاید
پرده از چهره گشاید شاید....
آقا شرمندهام که مدام شرمندهام🥀.
✍🏻 بھ قلم امانھ
‹ زیاࢪٺ زیباسٺ ›
زندگی مثل کوهنوردی است ...
باید کوله داشت، همنوردداشت، مسیر داشت؛
اما با تمام اینها به قله که میرسی فقط چند
لحظه میتوانی در اوج بمانی .
از سربالایی ها وسرازیریها لذت ببرید !😻
در دل من چیزیست ؛
مثل یک بیشهی نور مثل خواب دم صبح !
و چنان بیتابم که دلم میخواهد ،
بدوم تا تهِ دشت ، بروم تا سر کوه
دورها آواییست ، که مرا میخواند^^
-جنابِـ سھراب سپھرے
•[همنورد عزیز ]•
هفته که خستہ میشود آدینه ای میطلبد رویایی ! 🚵🏼♂
نزد من بیا بر بلندای کوه 𖧧
تا بتکانیم خستگی مان را
و قدمی بزنیم با عشق 𔓘
حسین جان
دل آدمی مگر چقدر
تحمل دارد
ندیدنت را...!(:
ابکی من فراق الحسین…
آنقدر پشتِ درِ خانه تو می ایستم
تاکه در باز شود بوسه زنم بر پایت
؛〈🌙♥️〉
دارا شوند هر چه فقیر است با حسین
زیبا شوند هر چه مسیر است با حسین
خواهی بهشت هر دو جهان را ، بهانه کن
مِهر حسین، سوی دل خود روانه کن
هر کس شود اسیر حسین، پادشاه شد
هر کس رها شد از غم تو روسیاه شد