؛〈🌙♥️〉
دارا شوند هر چه فقیر است با حسین
زیبا شوند هر چه مسیر است با حسین
خواهی بهشت هر دو جهان را ، بهانه کن
مِهر حسین، سوی دل خود روانه کن
هر کس شود اسیر حسین، پادشاه شد
هر کس رها شد از غم تو روسیاه شد
دلتنگی هایم را، به امید دیدار کربلای تو خرج
میکنم؛ من دلم زود می گیرد اما ایمانم اگر به
چیزی بند شود، دیگر هیچ حرفی نمیتواند آن
را سست کند؛ ایمان دارم وقتی که دلم عجیب
برای تو تنگ می شود، وقتی عجیب دل هوای
دیدارت را دارد، وقتی عجیب جاذبهی قلبم به
سوی توست، درست آن لحظه است که پایم به
ثواب زیارت تو و دلم به نگاه پر مهر پدرانهات
قرص میشود که تو را از همین اتاقم و پشت
پنجرهای نیمه باز زیارت کردهام♥️'!(:
زیارت زیباست...InShot_۲۰۲۳۰۲۱۶_۲۳۱۴۱۴۳۲۶_۱۶۰۲۲۰۲۳.m4a
زمان:
حجم:
4.9M
افسوسکہنسبتبہشمافھمندارم💚🌿.
[کلیک^^]
بہ قلم امانھ و نوای خادمالزهرا🎙؛
زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
#آیینہسیزدهم 〔در انتظار نرگس🌻〕 آقای من! ای خورشید پشت ابرها، کی شود ابر سیاه گناهان ما
#آیینہچهاردهم
〔در انتظار نرگس🌻〕
آقای من! دلتنگ می شوم و آرام زمزمه میکنم
‹ انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم ›
ارباب دلم، خودت گفتی که هرگز فراموشمان
نمیکنی، وقتی که تو حواست به من هست دیگر
غمی ندارم؛ با یادت قلبم رام می شود و نجوای
‹بابی انت و امی و نفسی› سر میدهد، انگار این
دل خوب میداند در کدام خانهای را بزند و برای
اهل کدام خانه سر بدهد . .
خورشید تابنده من! در نیمه شب دنیاییم و چراغ
راهمان تویی، گر نگاهمان نکنی به مقصد نمیرسیم
و هرگز رنگ ‹ سلام هی حتی مطلع الفجر › را
نخواهیم دید .
مولا جان!
دلم بهانه گیر شده
زندگی میخواهد
عشق می خواهد
سفر میخواهد
نه، هیچکدام از اینها را نمیخواهد
این دل فقط تو را می خواهد،فقط
یوسف زهرا ! همه دست به دست هم دادهاند که
دستهایم را از دستان تو جدا کنند، سرم را گرم
کردهاند که یادم رود از وجود کیست که سر در
بدن دارم ، اما نمی دانند که
من شنیدم سر عشاق به زانوی شماست
و از آن روز سرم میل بریدن دارد . . .
✍🏻 بھ قلم امانھ
‹ زیاࢪٺ زیباسٺ ›
زیـاࢪٺ زیبـاسٺ !'
#آیینہچهاردهم 〔در انتظار نرگس🌻〕 آقای من! دلتنگ می شوم و آرام زمزمه میکنم ‹ انا غیر مهملین لمر
#آیینہپانزدهم
〔در انتظار نرگس🌻〕
آقای من! ای که آغوش گرمت پذیرای هر چه
درمانده دل شکسته است، درمان کن دردم را
که تو بهترین طبیبے . . .
منجی دلم! درست است که راه ظهورتان را
بستم ولی میشود چون حر به سپاهتان راه
پیدا کنم اگر دعایم کنی و راه را نشانم دهی .
آبروی عالمین
خدا کند همچون زهیر بن قین
در جنگ با نفسم پیروز شوم و
ببینمتان شب جمعه ایی ببین الحرمین
آقا جان! آرامش این روزهایم شده دعا کردن
برای ظهورت، میدانم که می بیند پروردگارم
این انتظار را و می شنود دعای بنده گناهکار
را پس می گویم با خودش:
یا راد یوسف علی یعقوب
میدانم که پرونده اعمالم هست معیوب
ولی یقین دارم که شما هستید غفار الذنوب
بهکریمی خودتان برسانید مولایم را که شدهام دلآشوب
امامم! سینه دخترت از دوری به تنگ آمده و با
آرزوی دیدار به خواب می رود ولی با ‹عاقبت
یکسان نباشد حال دوران غم مخور › امید میگیرد
که خدای من همان خدای یعقوب است که آخر دل
را به دلدار میرساند .
یك روز به انتقام هفتاد و دو شمس
با سیصد و سیزده قمر می آید♥️.
اندکی صبر فرج نزدیک است . . .
✍🏻 بھ قلم امانھ
‹ زیاࢪٺ زیباسٺ ›
«🎻»
-
-
هیچۅَقتیِہرۅزِخۅبِترۅ
بـٰافِڪرڪَردَنبِہدیرۅزِبَدِتخَرابنَڪُن..シ!🍊💛
-
اونجاڪہخدامیگہ:
«قالَلاتَخافاً،إنَّنِي مَعَكُماأسمَـعُوأري»
«نترسید؛خودمهواتونودارم..!»
چقدرقشنگدلادمروقرصمیکنہ(:🌿!