هدایت شده از ^᪲᪲᪲ فاء .
من اولین باری که رفتم هیئت ماه غم اباعبدالله بود ..از ۲۰ روزگی تا همین الان ، من عاشق ، سین زن ، گریه کن شما بودم .. الحمدالله ..
اولین باری که به زیاتتون اومدم ۲ سالم بود ..خیلی بچه بودم اما قلبم از همون موقع عاشق شما بود و این عشق همیشگی شد :(
همیشه از اولین روز محرم تا اربعین برای من متفاوت بوده ..
کل سال رو منتظر این ماه ُ شب های هیئت میمونم ..
نوزاد که بودم با مقنعه ی کوچولویی که روی سرش نوشته بود یا حسین به هیئت شما می آمدم و قلب خیلی کوچولوی من عزادارتان می شد ..
اون مقنعه یادگاریِ کربلا برای منه ..
یکم که بزرگتر شدم ، با چادر و روسری کوچولو ُ لباس های مشکیم میومدم ُ با دستای کوچولو براتون سینه زنی میکردم ..
هنوز سرودی که برای محرم با بچه های هیئت کوچولو و دخترونه مون آماده کرده بودیم ُ رفتیم مسجد خوندیم ُ یادمه ..
اسمش حسین عزیز دل ها بود ؛ چقدر قشنگ بود ..
حالا که بزرگتر شدم همون سرودُ به بچه ها یادم میدم ..
حسین عزیز دل ها یه یادگاری پر نور ِ تو قلب من .
خونه سازی با مهر های حرم شما ..
بازی در بین الحرمین ..
من از بچگی تو روضه شما بزرگ شدم ..
غم های کوچیک ُ بزرگمو به شما گفتم ..
و چقدر خوشحالم که عشق شما در وجود من ریشه داره ؛
خداروشکر که به محرم امسالم رسوندی منو ..
نجات دهنده همیشگی من ..
آرامش قلب غم زده ی من ..
بهترین رفیق من ..
تنها پناه من ..
کسی که منو با همه بدی هام دوست داره ..
دوستت دارم و این واقعی ترین دوست داشتن من است ای مهربان از تر پدر و مادر حسین :(
- دلنوشتهبرایامامحسینمن .
[محرم 1404 - شب اول ]
- ضُـحـیٰ .
نبینتویخرابههام، آسموناجایمنه . .
مندخترشاهمودنیاواسهبابایمنه :)))
- ضُـحـیٰ .
مندخترشاهمودنیاواسهبابایمنه :)))
نبینالانگرسنمه،عالمروزیخورمه ..💔