گویی ما علیدوستها رسم داریم با زنده شدن این داغ ها مجدد یک عمر برای وداع عاشقانهی امامان دوباره اشک بریزیم و ته دلمان دعا کردیم هیچ مردی اینطور عزادار عزیزش نشود. انگار قرار است همان داغ، همان درد را هزارباره ببینیم .. تا کمی از غم مولا به جانمان بنشیند و شبیهمان کند به امامی که دوستش داریم ..
بعضی وقتا یسری چیزا نشونه میشن برای تسلای دلِ بیقرار ؛
در درگاه الهی چیزی گم و خواستهای رد نمیشود، اما ممکن است زمان آن هنوز نرسیده باشد .
مثله یه متن از کتاب که تلنگر امروزم شد(:
بله خیلی درست گفتید آقای مجری،
آدمی وقتی عزیزش به رحمت خدا میره به دنبال نشونهست!
دقیقا با خاطراتِ عزیزش زندگی رو میگذرونه((:
مثله تک به تک عکسهای قاب شده از رهبر شهید داخل رواق های حرم که واقف بر اینه که مشهد هم در فراق شما گریست ..
یا مرور بیانیه هایی که به مناسبت ایام دادید ُالان فقط داغش بر دل ما نشسته ..
درحال حاضر هم که مکبر بیت رو به مقتل شما دعوت کردن،
مجدد یاد قنوت نماز هاتون زنده شد(:
ما عدهای هستیم که دائما نیازمند حرم هستیم . نیازمند به آغوش کشیدن ضریح ! با قدمهای آهستهای که در صحن برمیدارم نفسهای عمیقی میکشم ؛ میگویم غریبم ، شبیه به گلدانهای پژمردهای میآیم که مدتهاست کسی زحمت نداده از آن مراقبت کند و بوی آخرین گلی را میدهم که حضرت در گلدانِ قلبم کاشت .
در چاه روزگار که میافتم چارهام حرم و تسلای دلم آغوش ضریحت میشود !
حرم توست که مرا از ظلمات دنیوی به عرش معنوی میبرد .
من فکر میکنم این شگفتانگیز است که کسی ، درحالی که اندوه محاصرهاش کرده و اشک از چشمهایش سرریز میشود به حرم میرود تا آنی جلا بخشی روحش را ..
یا بهتر است بگویم ما غریب ها راهی جز راهِ منتهی به حرم نداریم
سیدهمعصومه درواقع منظورم آن است ما میآییم تا در آغوشت پناه بگیریم:))))
[مأمنِمن]
به دنیایی که به نبودن سیدعلیحسینیخامنهای بعد از هفتاد روز در آن عادی و کمرنگ میشود دل
نمیبندم.
مجبوریم به گذر کردن از پیچ و خم زندگی اما باور نمیکنم که دنیا بعد از همچو تویی هنوز ایستاده آقا ..!
گویی که جهان از درون فرتوت شده و فروپاشیده اما ظاهر خویش را حفظ کرده
ستاره ها به چه میبالند؟. که بعد از این ایام جانسوز فقدانِ شما این چنین برق میزنند؟
ماه چطور؟ او نیز بعد از تو به خاموشی نگرایید ..
دنیا عجب بیمعرفت و شرم است.
ضحـیٰ²¹³
:))))🤍
ء.
و پیوند دو دریا چه دیدنیست! هنگامی که به اذن اویی که باید، دست در دستِ دیگری گذاشته، جهان را به جوش و خروشِ محبتشان وا میدارند،
امواجِ متلاطم بخشندگیهای وقت و بیوقتشان را به ساحلِ عالمیان عطا کرده و «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَان» را در نوری از بندگی و خوشبختی تفسیر میکنند.🤍
چه فرخنده شبی بود امشب
پیوند دوتا نور
گاهی هم میونش نم نم بارون
صدای کِل و هلهله
خیابونای چراغونی و پر از ریسه
ایستگاه صلواتی با چایی و شیرینی…
خیلی وقت بود دل هامون انقدر شاد نشده بود
که صدقه سری تازه داماد نجف، امیرالمومنین، حیدر کرار، این شادی نصیبمون شد . :)
خداروشکر | ~احوالات