وقتی قرار باشه بیام دیدارتون اما جایِ لبخند شما، تابوت رو ببینم پس زنده موندن چه ارزشی داره؟
امیدوارم اونجایی که نگاهم افتاد به تابوتِ شما همونجا از غمت جون بدم آقایِ کشوردوست.
دیروز و دیشب رو با نوایِ گرم و پرشورِ حسین حسینها نفس کشیدم. نفس کشیدن به معنیِ واقعیِ نفس. دم و بازدمِ ملایم اما عمیقی که هوای محرم رو با لطافت وارد ریههام میکرد و خُنکای حالِ خوبِ این غم رو به عمقِ وجودم هدیه میداد.
محبوبِ دل،
ممنونِ غمت هستم،
و ممنونِ محرمت.
ضحـیٰ²¹³
از نظرم آدمی به روضه درمانی احتیاج دارن . اصلاً آدمیزاد به روضه زندهست ! به اینکه با روضه به تیرگیهای وجودش پی ببره ؛ به اینکه با پیوند زدن رنجِ سطحی به رنجِ عمیق ، روح و جسمش رو در مسیر رشد قرار بده . از گریه نکردن تو روضه بفهمه کجا پاشو کج گذاشته !
الحمدالله میون هیئت شما قد کشیدیم اباعبدالله
ضحـیٰ²¹³
راستش را بخواهی محرم امسال، جور دیگریست.
من خودم را با قلبی چاک چاک از بازیِ دهر به محرم جد تو رساندهام. اما سید اگر دست دخترت را نگیری در آن دنیا نیز دعایمان نکنی چینیِ بند زدهی جانش میشکند و خاکش میکنند. آقایِ روزهایِ سردرگمیها و پریشانی هایم خلاصه شرح حال کنم باید بگویم: جانا چه گویم؟ شرح فراقت
چشمی و صد نم، جانی و صد آه.