eitaa logo
ضحـیٰ²¹³
471 دنبال‌کننده
357 عکس
71 ویدیو
0 فایل
#ابناء‌الحیدر [الٰهی؛ إِسْتَعْمِلْنیٰ لِماٰ خَلَقْتَنی لَهُ] نشر مطالب؟ باذکر استغفار . موقوفه‌ی؛مادرم‌،حضرت‌ِزهراء . فی‌آغوشِ‌الله .
مشاهده در ایتا
دانلود
در جمع اصحاب نشسته بود ناگهان فرمود : مراقب تُنگ های بلور باشید سپس لبخندی زد و ادامه داد : دختران را میگویم .. - پیامبر رحمت [ص] .
دستی‌ کشید‌ بر دلم ، از عالـم بی‌نیاز‌ نمود آنکه‌ مرا‌ بهر یاری خود‌ سحري خوانده‌ بود :)
یه بنده خدایی بود میگفت، بچه ها، نگید حضرت زهرا حرم نداره.. یه یا زهرا یه یا فاطمه بنویسید بزنید به دیوار اتاقتون، به خونتون بگید مادر من میخام از این به بعد اینجا حرمت باشه اون‌وقت برای هرکاری که میکنید نیت کنید! ظرفم میشورید به نیت ظرف های حرمش، هیئتش بشورید..! اینجا میشه حرم مادرمون حضرت زهرا. از اون وقت مراقبیم، مبادا تو حریم حرم گناهی کنیم [حرم بسازید شماهم]
[ یا لیله الجمعه احلمنی احلامنا الی السماء الکربلا ] ای شب ِجمعه آرزوهایمان را به آسمان ِ کربلا برسان ..
مدتی است فهمیده‌ام برکت یعنی همین بارانی که وقتی با او حرف می‌زنم می‌بارد. گمان کنم ثواب هم داشته باشد؛ با دل با او حرف زدن را می‌گویم..(:
اینو لحاظ کن .
- [ حوالی صبح فتح ] یک سالِ پر هیاهو، یک سالِ پر مرارت یک سال کُشت و خندید جرثومه‌ی شرارت داغی به سینه داریم از ماجرای این سال از خون و قتل و غارت، از بمب و جنگ و اشغال یک سال نه، که پیر است این روزگار پر آه روزی عماد و روزی سید حسن نصرالله باور کنید یا نه، ما وارث «حنین»ایم آزاد‌ه‌ایم چون حر، ما ملت حسینیم ما آمدیم این بار با فتح بازگردیم در عالَم این علَم را ما بر فراز کردیم در کار نیست صلحی، تا زندگی نبرد است از مرگ نیست ترسی، این آرزوی «مَرد» است
هدایت شده از ²¹³
بهترین چیزی که میتونه رزق ثبت بشه لبخند ُ اشک ُدعا به همراه داشته باشه ، از این فاصله ها همین ردوبدل کردنِ روضه هاست ..
. دل ما، از غم جاماندن، شعله‌ور شده؛ شده آن شمع‌هایی که امشب گوشه و کنار مرقدتان می‌سوزند و آب می‌شوند ... دل ما، امروز، دارد توی جنوبی‌ترین جای یک کشور دیگری که وطنمان نیست اما عزیزمان، بزرگمان، سیدمان را در خودش جای داده، می‌تپد! ضاحیه.💔
پیام آقا رو خوندین؟ آخرش اونجا که نوشتن " و سلام ویژه‌ی من به شما فرزندان عزیزم، جوانان سلحشور لبنان ..." انگار که میگن من هستم. یتیم نشدین هنوز :) شما بودین عاشق چنین رهبری نمی‌شدین؟
؛ بخش عربی را سپرده بود به من. زبانم نچرخید بگویم: نه؛ من آدم صدا و دوربین نیستم! رفتم توی اتاق مخصوص صدابرداری. از این‌ها که یک شیشه‌ی قطور دارد و یک درب ضدصدا. میکروفن را کشیدند جلو، متن را دادند دستم: بسم الله! «خدایا چه کنم؟ من که بلد نیستم.» یکی_دوبار گفتم. آمد داخل اتاق. رو کرد به من و با جدیت گفت:«فکر کن ذاتاً عربی! خوب تلفظ می‌کنی اما محکم بگو. داری توی دهان صهیون می‌کوبی به سلامتی! اصلا.. اصلا دیدی سیدحسن نصرالله چطوری صحبت می‌کند؟ چگونه محکم و با صلابت، صدایش را مُشت می‌کند و با تمام قوا هدف را می‌زند؟! سید را در نظرت بیاور و بگو!» درحالی که مثل تو، انگشت اشاره‌اش را بالا برده بود. رد انگشتش را گرفتم تا خیال... می‌دانی سیّدنا؛ من هنوز هم می‌گویم خوب نشد. آن‌طور که باید نشد. اصلا هیچ‌وقت صدای خودم را گوش نکردم. هرچقدر بین همه پیچید و از من می‌پرسیدند:«اصالتاً عربی؟» می‌خندیدم. اما خودم می‌دانم من هیچ‌وقت نتوانستم نصرالله‌وار بگویم. هیچ‌وقت هم نمی‌توانم. من می‌گویم آدم باید شجاع باشد، شیر! مثل تو.. تو که از پشت تلویزیون‌های بزرگ یک کلام می‌گفتی و جمعیت شورانده می‌شد. موج اقیانوس از جا بلند می‌شد و یک‌صدا می‌ریخت توی رسانه‌ها. پیشتاز مقاومت" را نشان می‌دهد: « لبیک یا نصرالله! » ~ اندر احوالت