eitaa logo
ضحـیٰ²¹³
471 دنبال‌کننده
357 عکس
71 ویدیو
0 فایل
#ابناء‌الحیدر [الٰهی؛ إِسْتَعْمِلْنیٰ لِماٰ خَلَقْتَنی لَهُ] نشر مطالب؟ باذکر استغفار . موقوفه‌ی؛مادرم‌،حضرت‌ِزهراء . فی‌آغوشِ‌الله .
مشاهده در ایتا
دانلود
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صورتش را پوشاند و کیسه‌ی نان را بر دوش گذاشت، اشک از چشم‌هایش جاری می‌شد، می‌دانست امشب، بابا به آرزویش رسیده و حالا در کنار مادر است،(: اما این چیزی از داغ کم نمی‌کرد‌. وارد خرابه شد، کودکی که پدرش در جنگ کشته شده بود سویش دوید و گفت: امشب دیر آمدی! مژده بده! علی را کشتند. حسن بن علی تکه‌ای نان جو از کیسه درآورد و زیر لب فرمود: خدایش رحمت کند.
خدای من... به محضر تو می‌رسه صدای من؟! هوایی نجف شده؛ هوای من(:
این شبا خیلی محتاج عتبات عالیاتم، از آقای نجف خواستم سال دیگه شب قدر نجف باشم امیدوارم امام‌علی تا سال دیگه بیشتر دوسم داشته باشه، آرزوم برآورده بشه((:
چیزی‌نمانده‌بودکه‌بیرونمان‌کنند، ممنون‌ِحیدریم‌که‌دَرهم‌حساب‌کرد .
گاهی دلتنگ میشید قرآن رو بغل کنید احساس میکنید که گرم هست و تپش داره
در افطار در سـحر هر کجا که حالی پیدا کردید ، به خدا بگویید من نمی‌دانم چگونه میهمانی هستم ؛ اما می‌دانم در صدر این ضیافت ، میهمان عزیزی داری . . اگر من میهمان خوبی نیـستم ، به احترامِ او من را ببخش ! آن میهمان ، وجود نازنیـن مولای‌مان امام زمان عج است . [ استاد فاطمی‌‌نیا ]
تو دنیا نمیازمون فقط یچیزه ؛ ولاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ .
در خصائص‌الحسینیه اومده که؛ «هرکس شب جمعه دلش هوای کربلا کند، مادر سادات وقتی مشرف میشوند به حرمِ سیدالشهدا، جای خالی جاماندگان را نگاه میکنند؛ و به اسم ایشان را یاد می‌کنند.» مادرجان ،ما امشب خیلی دوست داشتیم کربلا باشیم ..
اتو را از برق می‌کشم. سیمش را آرام می‌گذارم روی میز. دو گوشه‌ی روسری را می‌گیرم توی مشتم‌. پاورچین می‌روم سمت کاناپه. چفیه را هم می‌گذارم کنارش. دست می‌کشم روی مربع‌های مشکی‌اش. قطره‌ی اشکی سر می‌خورد و می‌چکد رویش. به یاد همه‌ی مادرهای غزه با لباس‌های خاکی و خونی‌شان. من امروز رفتم تا از ته دلم فریاد بزنم مرگ بر اسرائیل. شما چطور؟
یک لحظه تصور کن؛ پرنده‌های اهریمنی اسرائیل را که بر سر غزه مرگ می‌ریزند و آدم‌هایی را که با شنیدن صدای انفجار می‌دوند. دیوانه وار می‌دوند. می‌دوند تا برسند به خانه‌شان. خانه؟ چادر؟ سرپناه؟ اصلا خانه‌ایی دارند؟ توانستی تصور کنی؟ من نمی‌توانم. جانم می‌آید توی حلقم. نمی‌خواهم بهش فکر کنم. به بعدش. به آوارها. به آدم‌های زیر آوار مانده. چرا آدم‌ها را می‌کشید؟ بِأَیِّ ذنبٍ قُتِلَت؟ ~احوالات
مردم عزیز غزه ما شما را فراموش نمی‌کنیم. حتی اگر وسط تعطیلاتِ عید نوروزمان باشد. وسط سفر و مهمانی و دورهمی‌هایمان. آدم که زخمِ دلش یادش نمی‌رود.
قشنگ بود(: