امشب با یه فیلم کوتاه رفتم به راهیان نور پارسال، وَ جالبتر که از شلمچه بود. دقیقاً همون اونجای آشنا
یادمه چی به سرم اومده بود، کی بودم، کجا بودم
وَ
چی شدم، کی شدم.
همه رو یادمه مادر جان.
مادر جان ما طفلکیتر از این حرفائیم که با زمزمه حزندار و غمآلود " مولاتی یا فاطمه " هقهق میزنیم.
مامان جان قلبِ این آدمیزادای شاید محبِ شما و اهل بیتتون به درد اومده.
مادر جان، امّا هوای " قلوب المنکسره"
رو داشته باش.
#قلمِدل
شب ِعرفه، [مأمن]
عجیب دلم میخواست پست بعدیم با این جمله شروع شه :
بعد از حمله های پیدرپی و مظلومیت جنگ غزه و شهادت آقای رئیسی و هنیه و درگیری لبنان و قتل عام فلسطینیا و سید حسن و حمله به لبنان و یحیی سنوار و آتش بس لبنان و حمله به سوریه و اتفاقای عجیبش و . . .
امروز آقامون اومد (:
لذا همونطور که مستحضرید تحت ِلوای ولایة امیرالمؤمنین علیهالسلام بودن، مساویست با یاری ِخداوند متعال .