او مرا به سوی خود خواند ..
در های قفس گشوده شد ؛
سوزش جراحت ها در خانه پدری آرام گرفت ؛
و تا ابد شده ام مبتلای
غبارِ کاشی های حرم اش ..
ضحـیٰ²¹³
حفظهالله
تاریخ این رو اثبات کرد که با یک رهبرِ
مقتدر و عقیدهای راسخ، میشه مرز دنیا رو جابهجا کرد .
شرحِ سفارشات نبی را ستمگران
با میخ در به سینۀ زهرا نوشتهاند .
- راستی فاطمیه نزدیک است
؛
میگن ، فاطمیه مثل محرم نیست
فاطمیه خصوصیه ، حسین
هرکسی رو نمیاره تو مجلس عزای مادرش ،
بعد میگن همونایی که آقا میارنشون
تو مجلس مادرش که تو محرم
خودشونو به مادرش ثابت کردن ،
خواستم بگم ، با تموم شدن محرمت
نفس ماهم میره ، عین یه عمر
ما تو محرمت کل عمرمونو زندگی میکنیم
غم اینکه ، ۱۰ شب ، یه هفته
قبل محرم اینور اونور میزنیم تا
کارای ۱۰ شب هیئتمونو جفت وجور
کنیم ، و تا خود صبح بمون و هیئتو
مرتب کن ، چشم بهم میزنیم میرسیم
دهه دوم ، از این هیئت میریم اون هیئت
اونجا کار میکنیم ،اونجا جونمون میره ، و امان از دهه سوم
استرس اربعین ، برنامه های اربعین
ترس ندیدن مشایه ، کربلا ، نجف ..
ترس جاموندن ،
چشم وا میکنیم و محرم تموم شده ،
اینارو گفتم تا برسم به اینکه
آقا نمیدونم ، پذیرفته شدیم
به چشمت اومدیم ،
به دلت نشستیم ،
ازمون قبول کردی یانه ،
فقط همینقدر میدونم که ،
مارو از خودت و اهلبیتت جدا نکن
نکنه ، شب اول فاطمیه
مارو از خوبا سوا کنی ،
درسته آدم خوبی نیستیم
اما هرجا به استخونمون میرسه
میگیم مادرمون حضرت زهراست
نکنه شب شهادت مادرمون ،
زنده نباشیم و نیایم مجلس .
-
/ ء محرموصفر ۱۴۴۷ .
از نجف بگم ؟
وقتی حضورت رو اونجا احساس میکنی ،
انگار که هیچوقت قلبت شکسته نشده ؛
هیچ زخمی روی ِروحت نیست ؛
حسی که اون لحظه داری اینطوریه که انگار معشوقی
داشتی و پس از سالها فراق بهش رسیدی ؛
ولی با این همه احساس ِخوب باز هم غم عجیبی میشینه رو دلت که قرار ِاز اینجا بری ..
ضحـیٰ²¹³
یا زهرا مادر خواهشی دارم بعد از این درد فراقی که متحمل میشیم ما زائرا..
خواهشا شما ُاهلبیت مطهرت دست از سر ما بر ندارین