حالِ دلم تو روضه های حضرتمادر آروم گرفت.
بعد از شب شهادت امالبنین هم بُعد کثیری از حاجتم روا شد((:
مادری کردن برام واقعا((:♥️
جوانیام را برای ایران میخواهم.
اما روزی که پیر میشوم و دیگر توانی ندارم که برای ایران خرج کنم، حتما به نجف هجرت میکنم تا عمری را که برای ایران هزینه کردهام در نجف تمام کنم!
آری در این عمرِ کم هرچه به زیارتِ مولای نجف رَوم باز هم جان در نجف کنجِ صحن حضرتزهرا میماند،
آری من برای ادامه به زندگی نجف را بهانه میکنم .(:
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با همین چشم های خود دیدم، زیر باران بی امان بانو!
درحرم قطره قطره می افتاد آسمان روی آسمانِ بانو
بغض یعنی که حرف هایم را از نگاهم خودت بخوان بانو(:
[ مأمن ]
خـدا یه همچین روزی،
به پیامبرمون [حضرت محمـدص] دختر داد و بعد به یه عالـَم، مادر..!((:♥️
امشب ایستادم رو به روی گنبدِ خانم فاطمهی معصومه سلام الله علیها و مثله جناب برقعی گفتم : تنها دلیلِ این که من اینجاییام تویی (: