وسـط درس و کار و گرفتاریهای زندگی،
تکیـه میدی، چشماتو میذاری رو هم؛
یهو میگی آخ چقدر نجـف خونهی پدری
همه چیز خوب بود !(:
بعد یه لبخند تلخ میزنی میری سراغ
ادامـهی کارت . .
لذا همونطور که مستحضرید تحت ِلوای ولایة امیرالمؤمنین علیهالسلام بودن، مساویست با یاری ِخداوند متعال
گـره وا میکند از کـار شیعه، گریه برمـادر
مگیر از مـا خدایـا روضهی امّابیهـا را ..
- دروصف تو چگونه بنویسم؟
که مریض بودی و بیجان اما نه از روی بیمار بودنت که از روی مادر بودنت میشناختند تورا.
چگونه بنویسم؟
که بهشت زیرپایت گواه است، که چقدر در برابر تو همهچیز کوچک و ناچیز است
چگونه بنویسم؟
سلام بر صاحب قبر بینشان..
تو را باید خوب که نه خون گریه کرد.
راحت بگویم غم حسین عجیب نیست،
فرزند به مادرش میبرد ؛ حتی در بزرگ بودن ماتم. . .
#قلمِدل
اون شب که بارون
در محل سقوط هلیکوپتر شروع شد،
همه گفتن: کار جستجو سخت شد،
اتفاقا کار آسون شد!!!
پیکرها در حال سوختن بود..«خداازحالبندگانشباخبراست»(:
وقتی تو زندگیمون به یه چیز اشتباه دل ببندیم، کم کم گرد و غبار میشینه رو دلمون. کدر میشه سیاه میشه و از خیلی چیزا محروم میشیم؛ اصولاً هرچیزی رو که بیشتر از خدا دوست داشته باشی و حب و توجهات بهش بیشتر باشه آخر یه روزی زمینت میزنه.
پس اگر دل بستی باز هم توکلت به خدا باشه و رضایتش برات اولویت!
از خودش بخواه به خودش توکل کن
دنبال چی میگردی مؤمن؟ هرجا بری باز میای سراغ خدا..
خدا رو از قلبت بیرون کنی، باختی.
خدایا! ازت ممنونم بخاطر همهی احساساتی که به قلب و روحم دادی. احساس غم، دلتنگی، شادی .. گاهی وقتها همهی این احساساتِ ژرف رو باهم تجربه میکنم و وسط این سرگیجه ی عاطفی به عظمت تو پی میبرم. تویی که انسان رو اشرف مخلوقات قرار دادی و اینطور به قلبش احساسات مختلف بخشیدی!
خدایا. خودت کمکم کن تا وسط این احساساتی که باهم تلفیق شده، بتونم تو راه تو حرکت کنم :)