#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
از زبان یک قمی
🔸ما قمیا میخوایم درس بخونیم میریم حرم
میخوایم رفقامونو ببینیم میریم حرم
میخوایم قرار کاری بذاریم میریم حرم
میخوایم عقد بچههامون رو بخونیم میریم حرم
با مهمونهامون میریم حرم
حالمون بده میریم حرم
حالمون خوبه میریم حرم
آرامش میخوایم میریم حرم . . .
خلاصه کههه
خانم جااان!
یا حضرت معصومه علیکِ سلام الله
ما واقعا کسی رو غیر شما نداریم...
💐23 ربیعالاول سالروز ورود حضرت معصومه علیهاالسلام به شهر مقدس قم گرامی باد.
🌼🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃
@a_khond
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
🌺 کرامتی از کریمه اهلبیت علیها السلام
▫️خاطرهای از سید آزادگان، مرحوم حجتالاسلاموالمسلمین سید علیاکبر ابوترابی
🔸در دوره جوانی وقتی تحصیلات دبیرستانام را تمام کردم، پدرمان گفت: «از تو میخواهم درس حوزه را شروع کنی.» با چند نفر از دوستان که با هم حشرونشر داشتیم، صحبت کردیم که به زیارت امام رضا علیه السلام در مشهد مقدس برویم و در آنجا عهد و پیمانی با امام ببندیم و آنگاه درس حوزه را شروع کنیم.
در حرم عرض کردیم: «ای امام رضا! ما در اینجا تعهد میدهیم که زندگی خودمان را وقف شما و راه و آیین شما بکنیم. در مقابل از شما یک خواسته داریم و آن اینکه در شدائد و سختیها و تنگنای زندگی ما را رها نکنی.» آنگاه راهی قم شدیم.
این عهد و پیمان گذشت و من طلبه شدم و ازدواج کردم. یکی از روزهایی که تازه ازدواج کرده بودم تمام دارایی من پنج تومان بود. یک شب شخصی در خانه ما را زد. یکی از آشنایان بود. او با حالتی مضطرب گفت: «من در تهران دچار مشکلی شدهام و به 1000 تومان پول نیاز دارم.» با وجود اینکه تمام، دارایی من پنج تومان بود، اما نخواستم دست رد به سینه او بزنم. گفتم: «تا فردا به من مهلت بده! ببینم چهکار میتوانم بکنم.»
هنگام سحر، قبل از نماز صبح به حرم حضرت معصومه علیها السلام رفتم. آنجا متوسل شدم و عرض کردم که «یا فاطمۀ معصومه! من به برادر بزرگوارت تعهدی سپردم و الان خواستهای دارم و...»
نماز صبح را خواندم و داشتم تعقیبات میخواندم. حرم شلوغ بود. ناگهان از پشت سر کسی دستی به کتف من زد و گفت: «آقای ابوترابی! این پاکت مال شماست.» و مهلت هم نداد که من عکسالعملی نشان دهم و تشکر بکنم.
وقتی به خود آمدم، برگشتم که ببینم چه کسی بود اما اثری از آن شخص ندیدم. پاکت را باز کردم. دیدم 1000 تومان پول (همان مبلغی که خواسته بودم) در آن گذاشته شده بود. منزل آمدم و آن شخص هم طبق قرار، دوباره به سراغم آمد. پول را که به او دادم از فرط شوق از خود بیخود شد.
🌼🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃
@a_khond
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📣 پیام رهبر انقلاب به قهرمانان تیم ملی کشتی آزاد:
✏️ از تلاش اعجابانگیز و رفتار تحسینآمیز شما تشکّر میکنم / آفرین بر شما
🔹️ در پی قهرمانی تیم ملّی کشتی آزاد در مسابقات جهانی ۲۰۲۵، حضرت آیتالله خامنهای در پیامی از تلاش اعجابانگیز و رفتار تحسینآمیز قهرمانان کشتی آزاد کشورمان تقدیر کردند.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
📝 بسم الله الرّحمن الرّحیم
از قهرمانی جهانی تیم کشتی به خاطر تلاش اعجابانگیز و سپس رفتار تحسینآمیزش تشکّر میکنم. آمیزهی قدرت و معنویّت، آفرینندهی ارزشهای والا است. آفرین بر شما!
سیّدعلی خامنهای
۲۵ شهریور ۱۴۰۴
👈تیم ملّی کشتی آزاد جمهوری اسلامی ایران، پس از ۱۲ سال قهرمان مسابقات جهانی کشتی شد و ششمین قهرمانی ایران را در تاریخ این رقابتها ثبت کرد.
🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏠 #پنجره متفاوتی به دلاوریهای کشتیگیران تیم ملی جمهوری اسلامی ایران و پیام حضرت آیتالله خامنهای به آنان
🌷 تیم ملی کشتی ایران امشب مقتدرانه و بالاتر از آمریکا و ژاپن در سکوی قهرمانی جهان قرار گرفت
🖥 Farsi.Khamenei.ir
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میذارم اینجا بمونه، شاید شما هم به شنیدنش نیاز داشته باشید:
درس بخوانید.
@a_khond
#معرفیِ_کتابِ_خوب📚
سلام بر ابراهیم( جلد یک) کتاب زندگینامه و خاطرات پهلوان بی مزار، شهید ابراهیم هادی است.
ویژگی های خاص این شهید و خاطراتی که بعضا خواننده را به تحیر وا میدارد، از مشخصه های منحصر به فرد این کتاب است.
بخشی از کتاب:
مدتی طولانی بود که ابراهیم در کنار گود مشغول شنای زورخانه ای بود. چند سری بچه های داخل گود عوض شدند، اما ابراهیم همچنان مشغول شنا بود. اصلا به کسی توجه نمیکرد.
پیرمردی در بالای سکو نشسته بود و به ورزش بچه ها نگاه میکرد. پیش من آمد. ابراهیم را نشان داد و با ناراحتی گفت: آقا! این جوان کیه؟! با تعجب گفتم: چطور مگه؟! گفت: من که وارد شدم، ایشان داشت شنا میرفت. من با تسبیح، شنا رفتنش رو شمردم. تا الان هفت دور تسبیح رفته یعنی ۷۰۰ تا شنا! تو رو خدا بیارش بالا الان حالش بهم میخوره.
وقتی هم ورزش تمام شد، ابراهیم اصلا احساس خستگی نمیکرد. انگار نه انگار که چهار ساعت شنا رفته! ...
@a_khond