eitaa logo
دختران بهشتی
70 دنبال‌کننده
244 عکس
50 ویدیو
0 فایل
اگر گویند توصیف کنم رویا را... میگویم رویا یعنی... دوباره حسین! می‌آید خورشیدی از تبار حسین کنار او میجنگیم! کنار حسین:) زمین بر میگردد بر مدار حسین 💫
مشاهده در ایتا
دانلود
از نخستین ساعات غروب، مردم قدرشناس و داغ‌دیده، زن و مرد، پیر و جوان، همراه با کودکان، با چشمانی اشک‌بار خود را به محل وداع در بلوار تخت جمشید شیراز رساندند تا بدرقه‌کننده پیکرهای پاک ۶ عضو خانواده شهید نبی‌زاده باشند. خیابان‌ها آکنده از بغض‌های فروخورده و زمزمه‌های دعا بود و نوای «لااله‌الاالله» در میان جمعیت، شکوهی از همدلی و اندوه را به تصویر می‌کشید.مردم شیراز با حضوری پرشور و کم‌نظیر نشان دادند داغ این خانواده، داغ یک شهر نیست، داغ یک ملت است. شمع‌ها روشن شد، اشک‌ها جاری گشت و دل‌ها به هم نزدیک‌تر از همیشه؛ مادران، کودکان خود را در آغوش فشردند و پدران در سکوتی سنگین، به تابوت‌هایی چشم دوختند که روایتگر مظلومیت بودند. این وداع، تجلی عشق، وفاداری و همدردی مردمی بود که در سخت‌ترین لحظات، کنار هم می‌ایستند.خانه‌ای ساده در تهران، مامن مهر و صفا بود؛ جایی که صدای خنده کودکان با زمزمه‌های عاشقانه پدر و مادر در هم می‌آمیخت؛ اما همان خانه، ناگهان در هیاهوی جنایتی بی‌رحمانه، به قتلگاهی خاموش بدل شد؛ تروریست‌های وحشی، بی‌هیچ نشانه‌ای از انسانیت، شعله‌ای از نفرت را بر زندگی این خانواده افکندند و آنان را به خاک و خون کشیدند.شهید سیدمهدی نبی‌زاده، مردی از تبار نجابت و ایمان که پنجم دی‌ماه ۱۳۶۳ در شیراز دیده به جهان گشود، همراه با همسر وفادارش زهرا عباسی‌ولدی (متولد چهارم خرداد ۱۳۶۶)، سال‌ها زندگی‌شان را بر پایه عشق، ایمان و تربیت فرزندانی صالح بنا کردند. ثمره این زندگی، چهار فرزند نورانی بود؛ کودکانی از سلاله سادات جلیل‌القدر که هر یک ستاره‌ای در آسمان پاکی بودند؛ حانیه سادات نبی‌زاده (متولد هشتم خرداد ۱۳۸۸) با قلبی سرشار از مهربانی؛ رقیه سادات نبی‌زاده (متولد هجدهم دی‌ماه ۱۳۸۹) با نگاه معصومانه‌ای که هنوز رویاهای کودکی را در خود داشت؛ سیدمحمدهادی نبی‌زاده (متولد هجدهم تیرماه ۱۳۹۵) کودکی که هنوز جهان را تازه کشف می‌کرد؛ سیدمحمدحسن نبی‌زاده (متولد بیست‌ویکم مرداد ۱۴۰۳) نوزادی که هنوز طعم زندگی را نچشیده بود و در آغوش مادر، آسمانی شآن‌ها رفتند، اما نه در خاموشی؛ در اوج مظلومیت و در نهایت سربلندی؛ رفتند تا نشان دهند خون بی‌گناهان هرگز در تاریخ گم نمی‌شود؛ این خانواده با همه درد و اندوهی که از فقدانشان بر دل‌ها نشست، عاقبت‌به‌خیر شدند؛ چرا که در مسیری قدم گذاشتند که پایانش روشنایی و جاودانگی است.امروز نام نبی‌زاده‌ها فقط یک نام نیست؛ روایتی است از مظلومیت، از عشق، از ایمان و از جنایتی که وجدان‌های بیدار جهان را به لرزه درمی‌آورد. خانه‌ای که روزی پر از زندگی بود، حالا به نشانی از ایثار تبدیل شده است؛ نشانی که یادآور می‌شود در میان تاریکی‌ها، هنوز هم نور انسانیت، هرچند به بهای جان، می‌درخشد. بوی محرم 🥀🖤https://eitaa.com/aaaaddeeee
شهادت هنر است؛ چه کنم درد بی هنری را؟؛) این روزا همه ی خوبا دارن میرن... این جنگ، جنگه رمضان... خیلی از خوبا رو ازمون گرفت؛ مثل شهیده زهرا مهدی:)) شهیده ای پانزده ساله... دانش آموزی که در بیست و هفت اسفند سال هزار و چهارصد چهار به سن پانزده سالگی رسید، دانش آموزی نهمی که درگیر امتحانات و انتخاب رشته و فکر کردن به رشته ی سال آیندش بود... دانش آموزی که وقتی ازش میپرسیدن؛ سال بعد چه رشته ای میری... میگفت هرچی خدا بخواد :)) و خدا هم خیرشو خواست، و اونو شهید کرد :) شهیده زهرا مهدی به همراه خانواده ی خودش، در صبح روز جمعه، هفت فروردین ماه با حمله رژیم کودک کش به قم به شهادت رسیدند :) باتوجه به گفته های رفقای شهیده؛ شهیده خیلی دل نازک بوده... همیشه هم دنبال آشتی بوده... و هرکس دعوا میکرده، با تمام وجودش سعی میکرده؛ بین اونها آشتی بده :)) زهرا با اینکه سه تا خواهر و برادر کوچیک داشته ولی خیلی درسش خوب بوده :)) و همیشه در درساش بیست میشده🥲❤️‍🩹 رفیق شهید زهرا بعد شهادتش، چادر زهرا به دستش میرسه... و خب اونو میپوشه و عطر یاس چادر رو به ریه هاش میکشه :)) همیشه میرفت نماز جماعت و بجز تسبیحات حضرت زهرا تسبیحات امیرالمومنین رو هم میفرستاد:)) زهرا یک شهیدزنده‌بود که با رفتارش خدا اونو خرید و شهیدشد:)) رفیق های شهیده کانالی در ایتا به اسم شهیده زهرا مهدی برای این شهیده تاسیس کردن تا یاد و خاطره ی اونو زنده نگه دارن؛) -مکتوبات‌بانورفیق‌شهیده‌ها- بوی محرم 🥀🖤عطیه دانشجوی رشته علوم قرآن و حدیث دانشگاه حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) بود. بیست‌ و یک سال داشت. سومین فرزند خانواده بود؛ یکی از دوقلوها. خواهر دوقلویش انسیه نام داشت. پیش از آن‌ها خواهری به نام زهرا بود و بعد از آن‌ها هم نفیسه، کوچک‌ترین دختر خانواده. در جمع‌های خانوادگی خاله او را همیشه «عطیه خاله» صدا می‌زد. اما بیش از هر چیز، یک ویژگی در او پررنگ بود: از غیبت بیزار بود. خاله‌اش می‌گفت: «اصلاً اهل غیبت نبود. هر وقت ما خواهرها دور هم جمع می‌شدیم و صحبت می‌کردیم، اگر حرف به غیبت می‌کشید، فوراً تذکر می‌داد.» اگر کسی توجه نمی‌کرد، سکوت نمی‌کرد؛ بلند می‌شد و جمع را ترک می‌کرد. با رفتنش اعتراضش را نشان می‌داد. این کار را فقط در جمع خانواده نمی‌کرد؛ در هر جمعی همین‌طور بود.روز قبل از شهادتش، همراه یکی از دوستانش به بیت رهبری رفته بود. قرار بود برای خدمت در بخش حفاظت خواهران فرم پر کند. برایش مهم بود؛ احساس می‌کرد این کار نوعی خدمت است. همان روزی که ساختمان بیت هدف حمله قرار گرفت، او هم آنجا حضور داشت. دوستش بعدها تعریف کرد: «چند دقیقه قبل از حمله، از ساختمان بیرون آمدیم تا تلفن‌هایمان را تحویل بگیریم و چند نکته‌ای را که در مصاحبه گفته بودند روی گوشی یادداشت کنیم.» همان فاصله کوتاه، فاصله میان ماندن و رفتن شد. در همان لحظه حمله اتفاق افتاد. عطیه جان سالم به در برد؛ اما وقتی به خانه برگشت حالش عادی نبود و مدام گریه می‌کرد. به پدرش گفته بود: «بابا از من راضی نبودید… مامان شما از من راضی نبودید… من شهید نشدم. تو را خدا از من راضی باشید.» پدرش بعدها گفت: «همان‌جا به او گفتم من از تو راضی‌ام.» اما انگار دل عطیه هنوز آرام نگرفته بود.فردای همان روز، وقتی مادرش طاهره نصرآبادی می‌خواست از خانه بیرون برود، عطیه گفت: «اجازه بده من هم باهات بیام.» قرار قبلی در کار نبود؛ تصمیمی ناگهانی بود. مادر چند دقیقه‌ای منتظر ماند و بعد مادر و دختر با هم از خانه بیرون رفتند و به پایگاه بسیج رفتند. اذان ظهر حوالی ساعت دوازده و ربع گفته شد. چند دقیقه بعد، حدود دوازده و نیم، موشک به حوزه ۱۰۴ رضوان اصابت کرد. حادثه روز یکشنبه رخ داد و عملیات آواربرداری تا روز بعد ادامه پیدا کرد. ظهر دوشنبه، زمانی که بخشی از آوار کنار زده شد، پیکر عطیه اصلاحی درست در همان لحظه‌ای از زیر آوار بیرون آورده شد که صدای اذان ظهر در فضا پیچیده بود. آری انگار همان دختری که همیشه با شنیدن «الله‌اکبر» اذان سجاده‌اش را پهن می‌کرد، این بار هم در همان لحظه به نماز ایستاد. عطیه اصلاحی در روز دهم اسفند‌ماه در غرب تهران همراه مادرش طاهره نصرآبادی به شهادت رسید. پیکر مطهر او روز چهاردهم اسفند، همزمان با میلاد امام حسن مجتبی (ع)، در قطعه ۲۶ بهشت‌زهرا و در کنار پدربزرگ شهیدش و مادرش به خاک سپرده شد.وقتی خبر رسید پیکرها را از زیر آوار بیرون آورده‌اند، هنوز هیچ‌کس دقیق نمی‌دانست چه کسانی میان آن‌ها هستند. نام‌ها مشخص نبود. فقط گفته بودند چند پیکر از زیر آوار بیرون آمده است. در همان لحظه خاله‌اش ناگهان گفت: «این پیکر، پیکر عطیه است.» اطرافیان با تعجب پرسیدند: «از کجا می‌دانی؟» جواب داد: «به خاطر نمازش.»
شهادت هنر است؛ چه کنم درد بی هنری را؟؛) این روزا همه ی خوبا دارن میرن... این جنگ، جنگه رمضان... خیلی از خوبا رو ازمون گرفت؛ مثل شهیده زهرا مهدی:)) شهیده ای پانزده ساله... دانش آموزی که در بیست و هفت اسفند سال هزار و چهارصد چهار به سن پانزده سالگی رسید، دانش آموزی نهمی که درگیر امتحانات و انتخاب رشته و فکر کردن به رشته ی سال آیندش بود... دانش آموزی که وقتی ازش میپرسیدن؛ سال بعد چه رشته ای میری... میگفت هرچی خدا بخواد :)) و خدا هم خیرشو خواست، و اونو شهید کرد :) شهیده زهرا مهدی به همراه خانواده ی خودش، در صبح روز جمعه، هفت فروردین ماه با حمله رژیم کودک کش به قم به شهادت رسیدند :) باتوجه به گفته های رفقای شهیده؛ شهیده خیلی دل نازک بوده... همیشه هم دنبال آشتی بوده... و هرکس دعوا میکرده، با تمام وجودش سعی میکرده؛ بین اونها آشتی بده :)) زهرا با اینکه سه تا خواهر و برادر کوچیک داشته ولی خیلی درسش خوب بوده :)) و همیشه در درساش بیست میشده🥲❤️‍🩹 رفیق شهید زهرا بعد شهادتش، چادر زهرا به دستش میرسه... و خب اونو میپوشه و عطر یاس چادر رو به ریه هاش میکشه :)) همیشه میرفت نماز جماعت و بجز تسبیحات حضرت زهرا تسبیحات امیرالمومنین رو هم میفرستاد:)) زهرا یک شهیدزنده‌بود که با رفتارش خدا اونو خرید و شهیدشد:)) رفیق های شهیده کانالی در ایتا به اسم شهیده زهرا مهدی برای این شهیده تاسیس کردن تا یاد و خاطره ی اونو زنده نگه دارن؛) -مکتوبات‌بانورفیق‌شهیده‌ها- بوی محرم 🥀🖤https://eitaa.com/aaaaddeeee
بسم رب الحسین (ع) 🖤🕌 سلام بر شما عضو های محترم کانال 🌹 از اول محرم ختم صلوات داریم 💖 یعنی هر چقدر دوست دارید برای امام حسین (ع) و خاندانش که به شهادت رسیدن صلوات بفرستید و برسه بهشون ❤️‍🩹 این کار خیلی ثواب داره 🥺✨ هر کسی میخواد در ختم شرکت کنه در پی‌وی ارشد { اسم با فامیل} بفرسته 💙 لیست درست میکنم و این کار تا آخر محرم ادامه داره🖤🥺 فقط لطفا صلوات هارو بفرستید تا مدیون ائمه نباشید هر روز که صلوات فرستادید جمع بندی میکنیم و میرسه بهشون 💔🖤 📌نکته بسیار مهم  : صلوات هارا در پی‌وی ارشد بفرستید من ، در گروه قرار میدم 📜 بوی محرم🥀🖤https://eitaa.com/aaaaddeeee
حرف اول اسمت چیه...🌷💕 همون قدر برای ظهور هر چه زودتر حضرت صلوات بفرست...🌸🥹 الف:³ صلوات🥇 ب:⁵صلوات🏆 پ:¹⁰صلوات👌 ت:¹⁵صلوات📌 ث:²⁰صلوات❌️ ج:²⁵صلوات🥉 چ:²⁶صلوات🤔 ح:³⁰صلوات😔 خ:³⁴صلوات👏 د:³⁶صلوات🖤 ذ:⁴⁰صلوات🔥 ر:⁴⁸صلوات🙏 ز:⁵⁰صلوات😭 س:⁵⁵صلوات🇮🇷 ش:⁵⁹صلوات🥈 ص:⁶⁰صلوات🙊 ط:⁷⁰صلوات✅️ ظ:⁷⁷صلوات👍 ع:⁸⁰صلوات🎉 غ:⁸³صلوات🤩 ف:⁹⁰صلوات😍 ق:¹⁰⁰صلوات🥰 ک:¹⁰⁵صلوات😱 گ:²⁰⁰صلوات🤯 ل:²¹⁰صلوات🥳 م:³⁰⁰صلوات😎 ن:³¹³صلوات🌷 و:³¹⁵صلوات🌹 ه:⁴⁰⁰صلوات❤️ ی:⁴⁰⁵صلوات🌸 _تو چقدر فرستادی🥹🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دوستان از فردا فعالیت هامون شروع میشه لطفا لف ندین❌❌❌
گذاری بوی محرم🥀🖤https://eitaa.com/aaaaddeeee