هدایت شده از آوارگیها
پر از بهانه و بغضم ولی نمیبارم
چقدر گریه از این روزها طلبکارم
چقدر گریه به آغوش هم بدهکاریم
بیا که پیرهنت را به سیل بسپارم
نه انتظار رسیدن به هم، نه داشتنت
ببین چقدر غریبانه دوستت دارم
حساب هفته و ماهش درست یادم نیست
تو را کنار خودم قرنهاست کم دارم
بیا شبیه به پیراهنت بپوش مرا
که من به گرمی آغوش تو سزاوارم
امید آمدنت را به خوابها دادم
ولی به لطف خیالت همیشه بیدارم...
🌱 علی صفری
#شعر
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگیها
چون عاقبتِ کار جهان، نیستی اَست... انگار که نیستی! چو هستی خوش باش... 🌱خیام نیشابوری #شعر #حکیما
هدایت شده از آوارگیها
خور و خواب و خشم و شهوت، شَغَب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت!
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی؟
که فرشته ره ندارد به مکان آدمیت
اگر این درندهخویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی، تو ز پایبند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت!
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت
🌱جناب سعدی
#شعر
#حکیمانه
•✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•