برادرِ هیئتی!
من نه،
تو نه،
بابای من و تو هم نه،
بزرگتر از من تو هم نه،
هارون متوکل هم نه،
یزید و شمر و عمر سعد هم نه،
خود شیطان هم بیاد پایین
یه نخ از بیرق ابیعبدالله کم و زیاد نمیشه
اگر فکر میکنی تو یه کاری برای هیئت انجام دادی
بدون که تا اینجا رو اشتباه اومدی
دور بزن برگرد
مجلس، مجلس عزای اهل بیته
و صاحب این عزا صاحب زمانه
مجلس مال ایشونه
من و تو فقط داریم توی برپایی این مجلس یه باری بر میداریم
که اونم لطف حضرت به ماست که توفیق اینو داریم که یه کاری بکنیم
وگرنه حضرت که به من و تو نیازی نداره
جیگر آدمو میسوزونه
اونجا که حسین طاهری میگه؛
رشیدهی علی! ازت چیزی نمونده...
أَبٰاْ أَیْمَنْ | aba aiman
ما عقل خويش را سر عشق تو باختيم
بگذار عمرمان همه دیوانه بگذرد
أَبٰاْ أَیْمَنْ | aba aiman
—
نمیدونم چیه این که هربار میشنوم بهم میریزم...