قفس یا قصر؟! فرقش چیست وقتی یار آنجا نیست
زلیخا هرکجا یوسف نبوده، بوده زندانش
همین آشفتهحالی ها نیازِ وصل معشوق است
پشیمان می شود هرکس نمی گردد پریشانش
برای رزق گریه، چشمپوشی کن ز مالِ غِیر
که ابری این چنین پایان نخواهد یافت بارانش
حضور تو میان شهرِ ما حاشا نمی گردد
کدامین سنگفرشِ کوچه خواهد کرد کتمانش؟!
کمال عقل یعنی فقر، یعنی سائلتبودن
که ما هر کس گدایت نیست میخوانیم نادانش
غریبِ بی محلّیها! تو هم مثل حسن هستی
همان مردِ کریم کوچه ها، جانم به قربانش
امیدِ آخر هر بچّهشیعه،چادر زهراست
برای اینکه برگردی گره خوردم به دامانش
تو را جان همان پهلوشکسته، زودتر برگرد
همان خانم که میخِ داغِ در افتاد بر جانش
فقط ای کاش آتش صورت او را نمی سوزاند
میان آن همه شعله گمانم نیست امکانش
کربلایی سید حجت بحرالعلوم4_5818829938958016446.mp3
زمان:
حجم:
36.9M
این شعر با صدای سید حجت بحرالعلوم یه چیز دیگه ست
خبر بهتر از این چی؟
مرمت ایوان طلا تمام شده
همزمان با ایام ولادت رونمایی میشه