توی شهر به جز مسجد خودمون هیچ مسجدی باز نبود برا نماز صبح
مسجد ماهم سر جمع ۱۰ نفر نمیشدیم
خدا بخیر کنه
أَبٰاْ أَیْمَنْ | aba aiman
اینم قشنگ بود
بازم چیز قشنگ دیدم میفرستم
چه غریب ماندی ای دل، نه غمی، نه غمگساری
نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری
گاها با خودم میگم کاش منم شبیه هم سن و سالام همینقدر بچه بودم
همینقدر سطحی
همینقدر یهویی
أَبٰاْ أَیْمَنْ | aba aiman
گاها با خودم میگم کاش منم شبیه هم سن و سالام همینقدر بچه بودم همینقدر سطحی همینقدر یهویی
شایدم اونا دارن درست میرنا
شاید من خیلی دارم سخت میگیرم
ولی هرچی هست
رنج قشنگی رو دارم تجربه میکنم
خوشم میاد ازش