اگر روزی من نبودم
با دیدن هر آدمی که
فهمیده نشد، یاد من بیوفتید
أَبٰاْ أَیْمَنْ | aba aiman
باران که میبارَد
به یاد او میافتم!
نمیدانم؛
شاید دلیلش این است که:
باران را دوست داشت
نمیدهی قدح بی شمار اگر ساقی!
شمارِ قطرهی باران کن و پیاله بده
من خودم رفاقتایی که دارم اینطوریه که اکثرا یادم نمیاد اولین بار طرف رو کجا دیدم و کجا شناختم
صمیمیت در طول زمان شکل گرفت