من سدره پرستم سردار میپرستم
من کلبی سیاه و بازار میپرستم
دخیلم رو بستم لولا میپرستم
من اصغر پرستم گهوار میپرستم
معمولا شاعران و مداحانی که
این مدل اشعار رو استفاده میکنن،
توجیهشون اینه که ما در مقام "مجاز"
حرف میزنیم نه "حقیقت"
از نظر ادبی، مجاز یعنی استفاده از کلمه
در معنای غیر اصلیش
میگن که وقتی میگیم فلان چیز رو "میپرستیم"
منظورمون "دوست داشتن زیاده"
مشکل اینجاست که کلمهی "پرستش"
توی فرهنگ دینی و کلامی ما یه کلمهی
عادی نیست که بشه راحت توی مجاز ازش استفاده کرد
پرستش یعنی "خضوع مطلق در برابر ذات برتر"
وقتی این کلمه رو برای لولا به کار میبرن
عملا مرز بین تکریم (که توصیه شده)
و پرستش (که نهی شده) از بین میره
در اصول فقه یه قاعده هست به نام "سدّ ذرایع"
یعنی بستن راه های انحراف
چی میگه این قاعده
میگه حتی اگه نیت گوینده خیر باشه
بازم نباید حرفی رو بزنه که راه
انحراف رو برای کسی باز کنه
از اینها گذشته
تو مسائل اعتقادی، اصل به اینه که
عقاید نباید توی لفافهی کلمات مبهم گفته بشن
استفاده از این مدل کلمات که رنگ و بوی
کفر داره (حتی با نیت خیر) باعث
سست شدن معرفت مستمع میشه
وقتی شاعر میگه لولا میپرستم، داره
تعریف پرستش رو توی ذهن مخاطبش عوض میکنه
این مسأله توی دراز مدت باعث
خدشه دار شدن اصل توحید میشه
و یه نکتهی مهم
اینکه شعر همیشه یه ابزار آموزشی و تربیتی بوده
تاریخ ادبیات رو که نگاه میکنی میبینی اشعاری که
تفکر و اندیشه رو بخواد خدشه دار کنه،
حتی اگر وزن و قافیه درست و حسابی داشته باشه
بازم مذموم و قابل نقده
پس اینکه بگیم چون شعره اشکالی نداره
یعنی شعر از محاسبهی اخلاقی و اعتقادی معافه!
درصورتی که همین کلمات و جملات،
نگاه آدم هارو به دنیا و مسائل مختلف میسازه