کشکول اباایمَن ؛
اما سوگ، مثل اکلیل است.
هیچوقت کامل نمیرود، یک روزی بیهوا
یک دانهی ریزش را میبینی. روی گردنت،
بالای پلکــت، روی گونــهات، یا یک جـــای
غیر منتظره از صورتت.
کوچک است، خیلی کوچک. اما جوری برق
میزند که مستقیم میرود توی چشمت.
وهرکسی که نگاهت میکند نور آن را میبیند.
و ناگهان تمام تصویر محو میشود، و فقط
همان دانهی اکلیل دیده میشود.
نه چون بزرگ است، چون میدرخشد.
وقتی میبینی دیگه بابات نمیتونه کاری برات کنه
یه چیزی میخونی که دست به دامن حجاب استایلا شی
بلکه یکم ویو بگیری
کشکول اباایمَن ؛
- الشّدّه، وراها فَرَج -
هروقت میام از زندگی ناامید شم
صدای شیخ زمان میاد تو ذهنم که
میگفت؛ میحتاج الدنیا سوده گدامکم
ببخشید ببخشید من کاملا باحرفتون موافقما ولی مگه شما پیامبر یا خدایی استغفرالله، هرکسی ت گور خودش میخوابونن قرار نیس هرچیزی ک باب میلت نیس یا ازش انتقاد بکنی یا ب مسخرش بگیری شما مراقب اعمال خودتون باشید بازم عذرخواهی قصد توهین نداروم.
.
این حرف اینجا باشه راجبش صحبت دارم