eitaa logo
آبادی شعر 🇵🇸
1.8هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
94 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
عصا می کارم اما جز تبر چیزی نمیروید سلامم را سوالم را جوابی کس نمیگوید نظافت کل ایمان رفیقانم شده اما کسی غیر از گناهم با زبان خود نمیشوید مشام شهر سرگرم است با بوی ریاکاری زمانه بد شده دیگر کسی گل هم نمیبوید غبار منفعت تاریک کرد آیینه هامان را کسی مضمون فاخر در غزل دیگر نمیجوید حصار عقل مانع شد کسی از حال عاشق ها نمی‌گوید ولی دیوانه از دیوانه می‌گوید
سلطانِ فَری گر که نبودش همه سالی حامی،دلِ قرمز شده بی پول حلالی در حسرت یک جام همی سوخته و هنوزم لنگی بشود لنگ بشوید در و قالی
نسیمِ صبح مگر می‌وزد ز جانبِ دوست؟ که مهربانی‌اش از جنسِ مهربانیِ اوست فضای سینه می‌انبارم از هوای سحر مگر نه هر چه که از دوست می‌رسد نیکوست؟! کدام تا بنمایند روی ماهش را مدام آینه و آب را بگو و مگوست نمازِ عشق که بی قبله می‌گذارندش دو رکعت‌است و ز خونش به جای آب وضوست شبی خیالِ تو از خوابِ من گذشت و مرا هوای بستر و بالین هنوز وسوسه‌بوست چه جای شِکوِه که یارای شکر نیز نماند مرا که بغضِ عزیزش گرفته راهِ گلوست به هر طرف که کنم رو جز او نمی‌بینم جهانش آینه‌گردانِ جلوه از همه سوست عجب چه می‌کنی از عشقِ دوست در دلِ من که گاه ناب‌ترین باده در شکسته‌سبوست!
قول دادم به خودم غصه تراشی نکنم فکر این را که تو باشی و نباشی نکنم من پر از زخم جگرسوزم و باید بروم که تو را اینهمه درگیر حواشی نکنم امشب افسوس نشد بر سر قولم باشم نشد از فاصله ها غصه تراشی نکنم گر تفنگی برسانند به من، نامردم تا سحر مغز خودم را متلاشی نکنم! -زهرا شعبانی
كمیِ فاصله‌ها شاخص نزديكی نيست! مـن كنارت، به موازاتِ تو ترسيم شدم
نه انصافا تو جای من اگر بودی چه میکردی؟ سری بر بالشی تا صبح تر بودی چه میکردی؟ امان از خاطرات هر شب و یک صندلی خالی دو فنجان قهوه ، اما یک نفر بودی چه میکردی؟ به دستت روزنامه ، دوره میکردی خبرها را ولی از او که رفته بی خبر بودی چه میکردی؟ غریبه بود اگر با پلک‌هایت خواب مثل من رفیق قرص‌های بی اثر بودی چه میکردی؟ نگو کاری نمیکردم، خودآزاری نمیکردم اگر از سایه ات سرخورده تر بودی چه میکردی؟ غزل‌خواندی‌وگفتی‌سوخت‌جانم،این‌که‌چیزی‌نیست اگر یک عمر چون من شعله ور بودی چه میکردی؟ -شهراد میدری
ناز با لحن زیر و بم داری باز گفتی که دوستم داری از سر سادگی ندانستم سر جور و سر ستم داری تو بیا و سر از تنم بردار بیش از این، حق به گردنم داری من سراسیمه می‌شوم تو بخند تا تو داری مرا، چه غم داری؟ راستی چیز حیرت‌انگیزیست این دل آدمی ... تو هم داری؟
تـادلم‌غافل‌ازآقـــا‌مـیشود😔پاۍمـن‌ســوۍگــنـه‌وامـيشـود😔 تـامـرانفـسـم‌بـه‌ذلـت‌مـيکـشـد مـهـدۍزهـراخجـالـت‌مـيـکشـد کـارمـن‌تـنـهـادل‌آزردن‌شــده کـارمـولـاخـون‌دل‌خـوردن‌شــده روزوشــب‌گويـم‌بـه‌خـود‌بـاواهــمــه مــن‌چـه‌کـردم‌بــاعــزيــزفـاطـمـه😔 🤲🏻🕊
خدایا من دلی بیمار دارم به جانم آتشی تکرار دارم خدایا آمدم بر درگهِ تو تو میدانی غمِ بسیار دارم چه خوش اقبال بودم من خدایا که با تو وعده ی دیدار دارم پناهم ده تو را جانِ حسینت من امشب با تو خیلی کار دارم دلم قرص است دائم در کنارم که مثلِ تو گلی بی خار دار دارم به دامِ نفسِ اماره اسیرم سرا پا سوءِ در رفتار دارم تو گر این بنده را از در برانی چه امیدی من از اغیار دارم چه خوشبختم که من مثل تو مولا خدای خالق و قهار دارم ز درگاهت مرانی این گدا را که حُبِ حیدر کرار دارم به حق و آبروی او ببخشا که امشب دیده‌ای خونبار دارم پناهم گشته سلطان خراسان ز لطفش دیده‌ای بیدار دارم! 🔸شاعر:
حافظ غزلیات هر که را با خط سبزت سر سودا باشد پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد من چو از خاک لحد لاله صفت برخیزم داغ سودای توام سر سویدا باشد تو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخر کز غمت دیده مردم همه دریا باشد از بن هر مژه‌ام آب روان است بیا اگرت میل لب جوی و تماشا باشد چون گل و می دمی از پرده برون آی و درآ که دگرباره ملاقات نه پیدا باشد ظل ممدود خم زلف توام بر سر باد کاندر این سایه قرار دل شیدا باشد چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد
•°🌱 وا می‌کند بر روی ما... بُن‌بَست‌ها را بـاب‌الحوائج شد بگـیرد دسـت‌ها را
🌺🌹🥀 🥀السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام 🥀 🌹زمان به وقت عاشقی به وقت امام رضا علیه السلام 🌹 حرمت خیلی خشگله آقا بایدم باشه اینجا ایرونه اینجا هرکی که ازشما باشه بی ضریح وحرم نمیمونه من که اینجا گدانمیبینم همه دارا میان به درگاهت شک ندارم گرفتن این مردم حاجتاشونو تو قدمگاهت ازکنیزت یه نامه آوردم ازخودم هم یه چن تایی کفتر مادرم خیلی دوستون داره ولی آقاخودم یه کم بیشتر مادرم آخرای دنیاشه دیگه ازجاش نمیتونه پاشه اگه دارو میخوای بدی لطفا واسه زانوی مادرم باشه نمیتونه بیاد دیگه پیره دلش اما هنوزپیشت گیره دیدم آخه یه وقتایی میره دامن خواهرت رو میگیره من هنوزم شبیه دیروزم اینو اشکم بهم نشون داده مردکه گریه نمیکنه لابد شعرتون بغضمو تکون داده 😭دلتنگم دلتنگ حرمت آقا پناهم بده 😭 😔کاش کبوتر حرمت بودم 😔 🌺🌹🥀