eitaa logo
آبادی شعر 🇵🇸
1.8هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
94 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
با بخت خود افسوس که بازی کردم در غفلت خویش، یکّه تازی کردم این عمر گرانمایه ی خود را صرفِ دنیای خیالی و مجازی کردم
گرچه بعضی وقتها از عشق شعری گفته ام قند می داند که اینجانب اسیــر چــایی ام
از جوار عرش سرزد آفتاب دیگری وا شد از «اَبوا» به روی خلق، باب دیگری... بال وا كن لحظه‌ای در زیر باران شهود از فراز عرش می‌بارد سحاب دیگری بوی پیراهن شنیدم، دیده بستم تا مگر یوسف شعرم ببیند باز خواب دیگری ای غزل! امشب به دریای مدیحش دل بزن دارد این امواج، گوهرهای ناب دیگری ما خدا را در جمال چارده تن دیده‌ایم خوانده‌ام این حرف‌ها را در كتاب دیگری جمله از شهر و دیار و آب و خاكی دیگرند این یكی هم می‌رسد از خاك و آب دیگری بوی احمد، بوی زهرا، بوی حیدر، بوی عشق بشنوید از این چمن، عطر گلاب دیگری حضرت خورشید هفتم، آن كه چشم روزگار با وجود او ندارد انتخاب دیگری شك ندارم جبرئیل امشب برای عرشیان وصف او را می‌كند با آب و تاب دیگری ماه كی بعد از نگاهش آفتابی می‌شود؟ می‌رود از شرم، شب‌ها در حجاب دیگری شش كتابش را خدا آورد و امشب هم گشود از كتاب معرفت، فصل‌الخطاب دیگری یا نمی‌داند بلندای مقامش تا كجاست یا ندارد منكرش حرف حساب دیگری... یا بگو باب الحوائج یا بگو باب المراد نام او حیف است بردن با خطاب دیگری عباس شاه‌زیدی
قبل درد عاشقے قید غرورت را بزن تا زلیخامیشوے بایددلت را بشڪنی..!! ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌ ‍‌ ‌ ‌‌ ‌‌ 🦋🌺🦋
بار ديگر طرح كن با من سوال عشق را تا منِ ماهي بگويم پاسخ قلاب چيست؟ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌ ‍‌ ‌ ‌‌ ‌‌ 🦋🌺🦋
مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است اعجاز خلقت است و برابر نداشته است وقت طواف دور حرم فکر می کنم این خانه بی دلیل ترک برنداشته است دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی آیینه ای برای پیمبر نداشته است سوگند می خورم که نبی شهر علم بود شهری که جز علی در دیگر نداشته است طوری ز چارچوب در قلعه کنده است… انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود یا جبرِییل واژهء بهتر نداشته است چون روز روشن است که در جهل گمشده است هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است این شعر استعاره ندارد برای او تقصیر من که نیست برابر نداشته است لاادری ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌ ‍‌ ‌ ‌‌ ‌‌ 1🦋🌺🦋
اختیار این جهان بر بهترین نائب رسید حق به حقدارش علی بن ابیطالب رسید جنّت اعلا رسیده به محبّین علی چاه دوزخ هم به یاران سه تا غاصب رسید ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌ ‍‌ ‌ ‌‌ ‌‌ 🦋🌺🦋
قَسَم بِه وَعدِه ی شیرینِ "مَن یَموت یرءنی من ایستآده بمیرم به احترآم عَلی(ع)♥️ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌ ‍‌ ‌ ‌‌ ‌‌🦋🌺🦋
خورشید جهان باشی و تابنده بیایی هر صبح، پر از شادی و گلخنده بیایی فرش سر راهت پر ابریشم طاووس تا رنجه کنی گام و خرامنده بیایی 🦋 ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌ ‍‌ ‌ ‌‌ ‌‌ 🦋🌺🦋
تقصیر خودم نیست اگر داغ و کبودم... حرف تو که آید به میان ، سخت حسودم… تقصیر تو هم هست که با طرز نگاهت، آرام خزیدی به تن و تارم و پودم... می خواستم از جاذبه ات فاصله گیرم، اما نشد و عشق تو سر زد به وجودم… ای کاش فقط سر زده بود ...آمد و ماند و در گیر خودش کرد ...من و بود و نبودم… تکثیر شدی در همه ی ثانیه هایم در خوابم و در اشکم و در ذکرو سجودم … آنقدر که جز چهره ی تو هیچ ندیدم… آنقدر که جز وصف تو چیزی نسرودم… با حضرت حافظ کمی از عشق تو گفتم… فرمود مراعات کنم حد و حدودم… ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌ ‍‌ ‌ ‌‌ ‌‌ 🦋🌺🦋
: کاش در وصفِ دل آرایی و طنازیِ تو من همان شاعرِ شیوایِ دیارت باشم تو هراَز گاه کمی عاشق من باشی ومن تا ابد عاشقِ بی صبر و قرارت باشم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌ ‍‌ ‌ ‌‌ ‌‌ 🦋🌺🦋
یک بار نه صد بار نه هر بار نفهمید انگار نه انگار... نه! انگار نفهمید فریاد زدم داد زدم دوستتان دا... یک عمر به در گفتم و دیوار نفهمید! ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌ ‍‌ ‌ ‌‌ ‌‌1🦋🌺🦋