eitaa logo
آبادی شعر 🇵🇸
1.8هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
94 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
مرا صبح هست و تنهایی، عمیقاً جای تو خالی؛ ولی چه بی هوا دستم، برایت لقمه می گیرد...
توبه کردم که دگر شعر نگویم ز فراق این دل توبه شکن با غم عشقت چه کند؟
گفتی ‎ڪه تکراری شده، تمام شعر دفترت! شرمنده ام جز عشق تو فکری نمی آیدبه سر...
قسم خوردم بہ (چشمانت) فراموشت ڪنم اما.... چرا باران ڪہ مے گیرد فقط "یاد" تو مے بارد..
من حلالت کرده‌ام رفتی، خدا همراہ تو بی ثمر باشد که باشی و دلت با دیگری
شده از درد بخندی که نبارد چشمت؟ من در این خنده‌ی پرغصه مهارت دارم
        شاعرے بودم غزل هایم              پر از شور و نشاط؛         رفتنت شعر مرا غمگین،             دلم را خستہ ڪرد!
"پرسید:اگر رفتم ، حال تو چه خواهد شد؟ یخ کردم و لرزیدم ؛ با خنده تلخی رفت!"
"یک شهر پر از حادثه ی دود گرفته صد بغض گره خورده و اندوه جوانی شب های زمستانی و بارانی دلگیر باید به عزای دل خود نوحه بخوانی"
توبه کردم که دگر شعر نگویم ز فراق این دل توبه شکن با غم عشقت چه کند؟
توبه کردم که دگر شعر نگویم ز فراق این دل توبه شکن با غم عشقت چه کند؟
تو سهمِ دیگری بودی و من درگیرِ رویایت  خجالت می‌کشم از دل، که عمری بازی‌اش دادم