eitaa logo
آبادی شعر 🇵🇸
1.8هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
94 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
دیگر کسی ز درد شکایت نمی‌کند از باد هرزه‌گرد شکایت نمی‌کند بعد از فروغ حنجره‌ای وا نمی‌شود زآغاز فصل سرد شکایت نمی‌کند حتی درخت سبز همه سالیان دور از برگ‌های زرد شکایت نمی‌کند مردی که اعتراض رسای زمانه بود حالا که مانده فرد شکایت نمی‌کند بگذار تا به درد خودش سوزد ای رفیق دور و برش نگرد شکایت نمی‌کند من هم دگر شکایتی از تو نمی‌کنم از دست درد، مرد شکایت نمی‌کند
. صبح آمده و ترانه‌خوان شد بلبل "با غنچه‌ی تازه همزبان شد بلبل" تا غنچهٔ گل شکُفت در اول صبح انگار که صد سال جوان شد بلبل
4_5992509147868827645.mp3
4.61M
صبح 21 بهمن❄️ 🎤 ┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ ┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
‌مرا چشمم به باران می شناسد به اندوهی فراوان می شناسد علاج درد من گفتند: تنها طبیبی از خراسان می شناسد
در خواب دیدم با ردایی از توسل در کسوتی از نور، بر ما لطف داری گل کرده باغ خنده‌های سرخ رنگت مثل شکوفه، موعد رقص بهاری در خواب دیدم قامتت را قاب کردند در چشم‌های تا همیشه مضطر من از مشرق محراب تو خورشید سر زد مثل طلوع صبح‌های بیقراری در دست‌هایت هودجی چون روز روشن می‌خواند ما را تا حضوری عاشقانه آنجا که می‌شد تا همیشه زندگی کرد با نورها، در موسم آیینه کاری تعبیر خوابم را کدامین ابن سیرین در جزوه‌های عاشقی تفسیر کرده قول و قرار روزهای با تو بودن در دولت صلح و صفا و رستگاری اللهم ارنی الطلعه الرشیده ان شاالله
زیر این سقف نیلی صد رنگ در میان تلاطم امواج سرزمینی سپید مشهود آستانش پلی است تا معراج سرزمینی پر از گل مهتاب چشمه هایش روان و جوشنده بی کران هست و ساحلش آرام موج هایش بلند و توفنده عطر یاس قنوت شب بویش مرغ دل را دهد پر و بالی باغ سبز دعا گشاید در احسن الحال می شود حالی استجابت پلی زند آسان روی گلدسته های سرو باغ گل زند روی دامن محراب خون زخمی که رُسته از هر داغ عطر ناب حضور می بالد بین جمع صمیمی ِ مشتاق جمعه لبریز می شود از نور می شود پر ز خوشه ی میثاق صوت بال کبوتران شوق بال امید می کند مرهم انتظاری دو باره می روید از دل گرم بی قرار حرم می برد خطبه خوان او دل را تا فراسوی کهکشانی دور دور در چشم ما شود نزدیک آن ظهور پر از پیام و شور باز هم جمعه، باز هم باران شسته زنگار روی آیینه ظهر جمعه است وعده ی دیدار وعده ی ما، نماز آدینه (وعده ما نماز آدینه)
🇮🇷همه با هم می آییم 🇮🇷راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن ...
خود را نشسته‌ام‌ به تماشا تمامِ عمر آیینه‌وار در دل دنیا تمامِ عمر دل بسته‌ی حقارت دنیا نبوده‌ام در گیرودار چرخ ثریا تمامِ عمر دیروزِ من‌ گذشت اگر هم به سوختن آکنده بودم از تب فردا تمام عمر قلب مرا نگاه‌ تو هر لحظه می‌کشاند چون رود سمت پهنه‌ی دریا تمامِ عمر گفتی که همچو آینه‌ام روبروی تو در خود شکست آینه خود را تمام‌ِ عمر مویی سپید کردم و رویی سیاه...آه در های و هوی مهلکه تنها تمامِ عمر از من نخواه خنده که خشکیده بر لبم لبخند کودکانه‌ی مهتا...تمامِ عمر
از زلزله و عشق خبر کس ندهد آن لحظه خبر شوی که ویران شده ای... ♥️
جمعه ها شرح دلم یک غزل کوتاه است که ردیفش همه دلتنگ توام می آید... تیر برقی چوبی ام در انتهای روستا بی فروغم کرده سنگ بچه های روستا ریشه ام جا مانده در باغی که صدها سرو داشت کوچ کردم از وطن، تنها برای روستا آمدم خوش خط شود تکلیف شب ها آمدم نوریک فانوس باشم پیش پای روستا یاد دارم در زمین وقتی مرا می کاشتند پیکرم را بوسه می زد کدخدای روستا حال اما خود شنیدم از کلاغی روی سیم قدر یک ارزن نمی ارزم برای روستا کاش یک تابوت بودم، کاش آن نجار پیر راهی ام می کرد، قبرستان به جای روستا قحطی هیزم، اهالی رابه فکر انداخته‌ست بدنگاهم میکند دیزی سرای روستا من که خواهم سوخت، حرفی نیست، اما کدخدا تیرسیمانی نخواهد شد عصای روستا
﷽ ━━━━💠🌸💠━━━━ دنیا تمام تشنهٔ نور است نازنین دیگر زمان، زمان ظهور است نازنین از بس‌که در هم است شب و روز روزگار انگار روز حشر و نشور است نازنین برگرد سوی وادی کنعان عزیز مصر! دل‌ها بدون نور تو کور است نازنین تزویر زیر نام تو بازارها زده است کالای زور و زر به وفور است، نازنین دنبال ردّ شعله‌ای از چشم‌های تو موسای سینه راهی طور است نازنین خورشید قرن‌هاست که بر روی نیزه‌هاست یا در میان تشت و تنور است، نازنین ای آخرین ذخیرهٔ هستی ظهور کن دنیا تمام تشنهٔ نور است، نازنین! ━━━━💠🌸💠━━━━