eitaa logo
آبادی شعر 🇵🇸
1.8هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
94 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
شبیهِ لهجهٔ قرآن اصیلی برایم تا همیشه بی‌بدیلی عزیزم، دوستت دارم حسابی بدونِ هیچ برهان یا دلیلی @abadiyesher
امشب تو بیا و برگ و پرچم بفرست اَشکال و حروفِ گیج و مبهم بفرست در بینِ نوشته‌های بی‌نظمِ خودت یک بوس و گُلِ پیامکی هم بفرست @abadiyesher
من خمارِ شعرم و معتاد بوسه از لبت یا بخوان شعری ز دیوان! یا لبت را غنچه کن! @abadiyesher
دست عشق از دامن دل دور باد می‌توان آیا به دل دستور داد؟! @abadiyesher
شبان گیس بلند عشیره پدری فدای نی لبکت گله گله حور و پری! فرشته را به شبانی چکار؟ می‌ترسم که گله را به چراگاه آسمان ببری قسم به صبح! که ای آفتاب گندمگون بزک نکرده هم از دختران شهر سری چهار فصل درختان اگر که گل بدهند میان آن همه گل از همه شکفته‌تری دو چشم میشی و یک دشت گرگ، باکی نیست که با حساب من از هر نظر تو بیشتری! مرا به کاسه ای از شیر ماه مهمان کن که گرگ و میشم از این کوره راه دربدری رها کن این رمه را، در کنار من بنشین چه می‌شود که بیارآمد از تو رهگذری رها کن این رمه را، از خدا که پنهان نیست من عاشقت شده‌ام پیش از آنکه دل ببری @abadiyesher
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
📢 روزانه 🔹️ صفحه شصت و چهار قرآن کریم، سوره مبارکه آل عمران 🎙با صدای (مدیر کانال) ✏️ توصیه مهم حضرت : هر روز حتماً قرآن بخوانید @KhyaleVasl | خِیـٰـالِ وَصـْـلْ✨
خورشید دمیده دل پر از شادی باد در کوچه شمیم ناب آزادی باد سرزنده شوی به تابش لبخند و احوال شما همیشه خردادی باد @abadiyesher
-1119412477_-728342491.mp3
8.11M
🎙قطعه «ققنوس» تقدیم به شهید و شهدای مقاومت 🔸️ خواننده: 🔹️ آهنگساز: 🔸️ شاعر: ◽️کاری از: مرکز موسیقی حوزه‌هنری موج یاد تو به‌هم ریخت مرا عاقبت عشق برانگیخت مرا @abadiyesher
از هر چه هست و نیست گذشتم ولی هنوز در مرز چشم های تو گیرم فقط همین @abadiyesher
من همیشه سربه‌زیرم تو همیشه با حیا کفش‌هایت را عوض کردی تو را نشناختم @abadiyesher
بغض دارم در گلو شب تا سحر این روزها می‌کند در مرگ من آخر اثر این روزها بوی دود و آتش و خاکستر و مسمار در می‌کند حال مرا آشفته تر این روزها هر نشانی که شود یاد آور آن روز تلخ می‌نماید شیعه را خونین جگر این روزها تا صدای زنگ در گاهی به گوشم می‌رسد بغض می‌گیرد مرا در پشت در این روزها مادری تا می‌زند شانه به موی دخترش می‌شود چشمان هر بیننده‌تر این روزها  چادر خاکی مادر هم  گواهی روشن است تا شود آشفته احوال پدر این روزها ای بسا حق می‌دهم از شدت این غم کسی جان شود از پیکرش بیرون اگر این روزها ما کجا و گریه کردن در عزای فاطمه گر نبود از جانب بالا نظر این روزها @abadiyesher