ايهام و
استعاره و
تمثيل و
نقطه چين...
آسان كه نيست شاعر چشمان او شدن...
#محمدعلى_بهمنی
@abadiyesher
چگونه خنده نقش بسته بر لب انارها
زمان رفتن نشاط باغ و سبزهزارها؟!
کجای زندگی به کام تلخ باغبان نبود
که دلخوشی او شده صدای برگ وبارها
دوباره باغ خالی از حضور گرم عشق شد
نشسته بر دل زمان وجب وجب غبارها
در انتظار ماندهام غریق شوق و التماس
نفس کشیدنم شده شبیه بیقرارها
درون باغ خشک ده انار چیدهام ولی
بدون تو همیشه بودهام در انتظارها
نمیرسی و هرشب از سکوت خانه بغض هم
دچار ضجه میشود کنار اضطرارها
نگاه میکنم به حال خستهام که در قفس
شده شبیه اضطراب چشم بچه سارها
#پریسامصلح
@abadiyesher
گاهی میانِ خلوتِ جمع
یا در انزوای خویش
موسیقیِ نگاهِ تو را گوش میکنم!
وز شوقِ این محال
که دستم به دستِ توست
من جای راه رفتن، پرواز میکنم!
#فریدون_مشیری
@abadiyesher
بیدل بیهمزبان! چه بر تو گذشته است؟
پیر به ظاهر جوان! چه بر تو گذشته است؟
در شب طوفان بگو چه بر سرت آمد؟
ای گل بیباغبان چه بر تو گذشته است؟
صاعقهی عشق آتشت زد و سوزاند
سوختهی ناگهان! چه بر تو گذشته است؟
از تو که در راه ماندهای چه بگویم؟
گم شدهی کاروان! چه بر تو گذشته است؟
آه که از هایوهوی تو خبری نیست
ای دل دیوانه، هان! چه بر تو گذشته است؟
#سجاد_سامانی
@abadiyesher
ما که توقع نداشتیم
این دنیا ما را ناز کند
یا گرم در آغوش بگیرد
فقط توقع بود که این قدر
جگرمان را نسوزاند.... !❤️🔥❤️🔥❤️🔥
#محمدصالح_علاء
@abadiyesher
تو با همه فرق داری...
تو از جنس منی...
تو خود منی....
قانون طبعیت میگه همنامها کششی بینشون نیست😢
#آبادی_نوشت
@abadiyesher
همچو عکس آب، تشویش از بنای ما نرفت
مرتعش بوده است گویی پنجه معمار ما
#بیدل_دهلوی
@abadiyesher
هدایت شده از جزیرهٔ تنهایی
ذکر آوارگی قصّهٔ مجنون کافی است
بعد از این هیچکسی سمت بیابان نرود
#ناصر_فیض
ضیافت های عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا
چه دریایی میان ماست خوشا دیدار ما در خواب
چه امیدی به این ساحل خوشا فریاد زیر آب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن
اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هشیار
مرا یارای بودن نیست تو یاری کن مرا ای یار
تو ای خاتون خواب من، من تن خسته را در یاب
مرا هم خانه کن تا صبح نوازش کن مرا تا خواب
همیشه خواب تو دیدن دلیل بودن من بود
چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود
نه از دور و نه از نزدیک ، تو از خواب آمدی ای عشق
خوشا خود سوزی عاشق مرا آتش زدی ای عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن
#ایرج_جنتیعطایی
@abadiyesher
تازه از عطر نفسهای تو فهمیدم چرا
کارشان رو به کسادی میرود عطارها
#سورنا_جورکار
@abadiyesher