✿❀بِسمِـ الرَّبِّ الشُّهداء والصِّدیقین❀✿
💞 #ازســـوریہ_ٺامنـــا🕊
💞 قسمت #سی_وشش
صالح درد داشت و خوابش نمیبرد.
طول اتاق را راه می رفت و دور بازوی بریده اش را چنگ می زد😣 و لبش را می گزید. هر چه مُسکن خورده بود بی فایده بود. توی آن گیرودار به من هم امر می کرد که از تخت پایین نیایم و حصر استراحت مطلق را نشکنم😔 بی توجه به حکم جدی اش بلند شدم و لباس پوشیدم و به صالح کمک کردم لباسش را عوض کند که او را به بیمارستان برسانم. هر چه امر کرد و دستور داد گوش ندادم. اتومبیل را از حیاط بیرون زدم و او را به اولین بیمارستان رساندم. توی اورژانس پانسمان را عوض کردند و آمپول مُسکن قوی تزریق کردند شاید دردش آرام شود😔 وقتی پانسمان را عوض کردند خیلی اصرار داشت که از اتاق بیرون بروم اما مصرانه #ماندم و صالح را تنها #نگذاشتم. وقتی پیراهنش را درآورد و جای خالی بازوی بریده اش و زخم های تازه ی بازویش به قلب رنجور و فشرده ام دهان کجی کرد، تحمل دیدنش آنقدر سخت و جانفرسا بود که کمرم خم شد و دستم را به لبه ی تخت صالح گرفتم.😣 صالح با دستش زیر بازویم را گرفت و مرا کنار خودش نشاند.
ــ من که گفتم برو بیرون خانومی😔
ــ نه چیزی نیست صالح جان کمی سرگیجه دارم تو نگران نباش😢
زخمش هنوز تازه بود و از گوشه و کنار زخم باز شده اش چیزی شبیه به خونآبه می آمد. دلم ریش می شد وقتی آن صحنه را می دیدم...😭
"#خدایاشکرت"
بی صدا وارد منزل شدیم و به اتاقمان رفتیم. چیزی به اذان صبح نمانده بود و صالح قصد نماز داشت
اما...
نمی دانست بایک دست چگونه باید وضو بگیرد😔😭
سعی کردم آرام از اتاق بیرون بروم. هنوز دوساعت نشده بود که خوابش برده بود. قرار بود دوستانش به دیدنش بیایند. صبحانه را آماده کردم. سعی داشتم در سکوت، خانه رامرتب و تمیز کنم. سلما هم نبود. صحنه ی دلخراش زخم دست صالح که به یادم می آمد تنم می لرزید. نفهمیدم چه شد که استکان چایی از دستم افتاد و هزار تکه شد😖 صالح سراسیمه از اتاق بیرون آمد و نفس زنان گفت:
ــ چی شده؟😨
ــ الهی بمیرم بیدارت کردم؟؟!!😒
ــ اصلا تو چرا از جات بلند شدی؟ می خوای منو سکته بدی؟😡
باز هم صدایش را بلند کرده بود.
ــ چیزی نیست صالح جان. برو استراحت کن الان جمعش می کنم.
دستم را گرفت و با احتیاط مرا از روی خُرده شیشه ها عبور داد و راهی اتاقم کرد. حرکاتش را با حالتی عصبی انجام می داد.
"فایده ای نداره... باید بهش بگم😭"
ادامه دارد...
🖇نویسنده👈 #طاهره_ترابی
┏⊰🍀✿🍀⊱━━━─━━┓
❤️@nasLmahdave🇮🇷
┗━━─━━━⊰🍀✿🍀⊱┛
هدایت شده از (آموزش خط مجیدآل حسین) ♥
هدایت شده از ☜💘 انرژے مثبت،شکرگزارے مجیدآل حسین ✌👌
هدایت شده از 🐲💙 کلبـه نوستالژی وکلیپ شاد
🍃🪴☘🌿🌱شکرگزاری🌱🌿☘🪴🍃
خدایا شکرت به خاطر اینکه هرلحظه از زندگیم درکنارم حضور داری منو توی هیچ شرایطی رها نمیکنی
خدایا شکرت به خاطر اینکه سلامتی، آرامش، ثروت هرروز وارد زندگیم میکنی
خدایا شکرت به خاطر اینکه نمیذاری بدی هام زیاد بشه حواست بهم هست
خدایا شکرت به خاطر اینکه میتونم همیشه روت حساب کنم
خدایا شکرت به خاطر اینکه از خودم با من مهربون تری
خدایا شکرت به خاطر سلامتی و آرامش عزیزانم
خدایا شکرت به خاطر اینکه به من برای رسیدن به آرزوها و اهدافم کمک میکنی و مسیر رو برام هموار میکنی
خدایا شکرت که همیشه بعد از هرسختی هزارتا آسونیه
تو اند گذشت و مرام و معرفتی یا کَرِیمَ الصَّفْح💚
#شکرگزاری
#خدایاشکرت
@colbenostalzhi
12.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نوحه قدیمی زیبا سال ۱۳۶۷ التماس دعا
زینب به سرزنان بهرچه می دود
#یاحسین
#مداحی_نوستالژیک
#حال_خوب
#نوحه
#دهه_شصت
#خدایاشکرت
#خوشنویسی_مجید_آل_حسین
هدایت شده از 🐲💙 کلبـه نوستالژی وکلیپ شاد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا