به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم ،
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم !
¹²𝗇︎𝗈𝗏︎𝖾m𝖻︎𝖾𝗋
نیازی به توجه پسر مردم ندارم ، وقتی بابام همیشه بهم میگه وقتی دخترم هست چرا باید به دوستاش یا دختر
نیازی به توجه پسر مردم ندارم ،
وقتی داداشم وقتی حالم بده بهترین رفتارو باهام داره و آغوشش برام بازه :)
چرا اون اولویتمه ؟ چرا اونو به همه ترجیح میدم ؟ چرا نقطه امنمه ؟ چرا ... ؟
چون توی دنیایی که همه دنبال یه آدم بی نقص و کاملا اون تنها کسیه که میاد تا همه ی بهم ریختگی های زندگیمو درست کنه !
چون اون تضاد قشنگ زندگی منه ، کسی که همزمان هم دیوونه بازیامو میفهمه و هم باعث میشه آدم بهتری باشم !
چون اون تنها کسیه که انگار دفترچه راهنمای اخلاق گند منو خونده و با این حال باز هم کنارم مونده !
چون اون تنها کسیه که چشمهای من رو میتونه با دقت بخونه !
چون اون تنها کسیه که چالش های بزرگ زندگی من رو تبدیل به بازی های دو نفرهٔ شیرین میکنه !
چون اون تنها کسیه که چیزهای بی اهمیت ذهنم رو با دقت گوش میده !
چون اون تنها کسیه که تو روزای ابری ، چراغ امید منه !
چون اون تنها کسیه که چم و خم رفتارهای عجیبم رو بلده و با این حال ، بازم منو بهترین انتخاب زندگیش میدونه !
چون اون تنها کسیه که حتی جزئیات مسخره ی فکرهای تو سرم رو میشناسه و به جایِ قضاوت کردن ، باهاشون کنار میاد !
چون اون تنها کسیه که وقتی همه از عجیب بودن من تعجب میکنن ، اون فقط با لبخند نگاه میکنه !
چون اون تنها کسیه که وقتی با بقیه حرف میزنم ، میدونه که کلماتم فقط یه پوششه و توی نگام دنبال حرف اصلی میگرده !
چون اون تنها کسیه که چیزهایِ کوچیکی که بقیه بهشون توجه نمیکنن ' مثل اون عادت چای خوردنم وقتی استرس دارم یا عصبیم ' براش ارزشمندترین جزئیات دنیاست !
چون اون تنها کسیه که میدونه کجا و چه زمانی چطوری رفتار کنه !
چون اون میدونه از چه چیز هایی متنفرم و تا جای امکان انجامشون نمیده !
چون اون احترام میزاره !
چون اون هزار تا چیز نگفتس :)
چون اون رز آبیِ منه ! :)