شهید بابایی پانزدهم مرداد 1366 ، با سمت فرمانده اطلاعات عملیات در سردشت توسط نیروهای عراقی هنگام پرواز بر اثر اصابت گلوله ضد هوایی شهید شد.
عباس بابایی چهارم آذر 1329 چشم به این جهان گشود. او در سال 1348، درحالیکه در رشته پزشکی پذیرفته شده بود، داوطلب تحصیل در دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد. پس از گذراندن دوره آموزشی مقدماتی خلبانی هواپیمای شکاری را با موفقیت به پایان رساند و پس از بازگشت به ایران، در سال 1351، با درجه ستوان دوم در پایگاه هوایی دزفول مشغول به خدمت شد.
همزمان با ورود هواپیماهای پیشرفته (F-14) به نیروی هوایی ، شهید بابایی در دهم آبان ماه 1355، برای پرواز با این هواپیما انتخاب شد و به پایگاه هوایی اصفهان انتقال یافت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی بهعنوان سرپرست انجمن اسلامی پایگاه هوایی اصفهان به پاسداری از دستاوردهای انقلاب پرداخت.
شهید بابایی در هفتم مردادماه 1360 از درجه سروانی به سرهنگ دومی ارتقا پیدا کرد و به فرماندهی پایگاه هشتم اصفهان برگزیده شد. وی در نهم آذرماه 1362، ضمن ترفیع به درجه سرهنگ تمامی ، به سمت معاونت عملیات فرماندهی نیروی هوایی منصوب شد و به ستاد فرماندهی در تهران عزیمت کرد.
سرانجام در تاریخ هشتم اردیبهشتماه 1366 به درجه سرتیپی مفتخر شد و در پانزدهم مردادماه همان سال، درحالیکه به درخواستها و خواهشهای پیدرپی دوستان و نزدیکانش مبتنی به بر شرکت در مراسم حج آن سال پاسخ رد داده بود، برابر با روز عید قربان در حین عملیات برون مرزی به شهادت رسید.
تواضع و فروتنی این شهید
شهید بابائی نمود واقعی تواضع بود. سرهنگ عطایی، یکی از یاران همرزم شهید بابایی، درباره تواضع و فروتنی او چنین می گوید: «شهید بابایی، مسلمانی بسیار متواضع و بدون تکبر بود. بارها دیده می شد که به کارگران ساده پایگاه، مثل باغبان ها، نظافت چی ها و… کمک می کرد. او در آن زمانی هم که فرمانده پایگاه بود، در روزهای عاشورا و ایام سوگواری، عضو ثابت مراسم عزاداری بود. بابایی با پای برهنه در جلوی صف های عزاداران حسینی حرکت می کرد و به نوحه خوانی و مرثیه سرایی می پرداخت. این رفتار و سیره عملی او، باعث شد که شاگردان بسیار خوبی تربیت و به جامعه نیروهای هوایی کشور تقدیم کند.
ساده زیستی یکی دیگر از خصوصیات شهید بابایی بود
زندگی شخصی شهید بابائی سرشار از ساده زیستی و دوری از تجملات بود. حجت الاسلام و المسلمين محمدي گلپايگاني نقل می کند؛ «...چيزي را كه من در ايشان نيافتم،علاقه،توجه و فريفتگي به ماديات و زرق و برق دنيا بود. زندگي بسيار ساده اي داشت. بارها به من مي گفت كه هيچ وقت خمس بدهكار نمي شود و اصلا مهلت نمي دهد، خمسي به گردنش بيفتد و سرماه از حقوقش به اندازه مخارجش برمي دارد و بقيه را مي دهد در راه خدا.»
توصیف آمریکایی از روحیات شهید بابایی👇👇👇🤔🤔🤔
در سال ١٣٤٩، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا رفت. طبق مقررات دانشکده میبایست به مدت دو ماه با یکی از دانشجویان آمریکایی هم اتاق میشد. آمریکاییها در ظاهر هدف از این برنامه را پیشرفت دانشجویان در روند فراگیری زبان انگلیسی عنوان میکردند اما واقعیت چیز دیگری بود. چون عباس در همان شرایط تمام واجبات دینی خود را انجام میداد و از بیبند و باری موجود در جامعه آمریکا بیزار بود. هم اتاقی او در گزارشی که از ویژگیها و روحیات عباس نوشته، یادآور میشود که بابایی فردی منزوی و در برخوردها، نسبت به آداب و هنجارهای اجتماعی بیتفاوت است. از رفتار او بر میآید که نسبت به فرهنگ غرب دارای موضع منفی است و شدیداً به فرهنگ سنتی ایران پایبند است.همچنین اشاره کرده که او به گوشهای میرود و با خودش حرف میزند که منظور او نماز و دعا خواندن عباس بوده است.