eitaa logo
محسن عباسی ولدی
57.2هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
350 فایل
صفحه رسمی حجت الاسلام #محسن_عباسی_ولدی متخصص | نویسنده | مدرّس 🌱 مسائل تربیتی و سبک‌زندگی‌دینی 🌐 پایگاه‌های اطلاع رسانی: ktft.ir/v 📬 ارتباط با مدیر: @modir_abbasivaladi 📱نشـانی صفحات مجازی حاج‌آقا در پیام‌رسان‌ها: @abbasivaladi
مشاهده در ایتا
دانلود
radio-maaref-98_10_08-16_30.mp3
10.77M
(قسمت ششم، بخش دوم) 🎙استاد ✅ موضوعات این برنامه: 🔸فقر یا احساس فقر؟واقعیت یا توهم؟ 🔹سبک زندگی در فقر 🔸وظیفه مردم و مسئولین 🔹معرفت و ولایتمداری(۱) 🗓 یکشنبه‌ها، پرسمان تربیتی خانواده، 🕰 ساعت ۱۶ ⬅️ تکرار برنامه، ساعت ۲۲:۳۰ @abbasivaladi
180 درس صد و هشتادم چرا با این که این قدر کمیم، ادّعای زیاد بودن داریم؟.pdf
216.3K
#درس صد و هشتادم: چرا با این که این قدر کمیم، ادّعای زیاد بودن می‌کنیم؟ ✅ توی این فایل پی دی اف👆، جواب این سؤالات👇رو پیدا می‌کنید: ⁉️آیا عقل می‌تونه حکمت کارای خدا رو بفهمه؟ ⁉️خداوند به داوود، در مورد فلسفه عقب افتادن استجابت برخی دعاها، چی فرمودن؟ ⁉️امام صادق علیه‌السلام، چه کسی رو عاقل می‌دونن؟ @abbasivaladi
🍃آرامش شب و روز عاشق ها گاهی خیال می‌کنم همۀ مهربانی‌ات را چشیده‌ام امّا بعدش تو از مهربانی‌ات نمایی را نشانم می‌دهی که می‌فهمم اشتباه کرده‌ام. ولی شاید اشتباه نباشد که بگویم: من با همۀ وجودم مهربانی‌ات را چشیده‌ام. اصلاً مگر کسی هست که همۀ مهربانی‌ات را چشیده باشد؟ امروز وقتی به دریافت دیروز خودم از مهربانی‌ات نگاه می‌کنم می‌بینم آنچه دیروز فهمیده‌ بودم در مقابل آنچه امروز چشانده‌ای، قطره‌ای در برابر دریاست و دریای امروز در برابر آنچه فردا از مهربانی به من خواهی چشاند باز هم می‌شود قطره. این دریاهای قطره قطره شده سال‌هاست که کنار هم جمع شده‌اند. همه روی هم در برابر همۀ مهربانی تو قطره در برابر دریا هم نیست. اصلاً بگو بدانم جز خدا کسی روی زمین هست که همۀ مهربانی تو را بفهمد؟ تو از گل آلودترین آب‌ها برای من ماهی می‌گیری و فرصت‌‌های سوختۀ مرا جانی دوباره می‌دهی تا اگر خواستم برگردم راهی مانده باشد برای بازگشت. خاطره‌های عاشق‌های زمینی یکی از جلوه‌های مهربانی توست که این گونه داری از آنها برایم فرصتی می‌سازی تا بر گردم به دامن عشق. عاشقی می‌گفت: هر شب پیش از خوابیدن باید صدای معشوقم را بشنوم تا خوابم بگیرد. پس از شنیدن صدای او صدای هیچ کسی نباید گوشم را آلوده کند عکسی از محبوب را زده‌ام در برابرم تا آخرین تصویری که روی چشمم نقش می‌بندد عکس یار باشد. صبح که از خواب بلند می‌شوم اوّلین صدایی که باید بشنوم، صدای معشوق است و اوّلین نقشی که نگاهم را نوازش می‌دهد باید عکس یار باشد. شبی اگر صدای معشوق را نشنوم، خوابم نمی‌گیرد و روزی را اگر بدون شنیدن صدایش آغاز کنم تا آخرش پر از تشویشم و اضطراب. آقا! من از همۀ خواب‌های راحتم در برابر تو خجلت زده‌ام و از همۀ روزهایی که بی‌یاد تو آغازشان کردم شرمنده‌ام. مرا ببخش که به نشنیدن صدایت عادت کرده‌ام و از من در گذر به خاطر روزهایی که بی‌هیچ تشویش و اضطرابی به شب رسید بدون آن که تو در آن روزها در خاطرم باشی. سخت است؛ ولی لازم دارم یقین به عاشق نبودن را. این یقین می‌شود مایۀ شرمساری من در برابر تو من توان کشیدن بار شرمساری را ندارم پس تلاش می‌کنم که عاشق شوم گر چه می‌دانم تا وقتی که از جانب تو کششی نباشد کوشش من بیچاره به جایی نخواهد رسید. شبت بخیر آرامش شب و روز عاشق‌ها! @abbasivaladi
10.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ ۵تا ملاک طلایی برای معاینه زندگی تون #محسن_عباسی_ولدی #تا_ساحل_آرامش #قواعد_زندگی_مشترک #گفتگوی_خودمونی
🔸بالا بلندی 🔸 🔹تعداد افراد حاضر در این بازی، بهتر است بیش از پنج نفر5⃣ باشد. 🔸 از میان افراد، یک نفر به اصطلاح «گرگ»🐕 می‌شود و به دنبال افراد دیگر می‏گذارد تا دستش ✋به آنها برسد. 🔹فردی که دست گرگ به او خورده، می‏سوزد😩. دیگران هم باید از دست او فرار کرده🏃‍♂، روی جایی که کمی از زمین بالاتر است، بایستند. 🔸وقتی افراد در بالای بلندی قرار می‏ گیرند، گرگ نمی‏تواند به آنها دست بزند. 🔹برای این که افراد نتوانند به مدّت طولانی روی بلندی بایستند🎢، می‏توان قانون شمارش را گذاشت. 🔸هر کسی که بالای بلندی قرار گرفت، باید از یک1⃣ تا ده 🔟بشمارد و وقتی به ده رسید، از بلندی برای یک لحظه هم که شده، پایین بیاید و یا این که بدَوَد 🏃‍♂و روی یک بلندی دیگر بایستد. 🔹این بازی با نام «گرگم به هوا» هم شناخته می‏ شود. 🔸 قاعده و قانون این بازی قابل تغییر هم هست♻️. مثلاً وقتی دست گرگ به کسی می‏خورد، او نیز به همراه گرگ باید به دنبال بچّه‏ های دیگر بدود. 🔹قبل از این که گرگ به یکی از بچّه‏ ها🧒👦 دست بزند، یکی دیگر از بچّه‏ ها می‏تواند کنار او قرار گرفته، دستش🤝 را بگیرد. 🔸 در این صورت، گرگ نمی‏تواند به هیچ کدام از آنان دست بزند؛ امّا نباید مدّت زمانی ⏰که این دو در کنار هم هستند، طولانی شود. 🔹می‏توان شمارش تا یک عدد مشخّص را به عنوان حدّاکثر فرصتی قرار داد که این دو می ‏توانند در کنار هم👬 باشند. 🔸برای فرار بچّه‏ ها هم می‏توان محدوده‏ ای⭕️ را مشخّص کرد. در این صورت، خروج از محدودۀ مشخّص شده، موجب باختن ❌فرد می‏شود. 🔹ورزش🤾‍♂، هیجان😃 و تقویت حسّ همکاری🤝، از فواید این بازی است. 📚 بازی ، بازوی تربیت ص ۱۱۶ @abbasivaladi
هدایت شده از لالایی خدا
0100 baghareh 233.mp3
9.3M
۱۰۰ آیه ۲۳۳ ✅ شنبه ها و چهارشنبه ها، ساعت ۹شب با تشکر از گروه "نسیم قدر" که زحمت اجرای تیتراژ این برنامه رو کشیدن. @lalaiekhoda
🍃شبگرد عاشق خدا پیش از عاشقانۀ امشب می‌خواهم از تو چیزی بخواهم. آقا! من در این چند شب درس‌های زیادی را از عاشق‌های زمینی یاد گرفته‌ام و حالا احساس می‌کنم زیر بار دِینشان رفته‌ام. می‌خواهم التماس کنم وقتی سحر برای نماز شبت بلند شدی برای کسانی که دلشان مهیای عاشقی است و فقط در انتخاب معشوق ره به خطا پیموده‌اند دعا کنی. حیف این دل‌ها نیست که جایی برای عشق غیر تو باشند؟ اینها اگر عاشق تو شوند یک شبه ره صد ساله را طی می‌کنند. عاشق بود؛ ولی دستش به معشوق نمی‌رسید شب‌ها اگر برای همه زمانی برای خوابیدن بود او از تاریکی و سکوت شب برای اشک ریختن و ناله‌زدن بهره می‌برد. امّا نه در خانه از نگاه او خانه‌ای که در آن یار نبود تنگ‌تر از قفس و تاریک‌تر از سیاه‌چال بود. کوچه‌های شهر با ناله‌های او آشنا بودند. وای اگر شبی نمی‌توانست از خانه بیرون بزند آن شب، شب مردن بود برایش. تابستان و زمستان، برایش فرقی نداشت. او فقط گریه کردن و التماس کردن به خدا را دوست داشت به این امید که یکی از شب‌ها به صبح نرسیده، او به یارش رسیده باشد. آقا! چه قدر دوست دارم آوارگی برای تو را. کاری ندارم که عشق آن عاشق، زمینی بود من از آواره شدن برای عشق خوشم می‌آید. آوارگی در غم فراق معشوق نشانۀ صداقت عاشق است. من هیچ گاه آوارۀ تو نبودم آقا! دوست دارم همۀ وجودم بشود عشق تو و همۀ اراده‌ام را عزم کنم برای بیابانگردی در فراق تو و فقط برای این که تو امر می‌کنی که بمانم در خانه، بمانم در خانه. من این ریاضت را بیشتر از آن آوارگی دوست دارم. ولی باید قبول کنم که عاشق نیستم و از این که ماندنم در خانه، نامش ریاضت نیست از تو شرمسارم. کسی که به امر تو در خانه می‌ماند، آوارۀ حقیقی است. مرا آوارۀ خودت کن آقا! شبت بخیر شبگرد عاشق خدا! @abbasivaladi
محسن عباسی ولدی
🍃گل بی عیب خدا بالأخره روزی می‌رسد که همۀ عاشق‌هایی زمینی را دور هم جمع کنیم و سنگ عشق تو را به سینه بزنیم. معشوق‌هایشان را هم می‌آوریم تا عاشقانه‌هایی را که برای تو سروده‌اند برایمان بخوانند تا دیگر کسی نباشد که صدای عشق به گوشش نرسیده باشد. اگر همۀ عاشق‌ها و معشوق‌های زمینی به آسمان عشق تو برسند می‌توانند همۀ زمین را عاشق تو کنند. بسیاری از این عاشق‌ها نه تنها عاشقی کردن را از برند تعلیم عشق را هم بلدند. کافی است کمی از شراب عشق تو را بنوشند تا ساقی عشق تو بشوند در هر کجا که هستند. اینها را اگر دریابیم ترویج عشق تو می‌شود شغل ثابتشان. من می‌دانم که اینها برای انتشار عشق تو روز و شب را نخواهند شناخت. آقا! یکی از این عاشق‌های زمینی صحنه‌ای را نشانم داد که هر وقت به یادش می‌افتم مجبورم فریاد بزنم عاشق نبودنم را. اگر کسی از معشوقش بد می‌گفت قلبش می‌گرفت نفسش به شماره می‌افتاد نقش زمین می‌شد به قدری که گویی مرگ را در برابر چشمانش می‌دید. همین قدر بس است برای این که توان انکار عاشق نبودنم را از من بگیرد. وقتی کسی از تو بد بگوید آیا قلبم می‌گیرد و نفسم به شماره می‌افتد به قدری که گویی مرگ را در برابر چشمانم می‌بینم؟ کدام عاشق است که توان بدشنیدن از معشوق داشته باشد؟ وقتی کسی در برابر آن عاشق از خوبی‌های معشوقش می‌گفت جان می‌گرفت گویی که چند سالی جوان‌تر شده این را از برق شادی که از چشمانش بیرون می‌زد به راحتی می‌شد فهمید. وقتی کسی از تو تعریف می‌کند من چه قدر جوان می‌شوم؟ تا چه اندازه هیجان در خونم می‌دود؟ وقتی کسی به آن عاشق اجازه می‌داد که از معشوقش بی‌هیچ واهمه‌ای تعریف کند گویی به آب حیات دست یافته بود عمرش بی‌انتها شده بود. من چه قدر دوست دارم از تو تعریف کنم؟ وقتی که اجازه یافتم که از تو تعریف کنم چه قدر از تو گفتم و لذت بردم؟ او به دنبال فرصتی بود برای تعریف کردن از معشوقش من با فرصت‌هایی که پیش آمد، چه کار کردم؟ معشوق او سراپا عیب بود تو گل بی‌عیب خدایی او چرا آن گونه بود و من چرا این گونه‌ام؟ به این سؤال که فکر می‌کنم زبانم لال می‌شود. شبت بخیر گل بی‌عیب خدا! @abbasivaladi
شهادت همیشه پا به پای تو هر جا که می‌رفتی می‌آمد او تو را کم داشت، برای همین هم بی‌قرارت بود. شهادت! در آغوش کشیدن حاج قاسم گوارای وجودت! @abbasivaladi