السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِلْمِ النَّبِيِّينَ
ای وارث علم انبیا سلام بر شما
هدایت شده از گرافاتشوریدهیکگیاهسمی
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هروقت برای درس خوندن انگیزه نداشتی؛ یه هندزفری بذار تو گوشت و اینو پلی کن.
حسین ستودهazal-abad-yekta-asad-sotoode.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
مولا ، مولا ، مولا .
هدایت شده از بهمنبگو،لیلی.
نوشتم آرزو، چون یکی از بزرگترین آرزو های زندگیم رو این آخر هفته تجربه کردم.
عمیقاً حس خوبی داشت، و با تمام وجود تمام سختی ها و اشک ها و درگیری هاش رو به جون میخرم.هرچقدر هم برگردم عقب بازم ترجیح میدم کلی سختی بکشم و کلی اشک بریزم تا بهش برسم.
هنوز هم یادم نمیره وقتی به ضریح چسبیده بودم و آروم غرغر میکردم و به خانم میگفتم این نبود رسمش..
میگفتم آخه من که نمیخواستم کاری کنم، میخواستم فقط بزرگ ترین آرزوم رو کنار شما تجربه کنم، نا امید بودم و اشک امون نمیداد بهم.. اما همون خدا رو شاهده، که کرامت و مهربونی بانو کم نبود، که دو ساعت نشده از اون غرغر هایِ در گوشی..
یه بنده خدایی زنگ زد و کاری که از صبح به هر دری میزدم نمیشد رو توی ده دقیقه حل کرد.. ، و بعدش من موندم عرقِ شرمی که بابت غرغر هام به خود خانم گفته بودم.. ، بعد از اون انگار تو ابرها سیر میکردم، اون ذوقی که با اشک محو شده بود، با بغضِ از روی شادی دوباره برگشت..
و در نهایت من بودم و اون حسِ تنظیم نور و فشردن دکمه ی شاتر اون هم مقابلِ گنبند طلایی و زیبای خانوم :)
از مهم ترین تجربه های زندگیم بود که نمیدونم تا روز مرگم دیگه تجربهش میکنم یا نه.. اما دستِ کم، بابت تجربه کردن این حس عمیق و این تجربه ی دستنیافتنی، تا ابد به خودم می بالم.
و مهم تر از همه، از همه ی اونایی که کمک کردن تا این حس رو تجربه کنم و آرزو به دل نمیرم ممنونم..
نا امید بودم ولی خود خانم به دلم نظر کرد و باعث شد بتونم فقط ذره ای، ذره ای خیلی کم از زیبایی هاشون رو در ولادت برادرشون ثبت کنیم :)
و تا ابد، این قاب مورد علاقه ترین قابِ عکاسی میمونه برای قلبم.