هدایت شده از Veronica
یکی از چیزایی که واقعا به خاطرش دست مامانمو بخاطرش میبوسم همینه که گذاشتم کلاس زبان
هدایت شده از Veronica
بچه ها عموی یکی از دوستان امروز صبح فوت کردن میشه برای شادی روحشان یه صلوات یا اخلاص بفرستین...
هدایت شده از Mia
از :میا
به :Beautiful mind عزیزم
-این روز ها همه از همدیگه متنفرن ،چون دور تا دورشون پر شده از دوست هایی که دوست نیستن
-آدم ها مثل شهر اند .نمی شود به خاطر چند بخش کمتر جذابشان ،به کل آنهارا کنار گذاشت .شاید جاهایی دارند که آدم خیلی ازشان خوشش نمی آید ،مثلا حومه ی شهر و کوچه های فرعی تاریک و خطرناک ،اما بخش های خوبی هم دارند که حضور در آنهارا ارزشمند میکند .
-خب کَسَکَم(من عاشق این کلمه شدم😭)،تو گفتی میانگرایی،منطقی ای و شوخ طبعی . و من خیلییی حس میکنم که تو خانم الم هستییییی.
-خانم الم پناه و یار و یاور نورا بود و حتی در کتابخانه ی نیم شب هم تنها همراهش بود .برای من خانم الم تداعی کسیه که در سختی ها کنارته ،باهات مهربونه و تو رو بیشتر از همه میشناسه .
-خانم الم نیمه های تاریک نورا رو نشونش داد.ازش خواست که از اونها نترسه و بهشون نور زندگی بتابونه .همراهیش کرد تا حسرت هاش رو کم کنه .در واقع خانم الم ادم مطمئن نورا بود .
-راستش اگر بخوام بهت لقب بدم بهت میگم خانم الم من🫠،چون کسی که تو بهش میگی خانم الم،کسیه که میشناستت،دوست داره،مراقبته،بهش اعتماد داری و اره خلاصه،پس لقب قشنگیه به نظر من .
-امیدوارم که خوشت بیاد 💅
*از خانم الم عکسی نیافتم ولی یه عکس که به کتابخونه ی نیمه شب مربوط باشه تقدیم میکنم ✅️