هدایت شده از دایناسور؛
- نامههای آبی دور
آغوش باز کن که خستهام. که پوچی تا گریبانم رسیدهاست. من در پوچی غرقم. در چشمهایم غرقم. و در اشکهایم. چشم بستن برایم شدنی نیست. من تو را میدانم. تنها تو را میدانم. خستهام. میگریم. همهی من میگرید و چشمهایم در تلاشی بیهوده تلاش میکنند زنده بمانند و غرق نشوند. چشمانم آیینهی مهرند. مهر در آنان سپیدهدمی به نام تو و غروبی به نام تو دارد. در شب آنها میگریند. چگونه تابآورم؟! تابآوری را به من بیاموز. چگونه بجنگم؟! جنگآوری را به من بیاموز. دستانم را چگونه از زنجیرها وا کنم و روانم را چگونه از گرهها بگشایم؟! من بردهام. بردهای ناامید و فرسوده که بوی سوختگیاش حیاط همسایه را ورداشته. ناپیروم. ناپیوستهام. شکستهبال و خستهام. در چارچوبها جا نمیشوم - گِردیام - در چاردیواریها آرامش ندارم. تو را در کدام طلوع خونین بیابم؟! از کجا بدانم تو نیز مرا بارور میدانی؟! از کجا نازبویههایت را بیابم. مرا لبالب از خشم میکنند. من خشمم. درون من خوشههای خشم پیوسته میخروشند. از تو میخواهم مرا بیابی در کشاکش خوشههای خشم، شاخههای سرو را بیابی. به من بشناسان و بگو که کیستم. گندمزارهای خشم را به آتش بکش تا در شب یلدای من هردو به سوگ رفتهها بنشینیم. برایم انار بیاور و بگو که زرتشت از بهشتی که واقعیست با تو نیز گفتهست. با من از خدا بگو و از خداباورانی که بوی ایمان میدهند نه جهل. برایم از مردمانی بگو که بوی شعر میدهند نه لجن. برایم از شهری سبز بگو که پشت این آبهای تیرهاست. برایم از من بگو تکه پازلی خسته و دور افتاده که روزی جای خود را یافتهاست. برایم از امیدی بگو که کودکان به پایان قصهها دارند. برایم قصه بگو و به رویایی سوگند بخور که پایانی زیبا دارد. بگو من میتوانم. بگو من میتوانم..
هدایت شده از Veronica
لیست همسایه های ورونیکا:
Nimetarik
Lost castle
A beautiful mind
thisisaquietplace
sprina pary
Lady bird
Crochet star
Dead ghost
Dark paradise
زیر شیروونی
Phoenix_party
Delicate
Green gables
خودمون: Veronica
جهت همسایگی اینجا بگید
و اینکه لطفاً برای تایید این لیست رو تو کانالتون ارسال کنید ♡3>