آبید
میخوام برگردم به تابستونی که برای اولین بار [Stranger Things] رو دیدم😭🥺
من موقع دیدنش خدارو هم بنده نبودم🥲
Not sleeping for God knows how long, not eating properly, suffering from gastric acid all the time, enduring panic attacks, being exhausted even in the mornings, working and studying at the same time while detesting both, dealing with anxiety and depression, putting up with unrequited love, tolerating stuff which is not allowed to talk about, and withstanding his death and grief; my life’s not difficult. Not at all. It's unbearable.
The dead romantics...
میتونم بگم بی نظیره...
اوایل هفته تمومش کردم و میدونید چی میشه اگر عاشق روحی بشی که نمیدونی تا کی همراهت میمونه؟...
سطحش B1عه و خیلی روونه...🍁🥲
+ گریهم میاد
- نه ادم نباید هی برای همه چیز گریه کنه
+ آخه من آدم گریهای هستم
- آدم فقط باید برای چیزایی که ارزششو دارن گریه کنه یا کور شه.
میخواستم مود برد درست کنم برای سال بعد که مثلا عکسهای کارهای مورد علاقه و چیزهای مورد علاقه ام رو دسته بندی کنم، بعد تا تو پینترست همه چی اوکی بود ولی وقتی اون چیزهایی که میخواستم بخرم رو سرچ زدم ببینم چه قیمته، گفتم مود بُرد بره به جهنم🤣👩🏻🦯
صبح رفتم گلفروشی،
سطل رز مینیاتوریِ سفید رنگ فاصله داشت ازم، با صدای بلند صدا اومد که:
دستت میرسه برش داری؟
ناخودآگاه زمزمه کردم:
"دستم نمیرسد، به بلندای چیدنت
بسنده باید کرد، به رویایِ دیدنت..."
صدای آقای فروشنده واضحتر شد؛
- خانوم! چیشد؟ دستت میرسه برش داری؟
+ نه آقا. نمیرسه. ممنون میشم اگه خودتون زحمتشو بکشید.
حالا برگشتم خونه و رزهارو گذاشتم داخل آب.
به تو فکر میکنم؛
به تویی که "دستم نمیرسد به بلندایِ چیدنت..."