eitaa logo
ابوعباس
1.4هزار دنبال‌کننده
370 عکس
228 ویدیو
5 فایل
امیرالمومنین علی علیه السلام: اَلا وَ لا یَحمِلُ هذَا العَلَمَ اِلاّ اَهلُ البَصَرِ وَ الصَّبر سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،علمی،معنوی،بصیرتی
مشاهده در ایتا
دانلود
عزاداری در بحرین ممنوع شده و کلی از جوونا رو به جرم عزای امام حسین دست گیر کردند. خدا یا به حق حضرت عباس (ع)، به اون بچه هیاتی که هنوز فهم نکرده جمهوری اسلامی یعنی چی ، امروز بصیرت و فهم عطا کن سالها گریه به تو جرم تلقی می‌شد روضه ی هرشب ما برکت روح الله است https://eitaa.com/joinchat/3242721849Cc11dff95d0
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاقبتی چنین میانه میدانم آرزوست🖤 روز عاشورا برای هم دعا کنید ! که مارو ملحق کنن به اون کسایی که تا آخرین نفس و قطره خونشون رو برای امام حسین علیه السلام خرج کردن نشیم می‌میریم https://eitaa.com/joinchat/3242721849Cc11dff95d0
تو را به خاطر دِرهَم چه دَرهَمَت کردند😭😭
أتبكونه ولا تنصرونه... ❌آیا گریه میکنید ولی یاری نمیکنید⁉️ در روایت هست زمان حضرت رسول (ص) وقتی جبراییل خبر شهادت اباعبدالله رو آوردن پیامبر بسیار گریست و اسباب گریه اصحاب شدن ایشان رو به اصحاب کردن گفتن آیا گریه میکنید ولی یاری نمیکنید⁉️ عجیبه واقعاً چطور گریه که اوج عاطفه آدمی و فوران احساسات انسان هست ولی در مسیر یاری حضرتش نیست؟! چطور یک انسان میتواند در اوج دوست داشتن کسی باشد ولی اورا یاری نکند؟ چون اشک، فوران عاطفه است اما نصرت، فوران اراده. عاطفه میتواند در خلوتِ دل بجوشد، بیآنکه قدمی از جای برخیزد؛ اما یاری، عبور از دایرهٔ احساس به میدانِ اقدام است. محبتِ حقیقی آنگاه کامل میشود که اشک، سوختِ حرکت شود و دردِ دل، به قیامِ تن بدل گردد. پیامبر (ص) با آن پرسش، مرز تماشاگرِ محزون بودن و سربازِ مصلح شدن را نشان دادند؛ وگرنه اشکی که قدم نشود، وصلهٔ ناجوری است بر دامنِ عشق.ابوعباس https://eitaa.com/joinchat/3242721849Cc11dff95d0
ابوعباس
أتبكونه ولا تنصرونه... ❌آیا گریه میکنید ولی یاری نمیکنید⁉️ در روایت هست زمان حضرت رسول (ص) وقتی جبر
علت یاری نکردن، نه در ضعفِ محبت، نه در ضعف احساس که در غیابِ تقوا و تزکیه است تقوا همان نیروی مهارِ نَفْس است و تزکیه، زدودنِ زنگارِ تعلقات از جان. نفسِ تزکیه نشده، اسیرِ راحت طلبی و محاسبه گریِ دنیاست. این نفس، امام را دوست دارد، اما خود را بیشتر؛ پس در میدانِ خطر، پایِ علاقه میلنگد و دستِ اراده میلرزد. اشک، تخلیهٔ هیجانیِ بی هزینه است، اما یاری، هزینه دارد: از جان و مال و آبرو. آنکه تقوا ندارد، ترازویِ سود و زیانِ دنیاش، سنگینتر از ترازویِ تکلیف و عشق میشود. پس اشکِ بی یاری، نشانِ نفسی است که در وادیِ تزکیه قدم نگذاشته؛ عاطفه اش بیدار است، اما ارادهاش هنوز در بندِ "خود" اسیر. ✍ ابوعباس https://eitaa.com/joinchat/3242721849Cc11dff95d0
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید طهرانی مقدم:‌ امروز هرکسی برای امام‌حسین(ع) گریه کند ولی هرجایی که هست نتواند آقا را کمک کند،‌ من می‌گویم توی سرت بخورد، تو همان ابوموسی اشعری احمق هستی! https://eitaa.com/joinchat/3242721849Cc11dff95d0
قَالَ ( عليه السلام ) : كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ . ترجمه : آن حضرت فرمود: در فتنه همچون شتر بچه باش، او را نه پشتى است كه سوارش شوند، و نه پستانى كه شيرش دوشند این را هم عرض بکنیم؛ بعضی‌‌ها در فضای فتنه، این جمله‌‌ی «کن فی الفتنة کابن اللّبون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب»(1) را بد میفهمند و خیال میکنند معنایش این است که وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بکش کنار! اصلاً در این جمله این نیست که: «بکش کنار». این معنایش این است که به هیچ وجه فتنه‌‌گر نتواند از تو استفاده کند؛ از هیچ راه. «لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب باید بود. در جنگ صفین ما از آن طرف عمار را داریم که جناب عمار یاسر دائم - آثار صفین را نگاه کنید - مشغول سخنرانی است؛ این طرف لشکر، آن طرف لشکر، با گروه‌‌های مختلف؛ چون آنجا واقعاً فتنه بود دیگر؛ دو گروه مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند؛ فتنه‌‌ی عظیمی بود؛ یک عده‌‌ای مشتبه بودند. عمار دائم مشغول روشنگری بود؛ این طرف میرفت، آن طرف میرفت، برای گروه‌‌های مختلف سخنرانی میکرد - که اینها ضبط شده و همه در تاریخ هست - از آن طرف هم آن عده‌‌ای که «نفر من اصحاب عبد اللَّه بن مسعود ...» هستند، در روایت دارد که آمدند خدمت حضرت و گفتند: «یا امیرالمؤمنین - یعنی قبول هم داشتند که امیرالمؤمنین است - انّا قد شککنا فی هذا القتال»؛(2) ما شک کردیم. ما را به مرزها بفرست که در این قتال داخل نباشیم! خوب، این کنار کشیدن، خودش همان ضرعی است که یُحلب؛ همان ظهری است که یُرکب! گاهی سکوت کردن، کنار کشیدن، حرف نزدن، خودش کمک به فتنه است. در فتنه همه بایستی روشنگری کنند؛ همه بایستی بصیرت داشته باشند. امیدواریم ان‌‌شاءاللَّه خدای متعال ما را و شما را به آنچه میگوئیم، به آنچه نیت داریم، عامل کند؛ موفق کند. بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری - 1388/07/02 https://eitaa.com/joinchat/3242721849Cc11dff95d0
✨🌸در محضر نهج‌البلاغه🌸✨ 💠 رفتار کریم و پست ◽️ احْذَرُوا صَوْلَةَ الْکَرِیمِ إذَا جَاعَ وَ اللَّئِیمِ إِذَا شَبِعَ از حمله کریم چون گرسنه شود، و از حمله پست چون سیر شود بپرهیزید. 📚حکمت ۴۴ نهج البلاغه @abooabass
📖🕊داستان راستان 🕊📖 حاتم طایی را پرسیدند: «آیا در جهان کسی را دیده‌ای یا شنیده‌ای که همّت و بزرگواری‌اش از تو بیشتر باشد؟» گفت: «آری، روزی چهل شتر قربانی کرده بودم و سران و بزرگان عرب را به مهمانی فراخوانده بودم. مردم از هر سو بر سفره‌ام گرد آمده بودند و از نعمت آن بهره می‌بردند. در همان روز، برای کاری از میان مهمانان بیرون رفتم و به گوشه‌ای از صحرا رسیدم. آنجا مردی را دیدم که با رنج بسیار خار بیابان می‌کند و بر پشت خود دسته‌ای هیزم و خار فراهم آورده است. به او گفتم: "چرا به مهمانی حاتم نمی‌روی؟ امروز سفره‌ای گسترده شده و گروه بسیاری بر آن نشسته‌اند. تو نیز بیا و از این نعمت بهره‌مند شو." مرد سر برداشت و با آرامش گفت: هر که نان از عملِ خویش خورد منّتِ حاتمِ طایی نبرد سپس افزود: "من دسترنج خود را، هرچند اندک باشد، بر سفره‌ای که به منت دیگران آمیخته است ترجیح می‌دهم." چون این سخن از او شنیدم، در دل خویش اندیشیدم که بزرگواری تنها به بخشیدن مال نیست؛ گاه عزت نفس و بی‌نیازیِ مردی فقیر از بخشندگیِ ثروتمندان نیز خود مرتبه‌ای بلند از جوانمردی است. از آن‌رو، آن خارکن را در همّت و آزادگی از خود برتر دیدم.» 📚گلستان سعدی، باب سوم، حکایت ۱۳ @abooabass
✨ کلام معصوم ◼️ امام علی (ع) فرمودند: مَن ساءَ خُلقُهُ ضاقَ رِزْقُهُ آنکه اخلاقش بد باشد، روزی‌اش تنگ می‌شود. 📚غررالحکم، حدیث ۸۰۲۳ @abooabass
💠 شهریار 💠 امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم که تو از دوری خورشید چه‌ها می‌بینی تو هم ای بادیه‌پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی من مگر طالع خود در تو توانم دیدن که توام آینه بخت غبارآگینی باغبان خار ندامت به جگر می‌شکند برو ای گل که سزاوار همان گلچینی نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید که کند شکوه ز هجران لب شیرینی تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی کی بر این کلبه طوفان‌زده سر خواهی زد ای پرستو که پیام‌آور فروردینی شهریارا اگر آیین محبت باشد جاودان زی که به دنیای بهشت آیینی @abooabass