eitaa logo
ابوعباس
1.4هزار دنبال‌کننده
395 عکس
259 ویدیو
5 فایل
امیرالمومنین علی علیه السلام: اَلا وَ لا یَحمِلُ هذَا العَلَمَ اِلاّ اَهلُ البَصَرِ وَ الصَّبر سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،علمی،معنوی،بصیرتی
مشاهده در ایتا
دانلود
✨🌸در محضر نهج‌البلاغه🌸✨ 💠 ویژگیهای فرمانده شایسته ◽️ من «مالك اشتر پسر حارث» را بر شما و سپاهيانى كه تحت امر شما هستند، فرماندهى دادم. گفته او را بشنويد، و از فرمان او اطاعت كنيد. او را چونان زره و سپر نگهبان خود برگزينيد، زيرا كه مالك، نه سستى به خرج داده و نه دچار لغزش مى شود. نه در آنجايى كه شتاب لازم است كندى دارد، و نه آنجا كه كندى پسنديده است شتاب مى گيرد. 📚نامه ۱۱ نهج البلاغه @abooabass
📖🕊داستان راستان 🕊📖 در حکایتی عربی آورده‌اند خروسی بود که هنگام اذان صبح بانگ بر می‌آورد و وقت نماز را به صاحبش هشدار می‌داد. صاحب از خدا بی خبر خروس که آدم بی نمازی بوده به خروس هشدار می‌دهد از این به بعد نمی‌خواهم صبح‌ها اذان تو را بشنوم که اگر جز این باشد سرت را خواهم برید. خروس هم دید پای مرگ و زندگی وسط است و هرچه باشد جان شیرین است، پس از ترس جانش بانگ اذان گاهی را کنار گذاشت و سکوت اختیار کرد. مدتی بعد صاحب خروس به خروس گفت از فردا می خواهم از تو صدای قد قد بشنوم نه قوقولی قوقو و اگر جز این شود بی شک سرت را می‌برم. قدقد کردن برای خروس کار راحتی نبود ولی به هر حال پای جان شیرینش در میان بود پس به هر زحمت و ذلتی بود قدقد کرد. بعد از مدتی دوباره صاحبش سراغش رفت و گفت می‌خواهم از فردا هر صبح برایم تخم کنی که اگر جز این باشد بی شک سرت را می‌برم. خروس که حالا به بن بست رسیده بود با خودش گفت: کاش همان اول تسلیم نشده بودم، آن وقت به عزت اذان گفتن کشته می‌شدم نه به خفت تخم نکردن. ‌‌‌‌تسلیم شدن در برابر مستکبرین و خود ارباب پنداران دنیا، چنین عاقبتی خواهد داشت @abooabass
یک جواب زیبا برای همه بیانیه های تازه به دوران رسیده صلح طلب 👇👇
چه زیبا گفت مولایم امیرالمومنین علی علیه السلام در خطبه ۱۹۴، حضرت تصویری کامل از ماهیت پلید منافقان ترسیم می‌فرمایند که به خوبی نقش آن‌ها در ایجاد رعب و تضعیف روحیه را نشان می‌دهد: «أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ أُحَذِّرُكُمْ أَهْلَ النِّفَاقِ فَإِنَّهُمُ الضَّالُّونَ الْمُضِلُّونَ وَ الزَّالُّونَ الْمُزِلُّونَ يَتَلَوَّنُونَ أَلْوَاناً وَ يَفْتَنُّونَ افْتِنَاناً ... قُلُوبُهُمْ دَوِيَّةٌ وَ صِفَاحُهُمْ نَقِيَّةٌ ... وَصْفُهُمْ دَوَاءٌ وَ قَوْلُهُمْ شِفَاءٌ وَ فِعْلُهُمُ الدَّاءُ الْعَيَاءُ ... مُقْنِطُو الرَّجَاءِ ... قَدْ أَعَدُّوا لِكُلِّ حَقٍّ بَاطِلًا وَ لِكُلِّ قَائِمٍ مَائِلًا وَ لِكُلِّ حَيٍّ قَاتِلًا ... يَقُولُونَ فَيُشَبِّهُونَ وَ يَصِفُونَ فَيُمَوِّهُونَ ... أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ» ترجمه: «ای بندگان خدا، شما را به تقوای الهی سفارش می‌کنم و از اهل نفاق برحذر می‌دارم؛ چراکه آنان گمراه‌اند و گمراه کننده، لغزنده‌اند و لغزاننده. رنگ عوض می‌کنند (همواره در تغییرند) و به فتنه‌ها دچار می‌شوند... دل‌هایشان بیمار و چهره‌هایشان پاکیزه است... توصیفشان همچون دارو، و سخنشان شفابخش، ولی کردارشان دردِ علاج‌ناپذیر است... ناامیدکنندگانِ (مردم) از رحمت هستند... برای هر حقی، باطلی؛ و برای هر قامتی، تمایلی؛ و برای هر زنده‌ای، کشنده‌ای آماده کرده‌اند... سخن می‌گویند و (باطل را) شبیه (حق) می‌کنند و توصیف می‌کنند و (باطل را) می‌آرایند... آنان حزب شیطانند؛ آگاه باشید که حزب شیطان همان زیانکارانند» @abooabass
✨ کلام معصوم ◼️ پیامبر اکرم (ص) فرمودند: اَلصَّلاَةُ عَلَيَّ وَ عَلَی‌ أَهْلِ بَيْتِي تَذْهَبُ بِالنِّفَاقِ صلوات بر من و بر اهل بيت من نفاق را می‌برد. 📚الکافي، ج۲، ص۴۹۲ @abooabass
📅 آینه عبرت 🕰 🔸خاطرات محافظ شاه درباره تفریحات شاه علی شهبازی، محافظ مخصوص محمدرضا شاه پهلوی در بخشی از خاطرات خود، می‌گوید: «وقتی علَم وارد دربار شد و تیمسار ارتشبد هدایت را از گردونه خارج کرد و به شاه نزدیک شد، شروع به سرگرم کردن شاه در خارج از کاخ کرد تا اینکه وزیر دربار شد. در وزارت دربار تشکیلاتی ویژه برای سرگرم کردن شاه درست کرده بود... عدهٔ زیادی در این باند فساد فعالیت می‌کردند؛ ازجمله سیروس پرتوی که از اسرائیل خانم‌های زیبا می‌آورد که این‌ها در حقیقت جاسوسه‌هایی بودند». 📚 محافظ شاه، خاطرات علی شهبازی، صفحه ۸۰ @abooabass
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹رَه‌بَر شهید🌹 فراز و نشیب در زندگی هست... @abooabass
🍃ستارگان هدایت🍃 🌹خاطره ای از شهید شریف نصیری چند ساعتی از شروع عملیات والفجر8 نگذشته بود. شریف را دیدم و به سراغش رفتم . نگاهم در چهره اش ماند. چهره اش خیلی فرق کرده بود ، نوری در چهره اش متبلور شده بود به او نزدیک شدم. ناگهان در ذهنم فکر شهادتش خطور کرد. او را در آغوش گرفتم و صورتش را بوسیدم و گفتم: - شریف قول می دهی در آخرت شفیعم بشوی؟ تبسمی بر روی لبانش نشست و گفت: - دیگه سر به سرمان نذار چند قدمی از من دورتر شد. حس شهادتی که در دلم افتاده بود آرام و قرار را از من ربوده بود. دوباره به سمتش دویدم و گفتم: - تا قول شفاعت رو ندی نمی ذارم حرکت کنی با یک حالت عجیبی گفت: باشد... اگر شهید شدم... تا کلمه باشد را از او شنیدم قرآن کوچکی را که در جیب داشتم را بیرون آوردم. و گفتم: - شریف به قرآن قسم بخور اشک شریف را امان نداد از چشمانش فرو ریخت و روی گونه هایش جاری شد. قرآن را بوسید و دستانش را روی قرآن گذاشت و گفت: - قول می دهم. دوباره او را بوسیدم. و چند قدمی که از او دور شدم. خمپاره ای پیکر زیبایش را به خون نشاند و او هم به دیدار مولایش شتافت. @abooabass
❤️ همسرانه ❤️ هر تغییری را فوراً نقد نکن؛ گاهی فقط «دیدنش» کافی است. 🌸 همسرت مدل چیدمان خانه را عوض کرده، غذایی را با دستور جدید پخته، لباس متفاوتی پوشیده، یا روش تازه‌ای برای انجام کاری انتخاب کرده است. اولین واکنش خیلی‌ها این است: «قبلی بهتر بود...» در حالی که قبل از هر نظری، یک جمله ساده معجزه می‌کند: «جالبه... معلومه براش وقت گذاشتی.» وقتی تلاش دیده شود، اگر هم لازم باشد تغییری ایجاد شود، گفتنش بسیار راحت‌تر پذیرفته می‌شود. گاهی آدم‌ها بیش از تأیید نتیجه، منتظر دیده شدنِ تلاششان هستند. 🤍 @abooabass
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨🌸در محضر نهج‌البلاغه🌸✨ 💠 آرزو ها ◽️ كَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اَللَّهِ ... َلاَ يَشْتَهِي مَا لاَ يَجِدُ در گذشته برادری دینی داشتم که... آنچه نمی یافت را آرزو نمی‌کرد! 📚حکمت ۲۸۹ نهج البلاغه @abooabass
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📖🕊داستان راستان 🕊📖 نان و نمکِ علی(ع) عقیل، برادر بزرگ‌تر امام علی(ع)، به‌دلیل بدهکاری سنگین به همراه فرزندانش به کوفه نزد امام آمد. شب‌هنگام، وقتِ شام فرا رسید. عقیل که گمان می‌کرد به‌عنوان برادر خلیفه، سر سفره‌ای رنگین و شاهانه خواهد نشست، با یک شام بسیار ساده (نان و نمک) مواجه شد. عقیل با تعجب گفت: «علی جان! تمام پذیرایی تو همین است؟! من فکر می‌کردم در خانه خلیفهٔ اسلامی غذاهای متنوعی پیدا می‌شود.» امام فرمودند: «مگر این نعمت خدا نیست؟ پس باید شکرگزار باشیم.» سپس عقیل به امام گفت: «من ۱۰۰ هزار درهم قرض دارم و برای ادای آن به کمک تو نیاز دارم.» امام فرمودند: «من چنین پولی ندارم؛ صبر کن سهم شخصی‌ام از بیت‌المال را به تو بدهم.» عقیل گفت: «بیت‌المال دست توست و مرا به سهم خودت حواله می‌دهی؟» امام فرمودند: «از بیت‌المال چیزی بیشتر به تو نمی‌دهم.» وقتی عقیل اصرار کرد، امام علی(ع) پیشنهاد عجیبی دادند: «اگر عجله داری، بیا شبانه به بازار کوفه دستبرد بزنیم و قفل صندوق‌ تجار را بشکنیم!» عقیل با تعجب گفت: «علی! به من پیشنهاد دزدی از مال مردم بی‌گناه را می‌کنی؟!» امام لبخندی زدند و فرمودند: «چطور ربودن مال یک نفر دزدی است، اما ربودن اموال بیت‌المال که متعلق به همهٔ مسلمانان است، دزدی نیست؟!» سپس امام پیشنهاد دیگری دادند و گفتند: «اصلاً بیا ۲ نفری به بیابان برویم و راهزنی کنیم!» عقیل گفت: «من اهل راهزنی‌ام؟» امام فرمودند: «گناه راهزنی در بیابان بسیار کمتر است از اینکه منِ خلیفه، دست در بیت‌المال مسلمین ببرم و مال مردم را به برادرم ببخشم.» @abooabass