❤️ همسرانه ❤️
یکی از نشانههای بلوغ در زندگی مشترک این است که از رشد همسرتان، به اندازهی رشد خودتان خوشحال شوید.
گاهی همسرمان میخواهد مهارتی یاد بگیرد...
درسی بخواند...
کاری را شروع کند...
یا در حرفهاش پیشرفت کند.
در چنین لحظههایی، فقط تشویق کردن کافی نیست.
گاهی لازم است بخشی از بار زندگی را به دوش بکشیم...
گاهی زمان بیشتری در اختیارش بگذاریم...
گاهی با صبر و دلگرمی، فضای رشدش را فراهم کنیم.
چون در یک زندگی مشترک، پیشرفت همسر فقط یک موفقیت شخصی نیست.
وقتی او توانمندتر میشود، آرامش، تجربه، مهارت و توانایی بیشتری وارد خانه میشود.
زندگی مشترک جایی است که رشدِ «تو»، کمکم به رشدِ «ما» تبدیل میشود. 🌱
@abooabass
✨🌸در محضر نهجالبلاغه🌸✨
💠 تکبر و فخرفروشی
◽️ضَعْ فَخْرَكَ، وَاحْطُطْ كِبْرَكَ، وَاذْكُرْ قَبْرَكَ
فخرفروشی را کنار بگذار و تکبر را فرو نِه و به یاد قبرت باش.
📚حکمت ۳۹۸ نهج البلاغه
@abooabass
📖🕊داستان راستان 🕊📖
حکایت برزگر و مار
کشاورزی در دامنۀ کوهی، زمینی داشت که در آن ماری لانه داشت و روزگار به سر میبرد. کشاورز که از دو رنگیهای اطرافیانش به ستوه آمده و ناراحت بود، تصمیم گرفت با مار دوستی کند. از او که دلیل این کارش را پرسیدند گفت: «مردم اطراف من مانند مارماهی هستند که وقتی از او میپرسی تو ماری یا ماهی، پاسخ میدهد هر کجا که نفعم باشد مارم و هر کجا که نفعم ایجاب کند، ماهیام! از این دورنگیها خستهام. مطمئنم که مار دو رنگی ندارد و اگر روزی از او بپرسم که تو چه هستی، با قاطعیت خواهد گفت، مار!
با همین تفکر، با مار دوست و همنشین شد. هر روز که به سرکشی و کار روی زمین میپرداخت، به مار هم سر میزد و برایش غذا میآورد و مار با گستاخی فراوان، جلوی او چنبره میزد و از غذاهایی که کشاورز به او میداد، تناول میکرد.
این جریان ماهها ادامه یافت تا زمستان از راه رسید. برزگر به زمینش رفت تا به مار هم سری بزند. مار را دید که به حالت نزار، از فرط سرمای هوا بر هم پیچیده و ضعیف و سست و بیحال روی زمین افتاده است. کشاورز به خاطر سابقۀ آشنایی و دوستی که با مار داشت، دلش به حال او سوخت، او را برداشت، در توبرهای گذاشت و توبره را جلوی دهان الاغش آویزان کرد تا با بازدم الاغ، بدن مار گرم شود و حالش بهتر گردد. سپس الاغش را به درختی بست و برای جمعکردن چوب، اندکی از آنجا دور شد.
مار که با گرمای نفس الاغ گرم شده و حالش جا آمده بود، به نفس پلید و شرّ خود بازگشت و لب و دهان الاغ را نیش زد، طوری که الاغ بیچاره بعد از چند دقیقه جان داد. سپس از توبره خارج شد و به سوراخ خود خزید.
کشاورز وقتی با پشتهای از هیزم بازگشت، با حیرت به الاغ بیچارهاش چشم دوخت و این سخن از پدرش به یادش آمد که:
«هر کسی با بدها آشنایی کند، اگر هم خود آخر خوبی باشد، باز بدی نصیب وی خواهد شد، چرا که هر نفس پلیدی تا بدی و پلادت نکند، از دنیا نخواهد رفت، هرچند که به وی خوبیها کرده باشند.
📚مرزبان نامه
@abooabass
✨ کلام معصوم
◼️ امام جواد (ع) فرمودند:
...اِنَّ لَهُ غَيْبَةٌ يَكْثُرُ اَيّامُها، وَيَطْوُلُ اَمَدُها يَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ الُمخْلِصُونَ وَ يُنْكِرُهُ الْمُرْتابُونَ
...حضرت مهدی (ع) داراى غيبتى است كه روزهايش زياد و مدّتش طولانى است. پس افراد مخلص منتظر ظهور او هستند و افراد شكّاك مُنكر او هستند.
📚منتخب الاثر، صفحه ۲۲۴
@abooabass
📅 آینه عبرت 🕰
حکومتی حقیر و بزرگترین غارت سرمایۀ مردم ایران
طبق قراردادی ننگین در دوران پهلوی، سهم ایران از درآمد نفت خود تنها ۹ درصد بود و مابقی توسط انگلیس به غارت میرفت.
روزنامۀ اطلاعات، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۰
#تاریخ
#پهلوی
@abooabass
🍃ستارگان هدایت🍃
💢شهیدی که چهار بار به #شهادت رسید😳😔
🔰اوایل به صورت پاسدار به جبهه اعزام میشود اما به خاطر سن زیاد و دیسک کمر و مشکلات جسمی استعفا داده و به صورت بسیجی به جبهه میرود و در قسمت واحد ادوات لشکر فجر خدمت میکند.
🔰اولین بار شهادت ایشان در سال ۶۵ در فاو بود، که بخشی از استخوان سر ایشان جدا میشود و به عنوان شهید انتقال داده میشود و دربین راه متوجه میشوند نبض ایشان میزند و سریعا به بیمارستان انتقال و عمل میشود. پس از بهبودی باز راهی جبهه میشود.
🔰بعداز دوسال و نیم بی خبری، در بیمارستان تهران پیدا میشود. در صورتی که جای پای عراقیها(آثار اسارت در زندان بعثی ها) روی جمجمه ایشان هویدا بود، او در زندانهای عراق در اثر ضربه و شکنجه دوبار #شهید شده و هربار متوجه میشوند نبض ایشان کار میکند و دوباره به زندان بر میگردد.
🔰این شهید بزرگوار در نهایت بعد از تحمل سالها درد و رنج در سال ۱۳۸۱ برای چهارمین بار به شهادت رسید.
#شهید_حسن_رسته_من
@abooabass
❤️ همسرانه ❤️
یکی از زیباترین جملههای زندگی مشترک، فقط دو کلمه است...
«نظرت چیه؟»
برای خرید یک وسیله...
برای چیدن خانه...
برای برنامهی آخر هفته...
حتی برای انتخاب یک غذای ساده.
شاید در نهایت همان تصمیمی را بگیرید که از اول در ذهن خودتان بود؛
اما وقتی همسرتان ببیند نظرش در زندگی شما جایگاه دارد، احساس میکند عضو اصلی این زندگی است، نه فقط همراه آن.
گاهی ارزش یک سؤال، بیشتر از خودِ جواب آن است.
🌹 زندگی مشترک، وقتی زیباتر میشود که «با هم» ساخته شود، نه «برای هم».
@abooabass
🚨 این شبها خیابان را خالی نگذاریم...
با نزدیک شدن به اربعین، بسیاری از عاشقان اهلبیت(ع) راهی کربلا میشوند؛ اما مسئولیت کسانی که در شهر میمانند، کمتر نیست؛ شاید حتی سنگینتر باشد.
دشمن چشم به خلوت شدن خیابانها دوخته تا با به میدان آوردن عناصر آشوبطلب، امنیت و آرامش مردم را هدف بگیرد و نقشههای خود را پیش ببرد.
این شبها، حضور آگاهانه، مسئولانه و قانونمدار مردم در سطح شهر، بهترین پاسخ به این توطئههاست. همانگونه که نیروهای امنیتی و نظامی از مرزها و امنیت کشور پاسداری میکنند، مردم نیز با هوشیاری و حضور خود، اجازه نخواهند داد دشمن غدار به اهدافش برسد.
این شبها اگر کربلا نیستیم، نگهبان انقلاب باشیم...
هوای شهر را بیشتر داشته باشیم؛ خیابان را به آشوبطلبان واگذار نکنیم. ایران، خانه همه ماست. 🇮🇷
@abooabass
✨🌸در محضر نهجالبلاغه🌸✨
💠 ریشه کن کردن بدی
◽️اُحْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَيْرِكَ، بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ
بدى را از سينه ديگران، با كندن آن از سينه خود، ريشهكن نما.
📚حکمت ۱۷۸ نهج البلاغه
@abooabass
📖🕊داستان راستان 🕊📖
شیوانا گوشهای از مدرسه نشسته و به کاری مشغول بود و در عین حال به صحبت چند نفر از شاگردانش گوش میداد.
یکی از شاگردان ده دقیقه یکریز در مورد شاگردی که غایب بود صحبت کرد و راجع به مسایل شخصی فرد غایب حدسیات و برداشتهای متفاوتی بیان کرد.
حتی چند دقیقه آخر وقتی حرف کم آورد در مورد خصوصیات شخصی و خانوادگی شاگرد غایب هم سخنانی گفت.
وقتی کلام شاگرد غیبتکن تمام شد، شیوانا به سمت او برگشت و با لحنی کنجکاوانه از او پرسید: بابت این ده دقیقهای که از وقت ارزشمند خودت به آن شاگرد غایب دادی، چقدر از او گرفتی؟شاگرد غیبتکن با تعجب گفت: هیچ چیز! راجع به کدام ده دقیقه من صحبت میکنید؟
شیوانا تبسمی کرد و گفت: هر دقیقهای که به دیگران میپردازی در واقع یک دقیقه از خودت را از دست میدهی.
تو ده دقیقه تمام از وقت ارزشمندی را که میتوانستی در مورد خودت و مشکلات و نواقص و مسایل زندگی خودت فکر کنی، به آن شاگرد غایب پرداختی.
این ده دقیقه دیگر به تو برنمیگردد که صرف خودت کنی.
حال سوال من این است که برای این ده دقیقهای که روزی در زندگی متوجه ارزش فوقالعاده آن خواهی شد چقدر پول از شاگرد غایب گرفتهای؟
اگر هیچ نگرفتی و به رایگان وقت خودت و این دوستانت را هدر دادهای که وای بر شما که اینقدر راحت زمانهای ارزشمند جوانی خود را هدر می دهید.
اگر هم پولی گرفتهای باید بین دوستانت تقسیم کنی، چون با ده دقیقه صحبت کردن، تکتک این افراد نیز ده دقیقه گرانقدر زندگیشان را با شنیدن مسایل شخصی دیگران هدر دادهاند
@abooabass
✨ کلام معصوم
◼️ امام صادق (ع) فرمودند:
مَنْ أَرَادَ اَللَّهُ بِهِ اَلْخَيْرَ قَذَفَ فِي قَلْبِهِ حُبَّ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ حُبَّ زِيَارَتِهِ
هركس كه خدا خيرخواه او باشد، محبّت حسين عليه السلام و زيارتش را در دل او مى اندازد
📚وسائل الشیعة ج14 ص496
@abooabass