eitaa logo
ابوعباس
1.4هزار دنبال‌کننده
414 عکس
272 ویدیو
6 فایل
امیرالمومنین علی علیه السلام: اَلا وَ لا یَحمِلُ هذَا العَلَمَ اِلاّ اَهلُ البَصَرِ وَ الصَّبر سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،علمی،معنوی،بصیرتی
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️ همسرانه ❤️ اگر خانه‌ی شما یک بو داشت، بوی چه چیزی بود؟ ☕️🌿 شاید عجیب به نظر برسد؛ اما بعضی از ماندگارترین خاطرات زندگی، با بوها در ذهن ثبت می‌شوند. بوی چای تازه دمِ عصر... بوی غذایی که با هم دوستش دارید... بوی کتاب، باران یا عطری که همیشه در خانه می‌پیچد... خانه فقط با دیوار و وسایل ساخته نمی‌شود؛ با حس‌هایی ساخته می‌شود که هر روز تکرار می‌شوند. گاهی یک رایحه‌ی آشنا، سال‌ها بعد هم می‌تواند آدم را به امن‌ترین روزهای زندگی‌اش برگرداند. شاید بد نباشد هر خانواده، یک «امضای حسی» برای خانه‌اش داشته باشد؛ چیزی که با شنیدنش، دیدنش یا حتی بوییدنش، یاد آرامش و کنار هم بودن بیفتند. خانه‌های گرم، فقط دیده نمی‌شوند... گاهی در حافظه‌ی آدم‌ها، عطرِ ماندگاری دارند. 🤍✨ @abooabass
✨🌸در محضر نهج‌البلاغه🌸✨ 💠 هماهنگی با اخلاق مردم ◽️مُقَارَبَةُ اَلنَّاسِ فِي أَخْلاَقِهِمْ أَمْنٌ مِنْ غَوَائِلِهِمْ آميزگارى با مردمان ايمنى است از گزند آنان 📚حکمت ۴۰۱ نهج البلاغه @abooabass
‌📖🕊داستان راستان 🕊📖 مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده ، شک كرد كه همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین، تمام روز او را زیر نظر گرفت! متوجه شد كه همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یك دزد راه می رود ، مثل دزدی كه میخواهد چیزی را پنهان كند پچ پچ می كند، آن قدر از شك خود مطمئن شد كه تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض كند، نزد قاضی برود و شكایت كند ، اما همین كه وارد خانه شد، تبرش را پیدا كرد! زنش آن را جابه جا كرده بود، مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت كه او مثل یك آدم شریف راه می رود، حرف می زند، و رفتار میكند! همیشه این نکته را به یاد داشته باشیم که ما انسانها در مواقعی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم! @abooabass
✨ کلام معصوم ◼️ پیامبر اکرم (ص) فرمودند: صِلُوا اَرْحامَكُمْ فِى الدُّنْيا وَ لَوْ بِسَلامٍ؛ در دنيا صله رحم كنيد اگر چه فقط با سلام باشد. 📚بحارالأنوار، جلد ۷۴، حدیث ۱۰۴ @abooabass
📅 آینه عبرت 🕰 🔴پول اتومبیل پادشاه افغانستان را بده! 🔹 «اسدالله علم» معتمد «محمدرضا پهلوی» در خاطراتش می‌نویسد: "عرض کردم «پادشاه (سابق) افغانستان باز یک اتومبیل در رُم خریده به ۱۰ هزار دلار و پولش را از شاهنشاه می‌خواهد». فرمودند «البته بده، چه باید کرد؟ خدا به ما می‌رساند که ما به دیگران بدهیم ... ضمنا تحقیق کن عبدالولی (داماد پادشاه) از چه ممر زندگی می‌کند. نمی‌تواند سربار زنش که باشد و از حقوقی که ما به پرنسس بلقیس می‌دهیم توقعی بکند؟» 📚 منبع: خاطرات علم، جلد ششم، ص۴۳ (۲۴ فروردین ۱۳۵۵) @abooabass
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹رَه‌بَر شهید🌹 🏴 خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد... آرزومند نگاری به نگاری برسد... 🎥 لحظات رسیدن پیکر گلگون‌کفن شهید خامنه‌ای به ضریح مقدس حضرت سیدالشهدا اباعبدالله الحسین صلوات‌الله‌علیه @abooabass
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃ستارگان هدایت🍃 📣📹 امیرعلی جداوی، دومین جاویدالاثر مدرسهٔ میناب 🔸 روایت دومین شهید جاویدالاثر مدرسه شجره طیبه میناب؛ شهید امیرعلی جداولی دوست ماکان نصیری. شهید @abooabass
❤️همسرانه❤️ 🔰تمام روابط سالم سه جزء مشترک دارند: ۱ـ احترام متقابل ۲ـ اعتماد متقابل ۳ـ محبت متقابل @abooabass
✨🌸در محضر نهج‌البلاغه🌸✨ 💠 تا فرصت باقى است کارى کنيد ◽️عِبَادَ اللّهِ، الاْنَ فاعملوا وَ الاَْلْسُنُ مُطْلَقَةٌ، وَ الاَْبْدَانُ صَحِيحَةٌ، وَ الاَْعْضَاءُ لَدْنَةٌوَ الْمُنْقَلَبُ فَسِيحٌ وَ الْمَجَالُ عَرِيضٌ، قَبْلَ إِرْهَاقِ الْفَوْتِ، وَ حُلُولِ الْمَوْتِ. فَحَقِّقُوا عَلَيْکُمْ نُزُولَهُ، وَ لاَ تَنْتَظِرُوا قُدُومَهُ ای بندگان خدا، هم اکنون عمل کنید، که زبانها آزاد، و بدن ها سالم، و اعضاء و جوارح آماده اند، و راه بازگشت فراهم، و فرصت زیاد است، پیش از آن که وقت از دست برود، و مرگ فرا رسد، پس فرارسیدن مرگ را حتمی بشمارید، و در انتظار آمدنش به سر نبرید. 📚خطبه ۱۹۶ نهج البلاغه @abooabass
‌📖🕊داستان راستان 🕊📖 صبح دل‌انگیزی بود. مرد نابینایی کنار ورودی یک پارک روی نیمکتی نشسته بود. جعبه کوچکی برای دریافت کمک مقابلش قرار داشت و روی برگه‌ای نوشته بود: «من دنیا را نمی‌بینم؛ اگر خواستید، یاری‌ام کنید.» ساعت‌ها می‌گذشت، اما رهگذران بی‌تفاوت از کنارش عبور می‌کردند و تنها تعداد اندکی سکه در جعبه افتاده بود. اندکی بعد، نویسنده‌ای که از همان مسیر می‌گذشت، مکثی کرد. نوشته را خواند، لحظه‌ای فکر کرد و بدون آنکه چیزی بگوید، برگه را برداشت و جمله‌ای تازه روی آن نوشت. سپس آن را سر جایش گذاشت و بی‌سروصدا رفت. چند ساعت بعد، او دوباره از همان مسیر عبور کرد. این بار جعبه مرد نابینا پر از اسکناس و سکه بود و افراد زیادی هنگام عبور، با لبخند چیزی در آن می‌انداختند. مرد نابینا که صدای قدم‌های او را شناخت، گفت: «فکر می‌کنم شما همان کسی باشید که نوشته‌ام را عوض کرد. اگر ممکن است بگویید چه نوشتید که دل مردم این‌قدر تغییر کرد؟» نویسنده لبخندی زد و پاسخ داد: «من فقط به آدم‌ها یادآوری کردم که چه نعمت بزرگی در اختیار دارند.» او رفت و مرد نابینا هرگز متن دقیق نوشته را نخواند؛ اما روی برگه نوشته شده بود: «چه روز زیبایی است... خوش‌به‌حال کسانی که می‌توانند رنگ‌هایش را تماشا کنند.» @abooabass
✨ کلام معصوم ◼️ امام علی (ع) فرمودند: اَلاِْفْراطُ فِى الْمَلامَةِ يَشُبُّ نيرانَ اللَّجاجِ زياده‌روى در سرزنش كردن، آتش لجاجت را شعله‌ور مى‌سازد. 📚تحف ‌العقول، صفحه ۸۴ @abooabass
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📅 آینه عبرت 🕰 رضا خان: تمام ایران مال منه!! @abooabass