🍃ستارگان هدایت🍃
🌷شهید محمد علی رجایی:
💠 حزب الله، آنهایی هستند که به فرمان امام، اگر لازم باشد سکوت میکنند، و اگر لازم باشد فریاد میکشند،
حزب الله نه تنها توقعی از انقلاب ندارند، بلکه هنوز هم خود را بدهکار به آن میدانند.
#شهید_رجایی
#شهیدانه
@abooabass
❤️همسرانه❤️
گاهی یک «نمیدونم» میتواند رابطه را صمیمیتر کند!
همهی سؤالهای همسرمان جواب آماده نمیخواهند.
مثلاً میپرسد:
«اگه جای من بودی، چی کار میکردی؟»
قرار نیست همیشه سریع نقشِ مشاور را بگیریم و نسخه بپیچیم.
گاهی بگویید:
«نمیدونم... ولی بیا با هم بهش فکر کنیم.»
این جمله، یک اتفاق قشنگ میسازد؛
دیگر یکی «عاقلِ ماجرا» نیست و دیگری «صاحبِ مشکل».
میشوید دو نفر که کنار هم نشستهاند تا یک مسئله را بفهمند. 🫶
زندگی مشترک فقط یعنی جواب داشتن برای هم؛
گاهی یعنی در بعضی سؤالها، همراهِ هم ندانستن.
@abooabass
✨🌸در محضر نهجالبلاغه🌸✨
◽️اِسْتَنْزِلُوا اَلرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ
روزى را با دادن صدقه فرود آريد
📚حکمت ۱۳۷ نهج البلاغه
@abooabass
📖🕊داستان راستان 🕊📖
☯️ مهمان و میزبان خسیس
روزی مردی به خانه یکی از دوستانش رفت که به خساست شهرت داشت.
همین که مهمان وارد شد، میزبان با لحنی بسیار صمیمی پسرش را صدا زد و گفت:
«پسرم، امروز مهمان عزیزی داریم. برو و نیم کیلو از بهترین گوشتی را که در بازار پیدا میکنی بخر.»
پسر از خانه بیرون رفت و یک ساعت بعد، دستخالی برگشت.
پدر با تعجب پرسید:
«پس گوشت چه شد؟»
پسر گفت:
«به قصابی رفتم و گفتم از بهترین گوشتی که داری، نیم کیلو به من بده. قصاب گفت: گوشتی به تو میدهم که مثل کره نرم و لطیف باشد.
با خودم گفتم وقتی گوشت قرار است مثل کره باشد، چرا به جای گوشت، کره نخرم؟ پس به مغازه بقالی رفتم و گفتم بهترین کرهات را به من بده.
بقال گفت: کرهای به تو میدهم که مثل شیره انگور شیرین و روان باشد.
با خودم گفتم وقتی کره مثل شیره است، چرا مستقیماً شیره نخرم؟ پس از او خواستم بهترین شیرهاش را به من بدهد.
گفت: شیرهای به تو میدهم که مثل آب زلال و صاف باشد.
من هم با خودم گفتم وقتی شیره مثل آب است، چرا پول بدهم؟! ما که در خانه آب به اندازه کافی داریم!
برای همین دست خالی برگشتم!»
پدر که از استدلال پسرش خوشش آمده بود، گفت:
«آفرین! چه پسر باهوش و صرفهجویی هستی! فقط یک نکته را فراموش کردی؛ این همه از این مغازه به آن مغازه رفتی، لابد کفشت هم از بین رفت!»
پسر لبخندی زد و گفت:
«نه پدر! کفشهای مهمان را پوشیده بودم!» 😂
🔸 بعضی وقتها آدم در اثر خساست آنقدر حسابوکتاب میکند که خودش را وارد دردسرهای بزرگتری میکند! 😄
@abooabass
✨ کلام معصوم
◼️امام حسن علیهالسلام:
«و قد سُئلَ عنِ الجُودِ: بَذْلُ الْمَجْهُودِ.»
امام حسن عليه السلام در پاسخ به این سؤال که بخشندگی چیست؟
فرمودند: بخشیدن دسترنج.
📚تحف العقول، ص ۲۲۶
@abooabass
📅 آینه عبرت 🕰
🔴مقداری نان خشک و ماست
🔹فریدون هویدا، نماینده شاه در سازمان ملل متحد در خاطراتش مینویسد: در بهار سال 42 همراه چند تن از دوستان به املاکشان که نزدیک ساری در کنار دریای خزر قرار داشت رفتیم تا تعطیلات سال نوی ایرانی را در آنجا بگذرانیم.
🔹مردم روستایی که در آن نواحی زندگی میکردند در کلبههای گلی به سر میبردند و بیش از دو وعده در روز غذا نمیخوردند که تازه آن هم از مقداری نان خشک و ماست فراتر نمیرفت. مالکین تمام محصول برنج روستاییان را از آنها میگرفتند و مأموران دولت نیز آنها را به شدت تحت نظر داشتند تا اگر هر کدامشان از دادن سهم مالکان خودداری کنند تنبیه شود.
📚سقوط شاه، فریدون هویدا، ص68
@abooabass
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹رَهبَر شهید🌹
🔸️ | آرامش و سکینه مایه ی تقویت ایمان
✊ آرامشی که باعث میشه بتونیم استقامت کنیم
@abooabass
🍃ستارگان هدایت🍃
🌷شهید محمود ابراهیم زاده:
🔻تا موقعی که این مذهب الهی در بین ما رواج دارد و تا کتاب قرآن در دسترس مردم باشد به گفته امام عزیزمان: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.
#ایران
#مرگ_بر_امریکا
@abooabass
❤️همسرانه❤️
یک تمرین ساده: امشب سعی نکنید همسرتان را «بفهمانید»!
گاهی وسط یک گفتوگو، آنقدر دنبال روشن کردن منظورمان هستیم که مکالمه تبدیل میشود به دفاع از خودمان:
«من که اینو نگفتم...»
«منظورم این نبود...»
«تو اشتباه برداشت کردی...»
این بار، وسط یکی از این گفتوگوها یک مکث کنید و بپرسید:
«دوست داری اول منظورت رو کامل بگی یا میخوای اول من بگم چی برداشت کردم؟»
همین سؤال، مسیر گفتوگو را عوض میکند.
چون در زندگی مشترک، همیشه مشکل از کمبودِ عشق نیست؛
گاهی فقط دو نفر با دو برداشت متفاوت، همزمان در حال توضیح دادن خودشاناند.
گاهی یک سؤالِ درست، از ده دقیقه توضیح نتیجهی بهتری میدهد. ❤️
@abooabass
✨🌸در محضر نهجالبلاغه🌸✨
◽️مَنِ اِسْتَقْبَلَ وُجُوهَ اَلْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ اَلْخَطَإِ
کسی که از آرای مختلف استقبال کند (نظرات متفاوت را بررسی نماید) موارد خطا را خواهد شناخت
📚حکمت ۱۷۳ نهج البلاغه
@abooabass
📖🕊داستان راستان 🕊📖
📝✨ حکایت زاغ و مار
زاغی بر درختی بلند آشیانه ساخته بود و در همان نزدیکی، ماری سیاه و خطرناک در سوراخی لانه داشت.
هر بار که زاغ تخم میگذاشت و برای یافتن غذا از آشیانه دور میشد، مار خود را به لانه میرساند و تخمهای او را میخورد.
زاغ از این ماجرا بسیار اندوهگین بود. چند بار تلاش کرد با مار مقابله کند، اما میدانست که در برابر او قدرت چندانی ندارد. سرانجام نزد دوست خود، شغال، رفت و ماجرا را با او در میان گذاشت.
شغال گفت:
«اگر دشمنی از تو نیرومندتر است، با او از راه زور وارد نشو. برای هر مشکلی راهی وجود دارد که ممکن است با قدرت پیدا نشود، اما با اندیشه و تدبیر پیدا شود.»
سپس نقشهای به زاغ آموخت.
زاغ به جایی رفت که گروهی از مردم و بزرگان شهر در کنار آب جمع شده بودند. در آنجا گردنبندی گرانبها دید، آن را برداشت و در حالی که مردم او را تعقیب میکردند، به سوی لانه مار پرواز کرد.
زاغ گردنبند را درست در سوراخ مار انداخت و خودش از آنجا دور شد.
مردم که برای پس گرفتن گردنبند به دنبال زاغ آمده بودند، وقتی آن را در سوراخ مار دیدند، با چوب و سنگ به سراغ لانه رفتند. مار را بیرون کشیدند و کشتند و گردنبند را نیز برداشتند.
به این ترتیب، زاغ بدون آنکه با مار درگیر شود، از شر دشمن خطرناک خود خلاص شد و از آن پس توانست با خیالی آسوده در آشیانهاش زندگی کند.
🌱 همیشه پیروزی از آنِ کسی نیست که زور بیشتری دارد بلکه از آن کسی است که عقل بیشتری دارد.
@abooabass
✨ کلام معصوم
◼️امام باقر (ع) فرمودند:
ما مِن نَكبَةٍ تُصِيبُ العَبدَ إلاّ بِذَنبٍ
هيچ گرفتارىيى به بنده نمىرسد مگر به سبب گناه.
📚الكافى: ج ۲ ، ص ۲۶۹
@abooabass