❤️همسرانه❤️
یک تمرین ساده: امشب سعی نکنید همسرتان را «بفهمانید»!
گاهی وسط یک گفتوگو، آنقدر دنبال روشن کردن منظورمان هستیم که مکالمه تبدیل میشود به دفاع از خودمان:
«من که اینو نگفتم...»
«منظورم این نبود...»
«تو اشتباه برداشت کردی...»
این بار، وسط یکی از این گفتوگوها یک مکث کنید و بپرسید:
«دوست داری اول منظورت رو کامل بگی یا میخوای اول من بگم چی برداشت کردم؟»
همین سؤال، مسیر گفتوگو را عوض میکند.
چون در زندگی مشترک، همیشه مشکل از کمبودِ عشق نیست؛
گاهی فقط دو نفر با دو برداشت متفاوت، همزمان در حال توضیح دادن خودشاناند.
گاهی یک سؤالِ درست، از ده دقیقه توضیح نتیجهی بهتری میدهد. ❤️
@abooabass
✨🌸در محضر نهجالبلاغه🌸✨
◽️مَنِ اِسْتَقْبَلَ وُجُوهَ اَلْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ اَلْخَطَإِ
کسی که از آرای مختلف استقبال کند (نظرات متفاوت را بررسی نماید) موارد خطا را خواهد شناخت
📚حکمت ۱۷۳ نهج البلاغه
@abooabass
📖🕊داستان راستان 🕊📖
📝✨ حکایت زاغ و مار
زاغی بر درختی بلند آشیانه ساخته بود و در همان نزدیکی، ماری سیاه و خطرناک در سوراخی لانه داشت.
هر بار که زاغ تخم میگذاشت و برای یافتن غذا از آشیانه دور میشد، مار خود را به لانه میرساند و تخمهای او را میخورد.
زاغ از این ماجرا بسیار اندوهگین بود. چند بار تلاش کرد با مار مقابله کند، اما میدانست که در برابر او قدرت چندانی ندارد. سرانجام نزد دوست خود، شغال، رفت و ماجرا را با او در میان گذاشت.
شغال گفت:
«اگر دشمنی از تو نیرومندتر است، با او از راه زور وارد نشو. برای هر مشکلی راهی وجود دارد که ممکن است با قدرت پیدا نشود، اما با اندیشه و تدبیر پیدا شود.»
سپس نقشهای به زاغ آموخت.
زاغ به جایی رفت که گروهی از مردم و بزرگان شهر در کنار آب جمع شده بودند. در آنجا گردنبندی گرانبها دید، آن را برداشت و در حالی که مردم او را تعقیب میکردند، به سوی لانه مار پرواز کرد.
زاغ گردنبند را درست در سوراخ مار انداخت و خودش از آنجا دور شد.
مردم که برای پس گرفتن گردنبند به دنبال زاغ آمده بودند، وقتی آن را در سوراخ مار دیدند، با چوب و سنگ به سراغ لانه رفتند. مار را بیرون کشیدند و کشتند و گردنبند را نیز برداشتند.
به این ترتیب، زاغ بدون آنکه با مار درگیر شود، از شر دشمن خطرناک خود خلاص شد و از آن پس توانست با خیالی آسوده در آشیانهاش زندگی کند.
🌱 همیشه پیروزی از آنِ کسی نیست که زور بیشتری دارد بلکه از آن کسی است که عقل بیشتری دارد.
@abooabass
✨ کلام معصوم
◼️امام باقر (ع) فرمودند:
ما مِن نَكبَةٍ تُصِيبُ العَبدَ إلاّ بِذَنبٍ
هيچ گرفتارىيى به بنده نمىرسد مگر به سبب گناه.
📚الكافى: ج ۲ ، ص ۲۶۹
@abooabass
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📅 آینه عبرت 🕰
💠 هزینه های عجیب جشن های ۲۵۰۰ ساله
امّا شاه میگه جشن های ۲۵۰۰ ساله خرج عجیب و غریبی نداشته و بزرگترین خرج فقط فراهم کردن دو وعده شام بوده و تمام
جالب اینه که غذا رو هم از خارج می آورند
@abooabass
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃ستارگان هدایت🍃
▫️روایت شهید حاج قاسم سلیمانی و رهبر شهید انقلاب از سیلی خداوند به صدام و مستکبران دنیا در اوج غرور
شهید حاج قاسم سلیمانی:
🔘چیزی که دشمن از آن میترسد و وحشت دارد این است که ببیند نیمه شب، آنجایی که فکرش را نمیکنند، تکبیر بسیجیها بلند شود؛ بسیجی اینجاست، تکبیرش کیلومترها آن طرفتر…
@abooabass
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹رَهبَر شهید🌹
⌛️ دو قرن خصومت
🔸 رهبر شهید انقلاب: ما یاد رئیسعلی دلواری را از این جهت گرامی میداریم که این مرد شجاع، در راه اعتقاد دینی خود، تنها و در غربت با دشمنان جنگید...
🔸 یک مرد جوان، در همین سنین جوانیِ شما جوانان، در مقابل انگلیسیها ایستادگی کرد. البته امروز با آن روز خیلی فرق کرده است؛ امروز همهی ملت ایران در مقابل قدرتهای متجاوز ایستادهاند. ۱۳۷۰/۱۰/۱۳
🗓انتشار به مناسبت سالگرد شهادت شهید رئیسعلی دلواری
@abooabass
❤️همسرانه❤️
همسرتان را فقط با «الانش» نشناسید!
یک شب، وسط یک گفتوگوی معمولی، از او بپرسید:
«فکر میکنی پنج سال پیش، چه چیزی دربارهی خودت رو هنوز نمیشناختی که امروز میشناسی؟»
نه سؤالِ کاری است،
نه دربارهی پول و برنامه و بچهها.
فقط دربارهی خودِ اوست.
ممکن است بگوید:
«فهمیدم چه چیزهایی واقعاً برام مهمه.»
یا:
«تازه فهمیدم از چه جور زندگیای لذت میبرم.»
و شاید وسط جوابش، خودتان هم متوجه شوید که همسرتان آن آدمِ روزهای اول آشنایی نیست؛
عوض شده، عمیقتر شده، چیزهایی را فهمیده که آن موقع نمیدانسته.
گاهی برای نزدیکتر شدن؛
کافی است کنجکاوِ آدمی باشیم که همسرمان امروز شده است. ❤️
@abooabass
✨🌸در محضر نهجالبلاغه🌸✨
◽️شَتَّانَ مَا بَيْنَ عَمَلَيْنِ عَمَلٍ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَتَبْقَى تَبِعَتُهُ وَعَمَلٍ تَذْهَبُ مَؤُونَتُهُ وَيَبْقَى أَجْرُهُ.
فرق است میان اين دو عمل، عملی که لذتش رفته و عواقب ناگوارش مانده است و عملی که رنجش سپری شده و اجر و ثوابش باقی است.
📚حکمت 121 نهج البلاغه
@abooabass
📖🕊داستان راستان 🕊📖
⚖️ برادری و تقسیم ارث
روزی درویشی به خانهٔ خواجهای ثروتمند رفت و گفت:
ـ ای خواجه! آدم، پدر من و توست و حوا هم مادر هر دوی ماست؛ پس من و تو با هم برادریم. تو اینهمه مال و ثروت داری و من چیزی ندارم. از تو میخواهم برادرانه سهم مرا هم بدهی.
خواجه نگاهی به او کرد و به غلامش گفت:
ـ یک فلوس به این مرد بده!
درویش که انتظار بیشتری داشت، گفت:
ـ ای خواجه! اگر قرار است برادر باشیم، چرا در تقسیم اموال، برابری را رعایت نمیکنی؟
خواجه خندید و گفت:
ـ ساکت باش! اگر برادرانت از این تقسیم باخبر شوند، همین یک فلوس هم به تو نمیرسد! 😄
🔸 گاهی آدم در حسابوکتاب دیگران، عدالت را طلب میکند؛ اما اگر قرار باشد همهچیز واقعاً مساوی تقسیم شود، شاید نتیجه آنقدرها هم به نفعش نباشد!
@abooabass
✨ کلام معصوم
◼️امام صادق (ع) فرمودند:
كونُوا لِمَنِ اِنْقَطَعْتُمْ إِلَيْهِ زَيْناً وَ لاَ تَكُونُوا عَلَيْهِ شَيْناً
برای کسی که به او دل دادهاید (امام خود) زینت باشید و عیب و ننگ مباشید
📚الکافي ج2 ص219
@abooabass
📅 آینه عبرت 🕰
📣 حرص تمامنشدنی
🔹 در آخرین روزهای حکومتش (شهریور ۱۳۲۰)، سپردههای نقدیاش در بانکهای داخلی ۶۸۰ میلیون ریال (۴۲/۵ میلیون دلار) بود؛ یعنی ۴۶ درصد کل نقدینگی کشور در آن زمان.
او بخش عظیمی از پهنه مازندران را تصاحب کرد؛ املاک زیادی را در نقاط مختلف کشور، با تهدید رسمی یا ضمنی مالکانش و با هر قیمتی که دلش میخواست، خرید.
مثلاً زمین بزرگی را در شمال کشور، از حاجی معینالتجار بوشهری به قیمت ۳۵۰ هزار تومان خرید که البته بوشهری هیچوقت دستش به پول فروش زمینش نرسید، ولی در عوض، وزیر دربار ۵۰ هرار تومان حق کمیسیونش را به زور از بوشهری گرفت.
رضا پهلوی هتلهای زیادی برای تفریحاتش بنا کرد و کارخانههای متعددی برای خود ساخت.
او از ۱۵۵ میلیون دلاری که بابت حقالامتیاز نفت پرداخت شد، حداقل ۱۰۰ میلیون دلار آن را برای خود برداشت؛ یعنی مبلغی به اندازه کل ظرفیت وامدهی بانک صادرات آمریکا در سال ۱۳۱۸ شمسی. گویی حرص و ولع او برای چپاول ایران تمامی نداشت.
📚 منابع:
سایه روشن، سید محمد حسین راجی، ص ۲۴
نگاهی به شاه، عباس میلانی، ص ۱۰۷
رضاشاه و بریتانیا، محمدقلی مجد، ترجمه مصطفی امیری، ص ۶۹_۳۷۷
📌 تطهیر پهلوی، تطهیر استعمار
@abooabass