3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃ستارگان هدایت🍃
🌹گفت ننه،
دخترا هم شهید میشن؟!
من هم شهید میشم؟!...
مادر بزرگ آتنا چملینژاد از شهدای
مدرسه میناب توی مسیر پیاده روی
اربعین میگفت: گذرنامه آتنا رو گرفته
بودیم که امسال باهامون بیاد اربعین
شهیده #اتنا_چملی_نژاد
@abooabass
❤️همسرانه❤️
«فلانی خونهشو عوض کرده...»
«فلانی ماشینشو عوض کرده...»
«همسر فلانی براش فلان چیزو خریده...»
گاهی همین جملههای کوچیک، آرومآروم حالِ زندگی خودمون رو خراب میکنن.
تا دیروز از خونهمون راضی بودیم؛
امروز چون خونهی یکی بزرگتره، به چشممون کوچیک میاد.
تا دیروز از ماشینمون لذت میبردیم؛
امروز شده «ای کاش ما هم...»
حتی ممکنه همسرمون کاری برامون کرده باشه و خوشحال باشیم،
اما با دیدن زندگی بقیه، همون خوشحالی هم کمرنگ بشه.
بیایید یه قانون ساده داشته باشیم:
هر چیزی رو فقط چون بقیه دارن، وارد خواستههای زندگیمون نکنیم.
اگه چیزی واقعاً لازم داریم، بشینیم با هم حسابوکتاب کنیم و براش برنامه بریزیم.
ولی اگه فقط چشممون به زندگی مردمه،
گاهی به خودمون بگیم:
«اگه اینو توی زندگی بقیه نمیدیدم، باز هم دلم میخواستش؟»
خیلی وقتها جوابش جالبه! 😄
نذاریم زندگیِ دیگران، معیارِ خوب بودنِ زندگیِ خودمون بشه.
یه وقتهایی هم لازمه به هم نگاه کنیم و بگیم:
«همین چیزایی که داریم، واقعاً کم نیستن؛ بابتش خدا رو شکر کنیم.» 🤍
@abooabass
✨🌸در محضر نهجالبلاغه🌸✨
◽️وَأَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ
بدترین تنهایی و وحشت خودبینی و خودپسندی است
📚حکمت 38 هج البلاغه
@abooabass
📖🕊داستان راستان 🕊📖
حکایت | کفش کهنه و دلِ آلوده 🌹
مردی تنها، همان یک جفت کفشی را که داشت برای تعمیر نزد پینهدوز برد.
پینهدوز که قصد داشت بهزودی دکانش را تعطیل کند، گفت:
ـ فردا بیا و کفشت را تحویل بگیر.
مرد با ناراحتی گفت:
ـ اما من کفش دیگری ندارم! تا فردا با چه چیزی راه بروم؟
پینهدوز کمی فکر کرد و گفت:
ـ به من مربوط نیست؛ اما اگر بخواهی، میتوانم یک جفت کفش دستدوم به تو قرض بدهم تا فردا.
مرد با ناراحتی فریاد زد:
ـ چه؟! میخواهی کفشی را بپوشم که قبلاً پای شخص دیگری بوده؟!
پینهدوز با خونسردی گفت:
ـ پوشیدن کفشی که مدتی پای دیگری بوده، اینقدر آزارت میدهد؛ اما اگر کینه، بدگمانی و افکار نادرست دیگران را سالها در دل و ذهنت نگه داری، ناراحت نمیشوی؟
مرد لحظهای سکوت کرد.
🔸 پیام حکایت:
گاهی برای پاکیزگی جسم و لباسمان بسیار حساسیم، اما از آلودگی دل غافل میشویم. کفشِ دیگری را میتوان شست و پوشید، اما اگر دل را با کینه، حسادت، بدگمانی و دشمنی آلوده کنیم، این آلودگی مدتها همراه ما خواهد ماند
@abooabass
✨ کلام معصوم
◼️امام سجاد (ع) فرمودند:
كَثْرَةُ النُّصْحِ يَدْعُو إِلَى التُّهْمَةِ
نصیحت زیاد، موجب بدبینی میشود.
📚میزانالحکمة، ح۲۰۱۶۰
@abooabass
17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📅 آینه عبرت 🕰
من تا ۱۲ سالگی حتی نمیدانستم پنیر چیست! در روستامون دکتر نداشتیم؛ حالا دخترم و دامادم دکترند!
خاطرات سالمند اصفهانی که هم زمان شاه رو کامل درک کرده، هم زمان بعد از شاه رو زندگی کرده
@abooabass
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹رَهبَر شهید🌹
♨️ چرا قدرتهای مستکبر با عالمان سیاست شناس و دین سیاسی دشمن هستند؟
▪️در حوادث 150 سال گذشته پای یک مرجع و عالم دینی شجاع و سیاست شناس درمیان است. از قضیه تحریم تنباکو تا 15 خرداد 1342
@abooabass
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مولی امیرالمومنین علی علیه السلام:
یَقُولُونَ فَیُشَبِّهُونَ وَ یَصِفُونَ فَیُمَوِّهُونَ قَدْ هَوَّنُوا الطَّرِیقَ وَ أَضْلَعُوا الْمَضِیقَ؛
(منافقان)گفتارشان #شبههانگیز است، در سخن، #حق را با #باطل میآمیزند، راه ورود به خواستههای خود را آسان و طریق خروج از آن را تنگ و پر پیچ و خم میسازند (تا مردم را در دام خود گرفتار سازند ).»
قُلُوبُهُمْ دَوِیَّه وَ صِفَاحُهُمْ نَقِیَّه؛
آنان(منافقان )در دل بیمار و در ظاهر آراستهاند »
یَتَلَوَّنُونَ أَلْوَاناً وَ یَفْتَنُّونَ افْتِنَانا؛ً
به رنگهای گوناگون در میآیند و فتنههای گوناگون به پا میکنند .»
وَ إِنْ حَکمُوا أَسْرَفُوا؛
و اگر در مسألهای قضاوت کنند، در ستم اسراف روا میدارند و راه خیانت را میپیمایند .»
فَإِنَّهُمُ الضَّالُّونَ الْمُضِلُّونَ؛
اینان گمراه و گمراه کنندهاند .»
نهج البلاغه، خطبه 194
#منافق
#حسنروحانی
@abooabass
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃ستارگان هدایت🍃
🌿تقدیرِ عاشقانه...
🎙شما صدای شهید علمدار را می شنوید.
#شهید_علمدار
#شهیدانه
@abooabass
❤️همسرانه❤️
این روزها شاید یکی از چیزهایی که باید بیشتر حواسمون بهش باشه، توقعاتمونه
نه اینکه هر خواستهای رو سرکوب کنیم؛
فقط گاهی باید ببینیم با شرایط فعلی خانواده، چه چیزی واقعاً شدنیه
مثلاً بچهها لباس و کفش میخوان،
همزمان قسطی هم داریم که باید پرداخت بشه
شاید این ماه خرید لباس جدید ضروری نباشه و بشه بعضیهاش رو برای ماه بعد گذاشت
گاهی هم بچهها دلشون سفر میخواد؛
اما هزینهی یک سفر چندروزه با بودجهمون جور درنمیاد
قرار نیست حتماً برای اینکه «سفر رفته باشیم» به خودمون فشار بیاریم؛
شاید یک گردش یکروزهی خانوادگی هم برای این روزها انتخاب بهتری باشه
حتی برای مهمونی و دورهمی هم لازم نیست هر بار سفرهمون رو با چیزی که در توانمون نیست، شلوغ کنیم
مهم اینه که زن و شوهر قبل از خرید و خرج کردن، شرایط واقعی خانواده رو ببینن
اینکه:
«الان میتونیم؟»
«اگر بخریم، از کدوم خرج ضروری باید بزنیم؟»
«واقعاً لازمه یا فقط دلمون خواسته؟»
قناعت یعنی همین که گاهی به جای «چطور بهش برسیم؟» بپرسیم:
«آیا الان وقتِ رسیدن به این خواسته هست؟»
بعضی خواستهها قرار نیست حذف بشن؛
فقط میرن توی لیستِ «فعلاً نه، بعداً» 🤍
@abooabass
✨🌸در محضر نهجالبلاغه🌸✨
◽️وَکَيْفَ أَنْتَ صَانِعٌ إِذَا تَکَشَّفَتْ عَنْکَ جَلاَبِيبُ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ دُنْيَا قَدْ تَبَهَّجَتْ بِزِينَتِهَا وَ خَدَعَتْ بِلَذَّتِهَادَعَتْکَ فَأَجَبْتَهَا، قَادَتْکَ فَاتَّبَعْتَهَا، وَأَمَرَتْکَ فَأَطَعْتَهَا
چه خواهى کرد آن گاه که لباسهاى (پر زرق و برق) اين دنيا را که در آن فرو رفته اى از تنت برگيرند، دنيايى که با زينت هايش خود را جلوه داده و با لذت هايش (تو را) فريب داده است«اين دنيا تو را فرا خواند و اجابتش نمودى و زمامت را به دست گرفت و به دنبالش رفتى، فرمانت داد اطاعتش کردى
📚نامه ۱۰ هج البلاغه
@abooabass
📖🕊داستان راستان 🕊📖
📚 حکایت بهلول و هارونالرشید
آوردهاند هنگامی که هارونالرشید از سفر حج بازمیگشت، بهلول در مسیر ایستاده بود و منتظر او بود.
همین که چشمش به هارون افتاد، سه بار با صدای بلند گفت:
ـ هارون! هارون! هارون!
هارون از اطرافیانش پرسید:
ـ این چه کسی است؟
گفتند:
ـ بهلول است؛ مردی که او را دیوانه میدانند.
هارون بهلول را نزد خود فراخواند. وقتی بهلول نزدیک شد، هارون از او پرسید:
ـ بهلول! بگو ببینم، من کیستم؟
بهلول بیدرنگ پاسخ داد:
ـ تو کسی هستی که اگر در دورترین نقطهٔ سرزمینت، به انسانی ضعیف ستم شود، روزی به خاطر آن از تو بازخواست خواهند کرد.
هارون با شنیدن این سخن به گریه افتاد و گفت:
ـ راست گفتی. حالا از من چیزی بخواه؛ هر حاجتی داری بگو.
بهلول گفت:
ـ حاجت من این است که گناهانم را ببخشی و مرا وارد بهشت کنی!
هارون گفت:
ـ این کار از اختیار من خارج است؛ اما میتوانم بدهیهایت را بپردازم.
بهلول گفت:
ـ بدهی با بدهی پرداخت نمیشود! تو خودت به مردم بدهکاری.
سپس افزود:
ـ اگر قدرتی داری، اموال مردم را به خودشان بازگردان. سزاوار نیست مالی را که متعلق به مردم است به من ببخشی.
هارون گفت:
ـ پس دستور میدهم برایت حقوقی تعیین کنند تا تمام عمر در آسایش زندگی کنی.
بهلول لبخندی زد و گفت:
ـ ما همه بندگان خدا هستیم و خدا روزیِ بندگانش را بر عهده گرفته است. آیا ممکن است خدا روزی تو را در نظر گرفته باشد و مرا فراموش کرده باشد؟
هارون دیگر پاسخی نداشت.
🌱 پیام حکایت:
قدرت، ثروت و مقام، انسان را از مسئولیت در برابر خدا و مردم معاف نمیکند. چهبسا کسی که بر تخت قدرت نشسته، در حقیقت در برابر هزاران حقِ مردم بدهکار باشد.
@abooabass