eitaa logo
Aurora
87 دنبال‌کننده
4 عکس
10 ویدیو
7 فایل
اینجا همه آدمک اند،چوبی اند. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_z7rvip&btn=مبینا کپی؟هرگز.
مشاهده در ایتا
دانلود
/جهانش دیگر درخشش نداشت!در پشت تاریکی و ظلمت ، خود را به خواب زده بود و گهی خمیازه می کشید؛ دیگر حتی در اتاقک خاکستری نمناک و خاک گرفته ذهنش هم، به دنبال ردی از فروغ پر مهر آن بی مهر نمی‌گشت؛ خیلی وقت بود خود را پشت ابری پنهان کرده بود و گویی شرمسار بود. خندید؛ خنده ای آراسته به درد در وجودش زبانه می کشید، دیگر حتی نمی‌خواست بماند و به خواسته دیگران خود را به در و دیوار بکوبد تا مبادا مانند آنها نباشد، خسته بود، آن حجم از غم در قلب کوچکش قطعا تاب نمی آورد؛ گویی می‌خواست سینه بدرد و ناگفته های گفتنی اش را با چند جمله عاشقانه نغمه سازد. پرده بی رنگ و رویی که از سالها پیش روی دل ترک خورده اش کشیده بود ، خواستار رونمایی بود،رونمایی از آن همه ترک و وصله پینه،گویی نقاب تاریکی کماکم از چهره اش پایین می افتاد و در پشت آن حجم از سردی و وحشت،قلب کوچک و پراحساس خود را در آیینه چشمان دیگران به نمایش می‌گذاشت ؛ به خنده قاب شده در پس و پیش ذهنش نیشخندی زد، او دیگر آدم سابق نمی شد!» -مبینا
قصه آدم بودن؟! چه قصه دردناکیه ولی چه غصه ریشه داریه ولی چه غم مادام و موندگاریه ولی...
دارم از نفس می افتم ، تو هجوم سایه ها...
خستگی‌، آشنا ترین واژه ی چهارچوب ذهن زنگ زده اش شده بود. چند روزی که نه ، چند سال بود «خسته» بود . خسته از زنجیر کردن خود به زندگی .خسته از تظاهر به آرامش ، خسته از تماشای آشفتگی پاره های تنش ، خسته از بی طاقتی شبانه که در پس سکوت در روز، بر سرش آوار میشد .خسته از یک تلاش برای هزاران لشکر ازدست‌رفته . خسته از خود را به بی خیالی زدن ها ، خسته از همه چیز ،و خسته تر ،از پایان ندادن به همه ی آنها. شاید اگر اعتقاداتِ وصله و پینه شده‌اش نبود ، هرگز چنین روزهایی را در کالبد جسمانی تجربه نمی کرد . شاید اگر به چیزی ایمان نداشت ، آخرین ریسمان اتصالش را با یک چاقوی میوه‌خوری دسته‌زرد میبُرید ؛ اما این ریسمان فرق میکرد ، زلف عزیزترین کَسش بود .که او را به زندگی وصل می‌کرد . به راستی اگر ستاره ی آبی‌رنگ عشق در قلبش طلوع نمی‌کرد ، چه میشد ؟ اگر فرهاد قصه ی ما هیچ‌گاه مست و مدهوش لحن شیرینش نمیشد چه ؟ چه کسی میداند بجز یگانه ی هستی؟ چه کسی ...
بی خوابی!.m4a
حجم: 9.8M
هیچکس روی کره زمین آرامش نداره! 🎙_با نوای مبینا؛
سرنوشت آدمی را جغرافیا می‌سازد؛ یکی در جایی متولد می‌شود که رویا، حق طبیعی اوست و دیگری جایی که حتی امید داشتن هم شجاعت می‌خواهد.
هیچ-هم چون پوچ-عالی نیست!
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سرنوشت چشاش پُره نمیبینه...
گفت: تاریکی ترسناک است در آن رنگ‌ها گم می‌شوند و غم تو را فرا می‌گیرد. پاسخ داد "کسی که تمام عمرش را در تاریکی گذرانده باشد درکی از رنگ‌ و روشنایی ندارد" -محو
سکوت سنگین میانِ حرف‌های ناتمام. و ما در جستجوی واژه‌ای برای گفتنِ تمامِ ناگفته‌ها.
شعر.m4a
حجم: 3.6M
-چشمهایت،چشمهایت حال من را خوب کرد.