سرنوشت آدمی را جغرافیا میسازد؛
یکی در جایی متولد میشود که رویا، حق طبیعی اوست
و دیگری جایی که حتی امید داشتن هم شجاعت میخواهد.
گفت: تاریکی ترسناک است در آن رنگها گم میشوند و غم تو را فرا میگیرد.
پاسخ داد "کسی که تمام عمرش را در تاریکی گذرانده باشد درکی از رنگ و روشنایی ندارد"
-محو
تمام شدن ، تمامیت عشق را زیر سوال می برد.
تمام نمیشود!عشق تمام نمیشود؛
فقط رنگ عوض میکند.
زمستانمان را تمام کن
بهار ، تورا خواهم دید
در سرزمینی که چهار عنصر اصلی اش
آب است و خاک و باد و عشق
آتش ندارد!
آتش ندارد!
بزرگترین گناهت این است که خودت را نابود کردی و به خودت خیانت کردی، آن هم برای هیچ.
فئودور داستایوفسکی
جنایت و مکافات