eitaa logo
درباره ی ایران
25 دنبال‌کننده
53 عکس
3 ویدیو
0 فایل
تأملات درباره ی ایران
مشاهده در ایتا
دانلود
اخیرا پدیده‌ای در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی پررنگ شده که می‌توان آن را «تحلیل‌گری نمایشی» یا «تحلیل‌گر سلبریتی» نامید. این افراد اغلب نه صرفاً به خاطر دقت پیش‌بینی‌هایشان، بلکه به دلیل توانایی در روایت‌سازی، حضور پررنگ رسانه‌ای و بیان قاطعانه مشهور می‌شوند. در چنین فضایی، مرز میان تحلیل تخصصی و تولید روایت جذاب گاهی کمرنگ می‌شود. بخشی از شکل‌گیری این پدیده به آنچه می‌توان «اقتصاد رسانه» نامید مربوط است. رسانه‌ها و پلتفرم‌های اجتماعی در فضایی رقابتی فعالیت می‌کنند که در آن توجه مخاطب یک منبع ارزشمند محسوب می‌شود. تحلیل‌هایی که سریع، قاطع، هیجان‌انگیز و قابل بازنشر باشند معمولاً مخاطب بیشتری جذب می‌کنند. در نتیجه، افرادی که توانایی تولید چنین روایت‌هایی را دارند بیشتر دیده می‌شوند، حتی اگر تحلیل آن‌ها همیشه دقیق یا قابل سنجش نباشد. این منطق توجه، به‌تدریج نوع خاصی از تحلیل‌گری را تقویت می‌کند که بیشتر به «جلب مخاطب» وابسته است تا به دقت تحلیلی. یکی از شگردهای رایج در این نوع تحلیل‌گری، استفاده از گزاره‌های کش‌دار و چندپهلو است. تحلیل به‌گونه‌ای بیان می‌شود که چند سناریوی متفاوت را در بر بگیرد. به این ترتیب، فارغ از اینکه کدام نتیجه رخ دهد، می‌توان ادعا کرد که تحلیل اولیه درست بوده است. برای مثال گفته می‌شود: «اگر روند فعلی ادامه یابد تنش‌ها افزایش پیدا می‌کند، اما اگر تغییر در رویکرد طرفین رخ دهد ممکن است شاهد کاهش تنش باشیم.» چنین جمله‌ای عملاً هر دو مسیر ممکن را پوشش می‌دهد. شگرد دیگر، تغییر تدریجی چارچوب تحلیل پس از وقوع رویدادهاست. در این حالت، تحلیل‌گر بدون اشاره صریح به تغییر موضع، روایت خود را به گونه‌ای بازتنظیم می‌کند که با نتیجه نهایی سازگار به نظر برسد. در نتیجه مخاطب احساس می‌کند تحلیل اولیه دقیق بوده، در حالی که چارچوب تحلیل در طول مسیر تغییر کرده است. همچنین استفاده از زبان مبهم و کلی از دیگر ابزارهای رایج است. عباراتی مانند «نشانه‌هایی از تغییر دیده می‌شود»، «به نظر می‌رسد معادلات در حال تحول است» یا «بازیگران منطقه‌ای در حال بازتعریف موقعیت خود هستند» نمونه‌هایی از جملاتی هستند که قابل تفسیرهای متعددند و به سختی می‌توان درستی یا نادرستی آن‌ها را سنجید. این شگردها لزوماً به معنای فریب عمدی نیستند؛ گاهی نیز نتیجه ساختار رسانه‌ای و اقتصاد توجه هستند که سرعت، جذابیت و قطعیت ظاهری را بیش از دقت تحلیلی پاداش می‌دهد. با این حال، نتیجه می‌تواند نوعی «توهم دقت» باشد؛ یعنی مخاطب تصور کند تحلیل‌ها همواره درست از آب در می‌آیند. در مقابل، تحلیل سیاسی جدی معمولاً ویژگی‌های متفاوتی دارد: محدود بودن حوزه تخصص، ارائه سناریوهای مشخص با احتمال نسبی، تعیین بازه زمانی برای پیش‌بینی، و مهم‌تر از همه پذیرش خطا در صورت تحقق نیافتن پیش‌بینی. چنین رویکردی شاید کمتر نمایشی باشد، اما به درک واقع‌بینانه‌تر از سیاست و تحولات آن کمک می‌کند. https://eitaa.com/about_iran
با آرایش نظامی دشمن و گشت های هوایی جنگ الکترونیک، حمله زمینی قطعی است .....
وقتی قمار باز ،فرمانده میشود https://eitaa.com/about_iran
ترامپ را همگی به اسم قمار باز میشناسیم ... اما وقتی یک قمارباز فرمانده ای کند چه میشود ؟ تصمیم‌گیری‌های او معمولاً تحت تأثیر چند سازوکار روان‌شناختی خاص قرار می‌گیرد. قماربازان اغلب با ذهنیتی عمل می‌کنند که در آن احتمال «برد بزرگ» بیش از اندازه برجسته می‌شود و خطر شکست کمتر از حد واقعی در نظر گرفته می‌شود. چنین فردی معمولاً ریسک‌پذیری بالایی دارد و تصمیم‌های خود را نه صرفاً بر پایه محاسبه منطقی هزینه و فایده، بلکه بر اساس امید به یک موفقیت بزرگ اتخاذ می‌کند. در چنین الگویی، شکست اولیه لزوماً به احتیاط بیشتر منجر نمی‌شود. برعکس، یکی از پدیده‌های شناخته‌شده در روان‌شناسی قمار «جبران باخت» است؛ یعنی فرد پس از شکست تلاش می‌کند با پذیرش ریسک‌های بزرگ‌تر، ضرر قبلی را جبران کند. در این حالت ممکن است فرمانده شکست را ناشی از بدشانسی یا شرایط موقتی بداند، نه نتیجه یک تصمیم اشتباه. همین برداشت می‌تواند او را به این باور برساند که با یک تلاش دیگر، نتیجه کاملاً متفاوت خواهد شد. در کنار این مسئله، عنصر «بلوف» نیز اهمیت پیدا می‌کند. فردی با چنین ذهنیتی در مذاکرات ممکن است قدرت خود را بیش از واقعیت نشان دهد، تهدیدهای بزرگ مطرح کند یا تصویر اغراق‌آمیزی از توانایی‌هایش ارائه دهد. هدف از این رفتار می‌تواند ایجاد تردید در طرف مقابل و گرفتن امتیاز در میز مذاکره باشد، حتی اگر توان واقعی برای اجرای آن تهدیدها محدود باشد. با این حال، عامل مهم دیگری نیز در تصمیم‌گیری وجود دارد. پژوهش‌های حوزه تصمیم‌گیری تحت ریسک نشان می‌دهد زمانی که افراد در موقعیت «ضرر» قرار می‌گیرند، معمولاً تمایلشان به پذیرش ریسک بیشتر می‌شود. اما اگر ادامه ریسک احتمال یک شکست بسیار بزرگ‌تر یا نابودی منابع باقی‌مانده را ایجاد کند، همان فرد ممکن است ناگهان رویکردی محتاطانه‌تر اتخاذ کند و به دنبال راهی برای خروج از بحران باشد. بنابراین پس از یک شکست، دو مسیر رفتاری محتمل است. در مسیر اول، فرمانده ممکن است برای جبران شکست قبلی دست به ریسک جدیدی بزند و حتی حمله‌ای دیگر را برنامه‌ریزی کند، به امید آنکه یک پیروزی بزرگ همه خسارت‌ها را جبران کند. در مسیر دوم، او ممکن است با استفاده از بلوف و نمایش قدرت در مذاکرات تلاش کند موقعیتی بهتر برای عقب‌نشینی یا توافق به دست آورد و از تشدید خسارت جلوگیری کند. در نهایت، تشخیص اینکه کدام مسیر محتمل‌تر است، به عوامل واقعی میدان وابسته است؛ عواملی مانند میزان منابع باقی‌مانده، شدت خسارت قبلی، فشارهای سیاسی داخلی، و این‌که آیا هنوز امکان یک موفقیت نظامی واقعی وجود دارد یا نه. بدون این اطلاعات، تنها می‌توان گفت که فردی با الگوی ذهنی شبیه قمارباز نسبت به یک تصمیم‌گیر کاملاً منطقی، تمایل بیشتری به پذیرش ریسک دوباره خواهد داشت، اما اگر خطر شکست نهایی بسیار بالا باشد، احتمال عقب‌نشینی و استفاده از بلوف در مذاکره نیز افزایش می‌یابد. https://eitaa.com/about_iran
آینده‌فروشی؛ راز محبوب شدن پیش‌گوها در شبکه‌های اجتماعی https://eitaa.com/about_iran
این روزها اگر چند دقیقه در کانال‌های خبر، تحلیل یا حتی اقتصادی بچرخید، احتمال زیادی دارد که وسط تحلیل‌ها ناگهان به طالع‌بینی، پیش‌گویی، انرژی‌های کیهانی، «نشانه‌ها» یا تحلیل‌های نجومی برسید. چیزی که زمانی در حاشیه بود، حالا وارد فضای تحلیل و خبر هم شده؛ از پیش‌بینی بازار و سیاست گرفته تا جنگ، اقتصاد و آینده کشورها. جالب اینجاست که بخش بزرگی از این محتواها نه پایه علمی دارند، نه روش مشخص، نه قابلیت آزمون. با این حال مخاطب می‌گیرند، بازنشر می‌شوند و حتی بعضی‌ها آن‌ها را جدی دنبال می‌کنند. اما سؤال اصلی اینجاست: چرا چنین چیزی رونق می‌گیرد؟ بخش اول: نیاز روانی انسان به قطعیت یکی از مهم‌ترین دلایل رشد پیش‌گویی و طالع‌بینی، نیاز شدید ذهن انسان به «قطعیت» است. ذهن انسان ابهام را دوست ندارد. وقتی شرایط آرام و قابل‌پیش‌بینی باشد، آدم‌ها کمتر سراغ پیش‌گویی می‌روند. اما هرچه فضای جامعه مبهم‌تر، پرتنش‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر شود، میل به دانستن آینده بیشتر می‌شود. در دوره‌های بحران: - مردم می‌خواهند بدانند چه خواهد شد - می‌خواهند از آینده جلوتر باشند - می‌خواهند احساس کنند کنترل اوضاع را از دست نداده‌اند اینجاست که پیش‌گویی جذاب می‌شود؛ چون چیزی ارائه می‌دهد که تحلیل واقعی معمولاً نمی‌تواند بدهد: «اطمینان کامل». تحلیل‌گر واقعی معمولاً می‌گوید: - «احتمال دارد» - «سناریوهای مختلف وجود دارد» - «داده‌ها هنوز کامل نیست» - «نمی‌شود با قطعیت گفت» اما پیش‌گو با اعتماد کامل می‌گوید: - «این اتفاق حتماً می‌افتد» - «تا فلان تاریخ همه‌چیز تغییر می‌کند» - «نشانه‌ها واضح‌اند» و برای ذهن مضطرب، این لحن مطمئن اگر غلط باشد گاهی آرامش‌بخش‌تر از تحلیل دقیق اما محتاطانه است. نکته مهم اینجاست: بسیاری از مردم لزوماً دنبال حقیقت نیستند؛ دنبال کاهش اضطراب‌اند. وقتی آینده مبهم است، حتی یک پاسخ ضعیف هم ممکن است از «بی‌پاسخی» آرامش‌بخش‌تر باشد. به همین دلیل است که در دوره‌های نااطمینانی، بازار پیش‌گویی، فال، طالع‌بینی و روایت‌های شبه‌علمی داغ‌تر می‌شود. هرچه اضطراب جمعی بیشتر شود، تقاضا برای «کسی که ادعا می‌کند آینده را می‌داند» هم بیشتر می‌شود. https://eitaa.com/about_iran
کانال های ایتا سر میزنی یکی بعد چند روز تازه آنلاین شده و تازه خبر های س چهار روز قبل رو داره به عنوان خبر فوری کار می‌کنه!!!! رسانه در زمان جنگ به چه اوضاعی افتاده
از اسطوره تا اندیشه ، راز ماندگاری شاهنامه https://eitaa.com/about_iran
از اسطوره تا اندیشه ، راز ماندگاری شاهنامه بخش اول شاهنامه؛ احیای اسطوره‌ها و حافظه یک تمدن یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های فکری شاهنامه فردوسی احیای اسطوره‌ها و بازگرداندن حافظه اسطوره‌ای یک تمدن است. فردوسی در شاهنامه تنها به روایت داستان‌های کهن نمی‌پردازد، بلکه اسطوره‌های باستانی ایران را دوباره زنده می‌کند و آن‌ها را به بستری برای بیان اندیشه‌های عمیق درباره انسان، قدرت، اخلاق و سرنوشت تبدیل می‌کند. شخصیت‌هایی مانند کیومرث، جمشید، ضحاک، فریدون و رستم صرفاً قهرمانان داستانی نیستند، بلکه هر یک نماد مفاهیم بنیادینی مانند نظم و آشوب، عدالت و بیداد، خرد و غرور به شمار می‌آیند. از این منظر، شاهنامه تنها یک اثر حماسی نیست، بلکه نوعی روایت فلسفی از جهان و جایگاه انسان در آن است. این شیوه استفاده از اسطوره را می‌توان با سنت فلسفی یونان، به‌ویژه در آثار افلاطون، مقایسه کرد. افلاطون نیز برای بیان برخی از عمیق‌ترین مفاهیم فلسفی خود از اسطوره بهره می‌برد؛ برای نمونه، اسطوره غار در آثار او ابزاری برای توضیح حقیقت و معرفت است. در هر دو مورد، اسطوره صرفاً داستانی خیالی نیست، بلکه زبانی نمادین برای بیان حقیقت‌هایی است که بیان مستقیم و صرفاً منطقی آن‌ها دشوار است. به همین دلیل، شاهنامه را می‌توان پلی میان اسطوره، تاریخ و اندیشه دانست؛ اثری که از طریق روایت‌های اسطوره‌ای، ارزش‌ها و نگرش‌های بنیادین یک فرهنگ را به نسل‌های بعد منتقل می‌کند https://eitaa.com/about_iran
درباره ی ایران
از اسطوره تا اندیشه ، راز ماندگاری شاهنامه بخش اول شاهنامه؛ احیای اسطوره‌ها و حافظه یک تمدن ی
فردوسی در حالی اساطیر را احیا می‌کند که نگرش دینی و فلسفی در ایران رواج دارد همان گونه که افلاطون در اوج تاریخ فلسفه یونان اساطیر را احیا می‌کند. اما از بس کتب درسی به شکل سلیقه ای و ناقص داستان های شاهنامه بخصوص ماجرای رستم را به شکل تکه تکه روایت کردند و آن را به شکل درس و امتحان در آوردند ،حقیقتا به شاهنامه و فردوسی ظلم شد .این ایام نمایشگاه کتاب را غنیمت بشماریم و یک جلد شاهنامه را ( همراه تفسیر و الگو خوانش ) تهیه کنید یکبار دیگر از آغاز بخوانید شاهنامه را ...... هر پهلوان و هر شرور و هر داستان آن با مضامینی است که معتقدم 🧬 DNA ایران و ایرانی درون ابیات و داستان ها مخفی شده . هویت گمشده همه ما درون شاهنامه است ....
این پست را همه کانال ها دارند با ترجمه ناقص مینویسد و برداشت میکنند که میگوید دلمان برای موشک های ایرانی تنگ شده . درحالی که متن کامل چیز دیگری است و دارد به ایران طعنه میزند..... کاش یکم زبان بلد بودند این کودکان ایتایی
با توییت ها و تهدید های ترامپ و جابجایی های عظیم قیمت نفت ونوسان ۱۵ دلاری هر توییت و تهدید و مهلت دهی ترامپ .بازار نفت تا کنون دوازده نوسان سنگین ریزش و رشد قیمت نفت داشته .این یعنی ترامپ و نزدیکان ترامپ با معاملات آتی نفت ده ها میلیارد دلار در همین چند روز کسب کردند!!!!!