ترامپ را همگی به اسم قمار باز میشناسیم ...
اما وقتی یک قمارباز فرمانده ای کند چه میشود ؟
تصمیمگیریهای او معمولاً تحت تأثیر چند سازوکار روانشناختی خاص قرار میگیرد. قماربازان اغلب با ذهنیتی عمل میکنند که در آن احتمال «برد بزرگ» بیش از اندازه برجسته میشود و خطر شکست کمتر از حد واقعی در نظر گرفته میشود. چنین فردی معمولاً ریسکپذیری بالایی دارد و تصمیمهای خود را نه صرفاً بر پایه محاسبه منطقی هزینه و فایده، بلکه بر اساس امید به یک موفقیت بزرگ اتخاذ میکند.
در چنین الگویی، شکست اولیه لزوماً به احتیاط بیشتر منجر نمیشود. برعکس، یکی از پدیدههای شناختهشده در روانشناسی قمار «جبران باخت» است؛ یعنی فرد پس از شکست تلاش میکند با پذیرش ریسکهای بزرگتر، ضرر قبلی را جبران کند. در این حالت ممکن است فرمانده شکست را ناشی از بدشانسی یا شرایط موقتی بداند، نه نتیجه یک تصمیم اشتباه. همین برداشت میتواند او را به این باور برساند که با یک تلاش دیگر، نتیجه کاملاً متفاوت خواهد شد.
در کنار این مسئله، عنصر «بلوف» نیز اهمیت پیدا میکند. فردی با چنین ذهنیتی در مذاکرات ممکن است قدرت خود را بیش از واقعیت نشان دهد، تهدیدهای بزرگ مطرح کند یا تصویر اغراقآمیزی از تواناییهایش ارائه دهد. هدف از این رفتار میتواند ایجاد تردید در طرف مقابل و گرفتن امتیاز در میز مذاکره باشد، حتی اگر توان واقعی برای اجرای آن تهدیدها محدود باشد.
با این حال، عامل مهم دیگری نیز در تصمیمگیری وجود دارد. پژوهشهای حوزه تصمیمگیری تحت ریسک نشان میدهد زمانی که افراد در موقعیت «ضرر» قرار میگیرند، معمولاً تمایلشان به پذیرش ریسک بیشتر میشود. اما اگر ادامه ریسک احتمال یک شکست بسیار بزرگتر یا نابودی منابع باقیمانده را ایجاد کند، همان فرد ممکن است ناگهان رویکردی محتاطانهتر اتخاذ کند و به دنبال راهی برای خروج از بحران باشد.
بنابراین پس از یک شکست، دو مسیر رفتاری محتمل است. در مسیر اول، فرمانده ممکن است برای جبران شکست قبلی دست به ریسک جدیدی بزند و حتی حملهای دیگر را برنامهریزی کند، به امید آنکه یک پیروزی بزرگ همه خسارتها را جبران کند. در مسیر دوم، او ممکن است با استفاده از بلوف و نمایش قدرت در مذاکرات تلاش کند موقعیتی بهتر برای عقبنشینی یا توافق به دست آورد و از تشدید خسارت جلوگیری کند.
در نهایت، تشخیص اینکه کدام مسیر محتملتر است، به عوامل واقعی میدان وابسته است؛ عواملی مانند میزان منابع باقیمانده، شدت خسارت قبلی، فشارهای سیاسی داخلی، و اینکه آیا هنوز امکان یک موفقیت نظامی واقعی وجود دارد یا نه. بدون این اطلاعات، تنها میتوان گفت که فردی با الگوی ذهنی شبیه قمارباز نسبت به یک تصمیمگیر کاملاً منطقی، تمایل بیشتری به پذیرش ریسک دوباره خواهد داشت، اما اگر خطر شکست نهایی بسیار بالا باشد، احتمال عقبنشینی و استفاده از بلوف در مذاکره نیز افزایش مییابد.
https://eitaa.com/about_iran
آیندهفروشی؛
راز محبوب شدن پیشگوها در شبکههای اجتماعی
https://eitaa.com/about_iran
این روزها اگر چند دقیقه در کانالهای خبر، تحلیل یا حتی اقتصادی بچرخید، احتمال زیادی دارد که وسط تحلیلها ناگهان به طالعبینی، پیشگویی، انرژیهای کیهانی، «نشانهها» یا تحلیلهای نجومی برسید.
چیزی که زمانی در حاشیه بود، حالا وارد فضای تحلیل و خبر هم شده؛ از پیشبینی بازار و سیاست گرفته تا جنگ، اقتصاد و آینده کشورها.
جالب اینجاست که بخش بزرگی از این محتواها نه پایه علمی دارند، نه روش مشخص، نه قابلیت آزمون. با این حال مخاطب میگیرند، بازنشر میشوند و حتی بعضیها آنها را جدی دنبال میکنند.
اما سؤال اصلی اینجاست:
چرا چنین چیزی رونق میگیرد؟
بخش اول: نیاز روانی انسان به قطعیت
یکی از مهمترین دلایل رشد پیشگویی و طالعبینی، نیاز شدید ذهن انسان به «قطعیت» است.
ذهن انسان ابهام را دوست ندارد.
وقتی شرایط آرام و قابلپیشبینی باشد، آدمها کمتر سراغ پیشگویی میروند. اما هرچه فضای جامعه مبهمتر، پرتنشتر و غیرقابلپیشبینیتر شود، میل به دانستن آینده بیشتر میشود.
در دورههای بحران:
- مردم میخواهند بدانند چه خواهد شد
- میخواهند از آینده جلوتر باشند
- میخواهند احساس کنند کنترل اوضاع را از دست ندادهاند
اینجاست که پیشگویی جذاب میشود؛ چون چیزی ارائه میدهد که تحلیل واقعی معمولاً نمیتواند بدهد: «اطمینان کامل».
تحلیلگر واقعی معمولاً میگوید:
- «احتمال دارد»
- «سناریوهای مختلف وجود دارد»
- «دادهها هنوز کامل نیست»
- «نمیشود با قطعیت گفت»
اما پیشگو با اعتماد کامل میگوید:
- «این اتفاق حتماً میافتد»
- «تا فلان تاریخ همهچیز تغییر میکند»
- «نشانهها واضحاند»
و برای ذهن مضطرب، این لحن مطمئن اگر غلط باشد گاهی آرامشبخشتر از تحلیل دقیق اما محتاطانه است.
نکته مهم اینجاست:
بسیاری از مردم لزوماً دنبال حقیقت نیستند؛ دنبال کاهش اضطراباند.
وقتی آینده مبهم است، حتی یک پاسخ ضعیف هم ممکن است از «بیپاسخی» آرامشبخشتر باشد.
به همین دلیل است که در دورههای نااطمینانی، بازار پیشگویی، فال، طالعبینی و روایتهای شبهعلمی داغتر میشود.
هرچه اضطراب جمعی بیشتر شود، تقاضا برای «کسی که ادعا میکند آینده را میداند» هم بیشتر میشود.
https://eitaa.com/about_iran
کانال های ایتا سر میزنی یکی بعد چند روز تازه آنلاین شده و تازه خبر های س چهار روز قبل رو داره به عنوان خبر فوری کار میکنه!!!!
رسانه در زمان جنگ به چه اوضاعی افتاده
از اسطوره تا اندیشه ،
راز ماندگاری شاهنامه
بخش اول
شاهنامه؛ احیای اسطورهها و حافظه یک تمدن
یکی از مهمترین مؤلفههای فکری شاهنامه فردوسی احیای اسطورهها و بازگرداندن حافظه اسطورهای یک تمدن است. فردوسی در شاهنامه تنها به روایت داستانهای کهن نمیپردازد، بلکه اسطورههای باستانی ایران را دوباره زنده میکند و آنها را به بستری برای بیان اندیشههای عمیق درباره انسان، قدرت، اخلاق و سرنوشت تبدیل میکند. شخصیتهایی مانند کیومرث، جمشید، ضحاک، فریدون و رستم صرفاً قهرمانان داستانی نیستند، بلکه هر یک نماد مفاهیم بنیادینی مانند نظم و آشوب، عدالت و بیداد، خرد و غرور به شمار میآیند. از این منظر، شاهنامه تنها یک اثر حماسی نیست، بلکه نوعی روایت فلسفی از جهان و جایگاه انسان در آن است.
این شیوه استفاده از اسطوره را میتوان با سنت فلسفی یونان، بهویژه در آثار افلاطون، مقایسه کرد. افلاطون نیز برای بیان برخی از عمیقترین مفاهیم فلسفی خود از اسطوره بهره میبرد؛ برای نمونه، اسطوره غار در آثار او ابزاری برای توضیح حقیقت و معرفت است. در هر دو مورد، اسطوره صرفاً داستانی خیالی نیست، بلکه زبانی نمادین برای بیان حقیقتهایی است که بیان مستقیم و صرفاً منطقی آنها دشوار است. به همین دلیل، شاهنامه را میتوان پلی میان اسطوره، تاریخ و اندیشه دانست؛ اثری که از طریق روایتهای اسطورهای، ارزشها و نگرشهای بنیادین یک فرهنگ را به نسلهای بعد منتقل میکند
https://eitaa.com/about_iran
درباره ی ایران
از اسطوره تا اندیشه ، راز ماندگاری شاهنامه بخش اول شاهنامه؛ احیای اسطورهها و حافظه یک تمدن ی
فردوسی در حالی اساطیر را احیا میکند که نگرش دینی و فلسفی در ایران رواج دارد همان گونه که افلاطون در اوج تاریخ فلسفه یونان اساطیر را احیا میکند.
اما از بس کتب درسی به شکل سلیقه ای و ناقص داستان های شاهنامه بخصوص ماجرای رستم را به شکل تکه تکه روایت کردند و آن را به شکل درس و امتحان در آوردند ،حقیقتا به شاهنامه و فردوسی ظلم شد .این ایام نمایشگاه کتاب را غنیمت بشماریم و یک جلد شاهنامه را ( همراه تفسیر و الگو خوانش ) تهیه کنید یکبار دیگر از آغاز بخوانید شاهنامه را ......
هر پهلوان و هر شرور و هر داستان آن با مضامینی است که معتقدم 🧬 DNA ایران و ایرانی درون ابیات و داستان ها مخفی شده .
هویت گمشده همه ما درون شاهنامه است ....
با توییت ها و تهدید های ترامپ و جابجایی های عظیم قیمت نفت ونوسان ۱۵ دلاری هر توییت و تهدید و مهلت دهی ترامپ .بازار نفت تا کنون دوازده نوسان سنگین ریزش و رشد قیمت نفت داشته .این یعنی ترامپ و نزدیکان ترامپ با معاملات آتی نفت ده ها میلیارد دلار در همین چند روز کسب کردند!!!!!
درد بدیست که اخبار را از روی عکس توییت افرادی میخوانیم که مستقیماً به فضای فیلتر شده وصل هستند و ما باید در ایتا عکس توییت این افراد را بخوانیم اما آنها با خط سفید به نت وصل هستند .
اگر نت بین الملل مشکل امنیتی دارد چرا با پرداخت پول و نت سفید حل میشود!!
🔺المیادین: ایران در طول جنگ، حداقل ۲۴ پهپاد MQ-9 آمریکا به ارزش یک میلیارد دلار را نابود کرده است
این دست اخبار شدیدا خطرناک است
این اخبار همان هندوانه زیر بغل گذاشتن است
بودجه سالانه ارتش آمریکا چیزی حدود هزار میلیارد دلار است .این نابود شدن این تعداد هواگرد در ارتش آمریکا هزینه ای نیست...
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سالروز آزاد سازی خرمشهر مبارک باد
برای من جنگ هشت ساله سه قسمت دارد
قسمت نخست نیمه اول سال پنجاه نه تا شروع رسمی جنگ
..
این قسمت را در نامه و گزارشهای واحد های نظامی و هشدار آنها به تهران بخوانید .در مصاحبه های افرادی چون امیر سیاری و ناخدا صمدی بسیار زیاد در مورد این موعد حرف زده شده ..
قسمت دوم آغاز جنگ و غافلگیری ایران و پیشروی سنگین عراق از دست رفتن خرمشهر تا باز پس گیری عراق
این مدت یعنی نوزده ماه خاک خرمشهر در اسارت بعث بود.
تمام عملیات های بزرگ و مهم ایران در این نوزده ماه مطالعه کنید حتی به شکل روزنامه خوانی.
بازه بعدی از فتح خرمشهر تا پایان جنگ و قطعنامه پایان جنگ .....
این دو تایم قبل و بعد فتح خرمشهر حرف ها دارد ...