عروسی های شمال اینجوریه که یدونه قر هم تو کمرت نمیمونه همه رو خالی میکنی :-D
وقتی نشستی پشت سرِ من حرف زدی کیفیت زندگیت بهتر شد بزرگوار؟
یا هنوز همونجوری بدبختی؟
یکی مدام تو سرم میگه «حلش میکنم»، بدون اینکه دیگه خودش هم بدونه چی رو و چجوری.
«من یتخلّی عنّي وقت حاجتي له لست بحاجته کل الوقت...!»
«کسی که مرا هنگامِ نیاز رها میکند، دیگر نیازی به بودنش نیست...!»
هدایت شده از فریادِ بیصدا..
فهمیدم که بله ، آدم میتواند در خانهاش نشسته باشد
شادترین رنگ ها را پوشیده باشد
لبخند بزند و چای بنوشد
و به مرگ و نیستی فکر کند.
بعضی از رفتنها مقدسه. باید پذیرفت گاهی نمیشه موند و ساخت. با کشورت، با والدینت، با کسی که دوستش داری.
شرایط دروغ اند! اگر انسانی انسان دیگری
را دوست بدارد، برایش جنگ به پا می کند