وقتایی که روحیه شدیداً مظلوم پیدا میکنم طوری که انگار یه بچه چهار ساله ام که رفته مهد کودک و بقیه بچه ها براش قلدری کردن و اون کسی و نداره، دلم میخواد سرم و بکوبم تو دیوار طوری که مغزم رو دیوار به نمایش در بیاد^^
من هر بار خواستم با یکی حرف بزنم و بگم خوب نیستم به خودم اومدم دیدم دارم به حرفاش گوش میدم و آرومش میکنم.
دوره غمت هم تموم میشه عزیزم، با آدمهای جدید آشنا میشی، کارهای جدید میکنی، تجربههای جدید برات پیش میان و مسیرت کم کم عوض میشه، دور میشی از غمت، دور میشی از تاریکی، زیاد نگرانش نباش.