هر بلایی کز تو آید رحمتیست
هر که رآ رنجی دهی، آن راحتیست
حضرت آقا
_
امروز رزمایش بسیج بود ساعت شیش و نیم ما از هفت رفتیم یک ساعت خورده ای داشتن اماده می شدن بسیجیا و فضا، اومدیم بیرون برای رزمایش
_خیابان هاشمیه
برنامه تموم شد رفتیم سمت همون جای همیشگی برای تجمع
رفتیم کلی صحبت کردیم برای اینکه بتونیم بریم توی مکانی که اماده کرده بودن
(جای تجمع ما با همکاری یک دانشگاه هست قسمتی از دانشگاه رو برای یه برنامه اماده کرده بودن) ساعت یازده رفتم تو، کلی اتفاق افتاد تا اینکه رسیدیم به اصل ماجرای اونجا که در مورد حضرت اقای شهید مون بود. با دیدن چیزی که اونجا بود از ذوق و غم (تناقض) نمی دونستید چیکار کنید
تازه تموم شد و ما تازه رسیدیم خونه
تازه هم شام خوردیم.
ابرهای پف پفی☁️𓅯
هر بلایی کز تو آید رحمتیست هر که رآ رنجی دهی، آن راحتیست حضرت آقا _ امروز رزمایش بسیج بود ساعت شیش
این متن با کلی خواب نوشته شده
بچه ها اگه مشهدید واقعااا پیشنهاد میکنم برید
هر شب موقع تجمع برای اون برنامه اسم نویسی میکنن قرعه کشی میشه بعد اسم هرکی درومد میره تو
یک شب خانوما یک شب اقایون
هر کس خواست بره بگه ادرس بفرستم
خیلیی طرح قشنگی بود واقعا
چون شاید بعضیاتون برین نمیخوام بگم که چیا بود اونجا