در یک مهمانی
یک خیابان
یا حتی یک مغازه، چرا بر حسب اتفاق
ما جایی به هم بر نمیخوریم؟
من میفهمم که صحبت کردن راه چارست
ولی صحبت کردن در مورد چیزی که بارها راجبش صحبت شده بی فایدست .
هدایت شده از چآیخانهِبهمنِ؛
تو همان هیچی من هستی،
که هرگاه کسی میگوید
به چه فکر میکنی؟
- میگویم هیچی
چو بهار درین دیار فرا رسد ، باغي پرگل و شاداب از خاک برآید ، هزاران گل پرپر در این زمین نهادهایم .
𝐚𝐛𝐬𝐨𝐥𝐮𝐭𝐞 𝐬𝐢𝐥𝐞𝐧𝐜𝐞
تاوقتیلبهستچراپاچهبگیریمازهم!؟
بیا در لابه لای ورقه های کتاب یکدیگررا ببوسیم؛
نگران آبرو هم نباش اینجا کسی کتاب نمیخواند .