eitaa logo
𝑳𝒐𝒔𝒕 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒏𝒐𝒊𝒔𝒆
992 دنبال‌کننده
66 عکس
127 ویدیو
0 فایل
در هیاهوی این جهان گم شده‌ام، میان هزاران صدا و آدم. اینجا تکه‌ای از سکوت من است؛ جایی برای کلمات، فکرها و من.🫂❤️‍🔥 "اینجا گوشه‌ای از سکوت، فکرها و کلمات من است. ♡ اگه اینجا به دلت نشست، خوشحال میشم بمونی:)"
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از R,h
Time for tab Rihan تاساعت۶ صبح بمونه و به هیچ عنوان پاک نشه پست هم ممنوع است🌟💆🏻‍♀ . .
هدایت شده از R,h
یـــه جـــا پیـــدا کـــردم ، بـــا مــداحی های میبرتــت کـــربــلــا و برمیگــردونه 𖧧 ָ֪֢❤️‍🔥✨🥺 اینــجا همــه بخــاطر امــام حسیـــن اومــدن ، چــون فقـــط مخــصوص عــاشقای امــام حســینِ ᯓ𓏲 🎧☕🌝 𝐉𝐎𝐈𝐍 M A J N O O N 𓍯 ּ ֶָ امـــام حســـین بــه اینــجا نظــر کــرده : ) 🌱🖇❤️‍🩹 بـــدو تـــا لینـــکش رو پـــاک نکـــردم ، عضــو نشـــی انـــگار مُحــرم و مــداحی࣫͝اش رو از دســـت دادی👀🕶📿
هدایت شده از forbidden love
پینار: ترسیده به ماهوین بیشتر چسبیدم و گفتم: < تروخدا کمکم کن ماهوین من بی‌گناهم بخدا من چیزی به کسی نگفتم > ماهوین : نترس دخترم علی: این‌دفعه دیگه می*شمت دختره جا*وس حامی: خشمگین تماشاگر این دعوا بودم اما از اولش میدونستم کار این دختر تمومه و یه روز میمیره چرا همون اول ن*تمش پینار گریه می‌کرد اون مقصر بود و باید تاوان می‌داد ادامه دارد....
هدایت شده از forbidden love
حامی: این لومون داده علی: با چشمای به خ*ن نشسته سمت دختره نگاهی انداختم و سمتش قدم برداشتم سرشو از روی پاهای ماهوین بلند و با دیدن چشمای و*شیم ترسش بیشتر شد ماهوین: از حرف های علی و حامی چیزی متوجه نمی‌شدم اما تنها چیزی که حس می‌کردم این بود که پینار کاری نکرده با داد علی دست از فکر برداشتم علی: < بلند شو ز*که خ***ب> ادامه دارد.....